چرا روزنامه نگاری الکترونیک ؟

در روزگاری که بسیار از کشور ها با سرعتی باور نکردنی به سوی الکترونیکی شدن پیش میروند سهم کشور ما از این برچسب " الکترونیکی " شدن در عرصه ی مطبوعات و روزنامه نگاری الکترونیکی بیش از هر بعد دیگر آن مشهود است . قطعاً این به دلیل آنکه ذاتاً به سوی تحقق دولت الکترونیک پیش میرویم نیست چرا که لازمه ی دولت الکترونیک حداقل داشتن انترنت پرسرعت با کیفیت مطلوب و بدون قطعی های مکرر و فراگیر بودن استفاده از آن است که متاسفانه ما نه تنها از آن محرویم ایم بلکه با فیلترینگ بیش از پیش سایت ها رو به رو هستیم!
پس به راستی چرا روزنامه نگاری الکترونیک ؟
من فکر میکنم هجوم به سمت روزنامه نگاری الکترونیک در نتیجه ی فشارهای گسترده اعمال شده بر خبرنگاران و روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و آزاد اندیشان در بیان عقایدشان است. به عبارت دیگر میتوان گفت گرایش به روزنامه نگاری الکترونیک نوعی پاسخ پویا به سایه سنگین سانسور حاکم بر جامعه و تنها مطبوعات است.
تعطیلی روزنامه های چپ گرا به بهانه های واهی طی یک مدت کوتاه نمونه ی بارز آن است. از طرف دیگر عدم امکان درج واقعیت نهفته در رویداد هایی که در جامعه رخ میدهد تا جایی پیش رفته است که گاه اصل خبر مورد تحریف خبرگزاری ها و روزنامه های در حال انتشار قرار میگیرد و بی اعتمادی کاربران به رسانه های دولتی را به همراه دارد لذا بسیاری از افراد در تلاش برای دریافت اصل خبر وبلاگ های روزنامه نگاران را معتمد تر می یابند و در این میان سایت هایی چون بالاترین و بازنگار با گردآوری داغ ترین خبرهای روز کمک شایانی به دسترسی سریع به اخبار نموده اند.
وبلاگ خانه ای است مجازی برای زدن حرف هایی از جنس دیگر ... حرف هایی که برای گفتن آنها دیگرمجبور به دست و پا زدن در در حصار خطوط قرمزی که روز به روز عرصه را بر ما تنگ تر میکنند نیستیم ... دیگر لازم نیست منتظر شویم تا سردبیر یا مدیر مسئول تک تک جملات ما را موشکافی کند تا احیاناً مجبور به حذف یا درج جملاتی بشویم که به آن تمایل نداریم. لذا خانه ی مجازی ما نوعی دموکراسی را برایمان به ارمغان می آورد که در دنیای واقعی از لمس آن محروم ایم...
احساس عدم امنیت در ابراز عقاید تا این اندازه مشهود است که گاه به وبلاگ هایی بر می خوریم که نویسنده از درج نام و هویت واقعی خود امتناع میکند اما به نظر میرسد نیاز به یافتن مکانی برای بیرون ریختن تراوشات ذهنی و دغدغه های روزمره اینجا را امن ترین مکان برای خوذ یافته اند.
از این روی وبلاگ اگرچه يک صفحه شخصی در شبکه اينترنت است که با وبسايت تفاوت های فراوانی دارد اما در ايران پس از بسته شدن تعداد زيادی روزنامه و نشريه در سال های اخير و مسدود شدن تعداد زيادی از وبسايت های معروف، وبلاگ به پديده ای پرطرفدار تبديل شد و شمار وبلاگ های ايرانيان از ده ها هزار فراتر رفت. اکنون با گذشت زمان، اين وبلاگ ها رفته رفته به شبکه هايی گسترده تبديل شده اند که بعضا اقدام هايی هماهنگ و گسترده از جمله ثبت اعتراض نامه هایی در خصوص حفاظت از نام خلیج فارس، جلوگیری تکه تکه شدن دریاچه خزر، اعتراض به آبگیری سد سیوند و ... را سازماندهی و اجرا کرده اند.




