زاینده رود، این روزها...

این روزها، که قدم می زنم در کنار رود... رودی که بود ....

دلم تنگ می شود برای صدای پای آب

دلم بهانه می گیرد برای بغض پل های تشنه

برای پل هایی که حتا اشک هایشان خاک شکاف خورده ی نالان را سیراب نمی کند .

این روزها، هرجا قدم می زنم، قاب ها رنگ آب را کم دارند و آسمان، دلتنگ عکس خویش است در آینه ی رود.

من، یادگارهای آبی خویش را قاب کرده ام تا یادم نرود شهرم در عطش آب می سوزد. و آدمهایش در حسرت آب، بر کف کویری رود قدم می زنند، به یاد مرغ های مهاجر... تا از یاد نبریم، شهری را که مردمش به زندگی رود، زنده اند...

 

این عکس ها ... که عکس نیستند فقط، واقعیتی دردناک اند ... گریه ام می اندازند ....

بحران آب در اصفهان

امروز، همایش بررسی علل بحران آب در اصفهان، در بستر زاینده رود که وجه تسمیه اش این روزها بیشتر به یک پارادوکس معنایی شبیه شده، برگزار شد.

استقبال مردم عادی، علاوه بر متخصصان و کارشناسان بیانگر احساس نگرانی مردم اصفهان در این رابطه بود. جمعیت نسبتاً زیادی هم  خارج از فضای پیش بینی شده برای برگزاری این همایش و در پارک شنونده ی صحبت های سخنرانان بودند.

صحبت ها بیشتر حول نقد بر نحوه ی مدیریت آب در استان چهارمحال و بختیاری و ادعای اختصاص ناعادلانه ی آب بین دو استان بود و اینکه خشکسالی زاینده رود در نتیجه ی آن است... من اما انتظار داشتم در پایان این همایش و بعد از آن همه انتقاد به مسئولان استان چهارمحال و بختیاری، پیشنهادها و راهکارهای عملی ارائه شود .... راهکارهایی که نگاه های نگران نه تنها اصفهانی ها  که همه ی دوستداران میراث فرهنگی و طبیعی را متقاعد کند.

محور سخنرانی دکتر ادیب تأثیرات اقتصادی بحران آب در اصفهان بود. ایشان با اشاره به اینکه اصفهان دومین شهر خدماتی کشور است و امروزه 80 درصد اشتغال در بخش خدمات است، گفتند: با بسته شدن آب به روی اصفهان، بحران اشتغال تشدید خواهد شد. دکتر ادیب در پایان گفت: اقتصاد استان اصفهان طبیعت باران پیدا کرده و عمرش را در سقوط طی می کند.

مهندس درویش نیز امروز مهمان دیار زنده رود بود و با سخنرانی متفاوت خود درساعت انتهایی این همایش، خشم برخی و تشویق برخی دیگر را برانگیخت.

ایشان با اشاره به اینکه ایران یکی از 18 کشور اولیه عضو کنوانسیون رامسر بوده  است و کشورمان روزی پیشگام  حمایت از تالاب ها بوده است  و اهمیت حضور تالاب ها در آن زمان در کشورمان درک شده بود گفت: سال هاست که کاستی هایی در این زمینه صورت گرفته است . از دیدگاه استاد درویش مرزهای استانی بی معنا می نمود و ما  به عنوان یک شهروند جهانی موظف به پاسداری از میراث طبیعی هستیم. بحران های زیست محیطی چه در اثر ایجاد نیروگاه مفتح در همدان باشد، چه در اثر احداث کارخانه ی یزد تایر، چه در اثر آبیاری غیر اصولی غرقابی اراضی باشد و ... یا هر کار غیر کارشناسی دیگر، همه ی ما ایرانیان از بابت آن متضرر خواهیم شد، فارغ از اینکه در چه استانی یا حتا در چه قاره ای زندگی می کنیم.

به عقیده ایشان شناسایی و استفاده صحیح منابع انسانی و سرمایه های تاریخی می تواند اوضاع را بهبود بخشد. مهندس درویش با اشاره به سرمایه گزاری 55 میلیارد یورویی اروپایی ها در سواحل و بیابان های لیبی، تونس، مراکش، الجزایر و ... به منظور تحصیل انرژی خورشیدی و تولید الکتریسیته گفت: این مزیت در کشور ما وضعیت بسیار مطلوبتری دارد. به عنوان مثال در جنوب کشور آلمان میزان بهره برداری حداکثر به 1150 کیلو وات در هر متر مربع می رسد حال آنکه این رقم در سواحل دریای مازندران 1100 کیلو وات در هر متر مربع است. با این حال کشور آلمان 25 درصد از انرژی خود را از طریق انرژی های باد و خورشیدی تأمین می کند . مهندس درویش در ادامه گفت: طبق رده بندی سانا ، استان اصفهان پتانسیل خوبی در بهره برداری از انرژی خورشیدی می تواند داشته باشد و با تکیه بر تولید انرژی خورشیدی می تواند اشتغال پایدار ایجاد کرده، روند رو به کاهش سطح آب های زیرزمینی را نیز مهار کند. هم چنین می تواند به عنوان یک استان ثروتمند نیاز بقیه استانها را نیز در انرژی تأمین کند .

 مهندس درویش با مطرح کردن این پرسش که استان اصفهان با آن سابقه ی غنی فرهنگی و سرمایه های انسانی چرا نمی تواند  این مهم را عملی کند و دوباره آن تصویر زیبا را به زاینده رود و اصفهان برگرداند، گفت : هر منبع طبیعی و دارایی زیست محیطی می تواند نوعی سرمایه طبیعی محسوب شود که ارزش آن برای جامعه طبق تعریف با ارزش استهلاک منافع آتی که میتوان از مصرف آن دارایی به دست آورد، برابر است. وی با یادآوری  اصل پنجاهم قانون اساسی گفت: حفط محیط زیست لازمه ی تداوم اجتماعی حیات رو به رشد مردم ایران است. و نگرانی و افسردگی مردم اصفهان از بابت خشک شدن زاینده رود و بار روانی حاصل از آن به هیج روش اقتصادی قابل محاسبه و جبران نیست. این نشانگر آن است که ما باید با بازمهندسی اولویت های راهبردی خودمان جسارت یک جراحی را در چیدمان توسعه خودمان داشته باشیم.

وی با بیان آنکه کشت های گلخانه ای و آبیاری های تحت فشار می توانند راه حل های مناسبی برای بالا بردن راندمان بخش کشاورزی باشند، اضافه کرد : مزیت های دیگری در استان اصفهان وجود دارد که به مراتب منافع اقتصادی آن بیشتر است.

مهندس درویش در پایان گفت : یادگیری، تنها ثروتی است که چپاول گران نمی توانند غارتش کنند. ثروت حقیقی یک ملت در اندوخته ی طلا و نقره و چاه های نفت و گاز آن نیست. در توان یادگیری او، در بصیرت او و در درستکاری فرزندان اوست.

 

پ ن ۱ : مصاحبت با استاد درویش و دوست قدیمی شان، برای من باعث افتخار بود.

پ ن ۲ :  تصاویر امروز را در ادامه مطلب ببینید.

ادامه نوشته

ما به جام جهانی رفتیم !

این نوشتار خطاب به آن دسته از افرادی است که حضور معترضانه ایرانیان در تمام شهرهای ایران و حتا دیگر کشورها را کمتر از تعداد آراء یک صندوق رای دانستند و در پاسخ به هر سوالی، وضعیت موجود را به یک بازی فوتبال تشریح کردند.

میخواهم بگویم :

اگر منظورتان از تشبیه اوضاع موجود به بازی فوتبال این است که ما مثل تیم ملی فوتبال ایران، بی برنامه و ناموفق عمل کردیم باید بگویم که اتفاقا ما هدفمند عمل کردیم و میدانستیم از رأی دادن چه میخواهیم. اگر بخواهیم تشبیه ایشان به بازی فوتبال را ارج بنهیم و بخواهیم در همان چارچوب و با همان ادبیات عامی و غیر سیاسی با ایشان صحبت کنیم باید بگویم: اتفاقا این تیم فوتبال که شما از آن حرف میزنید به جام جهانی راه یافت....

در اینجا ببینید که زاینده رود، که اتفاقا این روزها از بی "باران" ی خشک شده است، چه روزی را به خود دید.

رای من، کروبی

داستان جالبی است این روزها ... و این جریان رأی دادن ما ! رأی اولی نیستم اما این اولین باری است که تصمیم به رأی دادن دارم ،نه به خاطر انتخاب کسی ... که بیشتر به انگیزه انتخاب نشدن کسی.

یک هفته فعالیت شبانه روزی در ستاد ۸۸ حامیان میرحسین، فعالیت در کمپ های سیار و تشویق شهروندان به رأی دادن و متقاعد کردن آنها به رأی دادن به میر حسین من را هر لحظه بیشتر از قبل دچار تردید کرد.اینکه چرا بین یک " اصلاح طلب" و " اصلاح طلب اصول گرا" دومی را انتخاب کرد در تناقض بودم. گشت و گذار میان مردم از همه صنف و طبقه، بازاری و کاسب، استاد و دانشجو، کارگر و کارمند، خانه دار و ... و هربار با شنیدن نظرات مختلف و بحث کردن ها به این نتیجه رسیدم که شوربختانه بسیاری از طرفداران سید سبز، سیاه شده اند و دلیل قاطعی در دفاع از عقیده خود ندارند. سه بار استفعا در دوران نخست وزیری اش، عقبگرد وی طی بیست سال گذشته که خطرات هم به خوبی احساس میشد، عدم اعلام برنامه و تصمیمات قاطع ایشان وزنه های سنگینی هستند که دو کفه ی ترازوی قضاوت شخصی مرا هم تراز نمیکنند... چرا باید میان "اصلاح طلب اصول گرا" و " اصلاح طلب" بی چون چرا، اولی را گزید؟! اگر آقای میرحسین به واقع نگران است و خواهان اصلاحات چرا با وجود مهدی کروبی، به میدان آمد ؟ چرا دو دستگی ایجاد کرد؟  سوال بزرگتر اینجاست که چرا بزرگانی همچون عمادالدین باقی، عطاءالله مهاجرانی، محمد قوچانی، کرباسچی و ... که طی سال های گذشته هزینه های سنگینی بابت بیان عقاید خود پرداخته اند و اصلاح طلبی خود را از همان بدو تولد این واژه به اثبات رسانده اند، شیخ را برگزیدند و نه سید را؟ آیا علت آن نیست که کروبی را بیشتر مرد عمل میبینند و نمیخواهند داستان تلخ شکست اصلاحات دوباره تکرار شود. تردید من در آخرین لحظات مناظره دیشب به یقین مبدل گشت... آنجا که میرحسین  پاسخ قاطعی به سوال کروبی  نداد... به راستی چرا میرحسین زودتر از این ها احساس خطر نکرد؟ مگر در بیست سال گذشته هیچ خطری ایران ما را تهدید نمی کرد؟ وی در حالی از دوران نخست وزیری اش به نیکی یاد کرد و آنچنان با قاطعیت گفت : من همون مرد قوی زمان جنگ ام، که گویی تاریخ استعفای وی را از مقام نخست وزیری از یاد برده است !

کروبی با قاطعیت حرف از "تغییر" میزند اما میرحسین با برانگیختن احساسات و سوء استفاده از پتانسیل نهفته در جوانان به راستی چه هنرمندانه با مچ بند سبز، چشم بند سیاه بر نگاه  بسیاری از شهروندان زد... این واقعیت هم ناگفته نماند که طی هفته ای که در ستاد فعال بودم، شاهد پخش پوسترهای موسوی در تیراژ ده هزار نسخه ای در شهر بودیم و طبق اظهارات مسئولان ستاد هیچ یک از این پوسترها از طرف ستاد مرکزی نبود ! حال اینکه این کار چه منفعتی برای چه کسانی به دنبال خواهد داشت که رقابت بین احمدی نژاد و موسوی اوج بگیرد و سعی در کمرنگ کردن نقش مهدی کروبی داشتند را نمیدانم !

اگر موسوی همراهی خانم رهنورد را به عنوان دلیلی بر احترامش به جایگاه زنان، تلقی میکند اما معماون مهدی کروبی در امور بانوان، خانم کدیور، به کمپین یک میلیون امضاء پیوست. این است فرق اصلاح طلب اصول گرا و اصلاح طلب واقعی خواهان تغییرات.

کسانی که این روزها در خیابان عکس های موسوی را در دست دارند و تا پاسی از شب در خیابان ویراژ میدهند و آهنگ میخوانند و ... از وی حمایت میکنند، آیا تضمینی هست که فردا روزی که موسوی وعده هایش را محقق نکرد از او خواسته هایشان را مطالبه میکنند؟

نکته تاسف بار بعدی اینحاست که عده ای با استناد به اینکه رای موسوی بیشتر است و با رای دادن به کروبی رای ها شکسته می شود، موسوی را برگ برنده برای شکست احمدی نژاد میدانستند.

حال آنکه شخصا بر این باورم که : تنها سهم ما از لمس دموکراسی همین یک برگ رای است و در اولین دور انتخاب، میتوان گزینه مطلوب را برگزید. رای من، کروبی است... دوستش دارم. نجابت گفتارش را، در صحنه بودنش را، مقاوم بودنش را، مصمم بودنش را، رک بودنش را و ... علاوه بر همه اینها برنامه های پیشنهادی اش را خوانده ام . او تنها کسی است که در این عرصه ی بی اعتمادی و دروغ پروری اطمینان منِ بدبین به آینده را جلب و امیدوار کرد....

دوستان ! ایران امروز ما به امیرکبیر بیشتر نیاز دارد تا به کمال الملک...

  

 

 

 

بانوی اول کشور در کنار مرد دوم کشور !

 

این روزها کلمه " بانوی اول" یا فرست لیدی First Lady رو در خبرهای انتخاباتی  می بینیم و می شنویم. یادمون نره که تا همین چند وقت پیش فعالان کمپین یک میلیون امضاء رو که برای احقاق حقوق برابر زن و مرد فعالیت میکردند  بی دلیل دستگیر میکردند اما امروز که وجود همسران کاندیدا های ریاست جمهوری میتونه به نوعی نشان دهنده طرز تفکر آن کاندیدا به مسئله حضورزنان در جامعه و در سطحی برابر با مردان باشه، به شدت مورد تایید و تقلید قرار گرفته و به تکنیک تبلیغاتی خوبی تبدیل شده است.

این موضوع زمانی توجه من رو جلب کرد که آقای احمدی نژاد در جایی از صحبت هاشون در مناظره با آقای موسوی از عبارت " مرد دوم مملکت" استفاده کرد.

                                

پ ن : برای من، به عنوان یک زن ایرانی مایه افتخار هستش که همسر ریاست جمهوری در کنار رئیس جمهور، دست در دست و شانه به شانه حرکت کنند... اما اینکه هدف از این حرکت دقیقا چیست، خیلی برام مهمتره ... چون اگه هدف از این اقدام، جمع آوری رأی بیشتر باشه جای تأسف داره  اما اگه این  اقدام نتیجه ی باور کردن نقش تأثیر گذار زنان در عرصه اجتماعی بوده باشه، جای خوشحالی و امیدواری داره.

درهای بسته انتخاب، پنجره ی بازِ امید

فضایی که این روزها در سطح شهر میبینیم فضای جالبیه. فضایی که توی چهار سال گذشته حتا نمیشد بهش فکر کرد. این روزها واژه ی آزادی رو زیاد میشنویم. پیشخون روزنامه ها پر از روزنامه های منتقد شده. موج انتقاد ها و تحلیل های وب سایتهای حامیان اصلاحات و .... به راستی که چقدر لمس چنین فضایی لذت بخشه. امیدوارم فضای حاکم این روزها به زودی تموم نشه با اینکه خیلی مشتاقم هرچه زودتر به استقبال رئیس جمهوری جدید بریم ! انتقاد هایی که کاندیدا ها از سیاست های دولت میکنند شاید حرف خیلی از دانشجویان، کارگران، معلمان و ... هستش. درخواست های صنفی که بیانش خصوصا طی چهار سال گذشته هزینه های سنگینی برای معترضین به همراه داشت. اما امروز، شنیدن همین حرفها از زبان کاندیدا ها برای اونها با امتیاز و تشویق همراه میشه !

دیشب اما مستر پرزیدنت فعلی ما ! طبق معمول همیشه منکر محدودیت های موجود در کشور شد. احمدی نژاد گفت : در زمان ما هیچ روزنامه ای تعطیل نشده ! ( آقای احمدی نژاد میتونم بپرسم روزنامه هم میهن زمان چه کسی تعطیل شد ؟ هفته نامه شهروند چطور؟ !) ادبیات تحقیر کننده و تحریک کننده آقای احمدی نژاد برای من بیگانه نبود... ادبیاتی که طی چهار سال گذشته به هر سازمان و اداره ای که سر میزدی اونی که باید امضای نهایی رو میکرد با ادبیات مشابهی باهات حرف میزد. این اولین باری نبود که آقای احمدی نژاد با توهین و تحقیر حرف میزد .به یاد بیارید اون سخرانی رو که روشنفکران کشور رو "بزغاله" خطاب کرد و زمانیکه گفت : من مخالفین رو لوله میکنم ...

 میرحسین اما در نهایت آرامش با حجب و حیا به سوالات پاسخ گفت اگرچه بعضا اضطراب بر او غالب شده بود، نفس هایش تند میزد و صدایش می لرزید . اگرچه طرفداران وی ( مخالفین احمدی نژاد) انتظار پاسخ های کوبنده تری را از وی داشتند اما باید به او حق داد... او حرمت را نگه میدارد، او به خاطر رفع اتهام از خویش آبروی دیگری را دستاویز قرار نمیدهد.

آقای احمدی نژاد ! در مناظره دیشب اخلاق شما اسلامی تر بود یا اخلاق آقای موسوی ؟

شما کظم غیض نکردید ! در حالیکه دست برادر مسلمان شما از دفاع کوتاه بود به او افترا زدید ! در استفاده از زمان هم عدالت را  رعایت نکردید .

آقای احمدی نژاد، مردم ایران تنها آنهایی که در سفرهای استانی تان به دنبال ماشین شما میدوند ، نیستند ! و البته تمام دانشجویان این کشور بسیجی هم نیستند . تمام کارگران هم صدقه های بی چو ن و چرای شما را در این ۲ ماه اخیر دریافت نکرده اند. 

آقای احمدی نژاد... اگر سه نفر از کاندیدا ها به عملکرد دولت شما انتقاد میکنند، اگر هواداران ایشان نیز از شما انتقاد میکنند.... اینها هم از میان همین "ملت" هستند که شما داعیه همدردی و همراهی با آنها را دارید.

 

 

میلیون ها زاغه نشین

میلیونر زاغه نشین عنوان فیلمی است که در مراسم اسکار 2009 هشت جایزه را به خود اختصاص داد. اگرچه که اختصاص جایزه اسکار بهترین کارگردان، بهترین فیلمبرداری و .. نشان از قوی بودن این فیلم از لحاظ فنی دارد اما اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای این فیلمنامه ای با درونمایه واقعیت تلخ زندگی که به دستمایه ی خوبی برای بردن اسکار تبدیل شده است !  

فیلمنامه، قطعا فیلمنامه خوبی بوده است اما درونمایه آن که اقتباس از واقعیت دارد و صحنه هایی که نمایانگر وضعیت کودکان زاغه نشین هندی است در اختصاص اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای این فیلم بی تاثیر نبوده است.

هند ... سالها مستعمره انگلستان  بود و امروز دنیل بویل، کارگردان " انگلیسی" با نشان دادن وضعیت زندگی میلیونها زاغه نشین هندی اسکار را در سابقه کاری خود ثبت میکند و هند همچنان زادگاه گاندی ها و زاغه نشین هاست...

        

انتفاضه ی کفش !

بدون شرح !

سایه سنگین ظلم

با دیدن این تصویر فقط همین جمله به ذهنم رسید: سایه سنگین ظلمُ بی عدالتی ُ نارضایتی ُ...

و مردمی که بر دیواری از خشت تکیه کرده اند و سایه هایی که سکوت سیاهی را  در مقابل آن جوان لبخند بر لب در سمت راست و یا آن  پسرک  در بهت فرو رفته که دستش را زده زیر چانه اش ... نثار این تراژدی کرده اند سایه هایی که  وجودشان بر دیوار قدیمی خشتی که هیچ بر آنانکه دیوار را ساخته اند هم سنگینی میکند

خلیج همیشه فارس

 

 تعداد امضاها از مرز یک میلیون گذشت.... قدم بعدی چیست یاران ایران زمین؟

خلیج همیشه فارس

 

نازنین نوری، بانوی زمین

                    

هفت سال پیاپی است که در چنین روزهایی مسابقات ملکه جهانی زمین در فیلیپین برپا میشود.

این مسابقه از دو سال پیش به این سو طرفداران بیشماری را از سرتاسر دنیا به خود جذب کرده است. زنان جهان میتوانند به نمایندگی  از کشور خود در این مسابقه شرکت کنند. زنان شرکت کننده می بایستی ضمن زیبا رویی در پاکیزه نگاهداشتن و حفظ محیط زیست نیز کوشا باشند. در میان زیبارویان شرکت کننده در مسابقه ی جهانی ملکه زمین نام نازنین نوری نیز به چشم میخورد. البته این بانوی ایرانی نه از طرف ایران بلکه به نمایندگی از کشور سوئیس در این مسابقه شرکت کرده است.

نازنین نوری 21 سال دارد و حدود هفت ماه پیش به عنوان ملکه زمین از سوی سوئیس انتخاب شده است. او می گوید: این اتخاب برایش سکویی است تا اعتراض خود را نسبت به خشونتی که علیه زنان اعمال میشود، بیان دارد و به این ترتیب پیکار خستگی ناپذیری را آغاز کند.

نازنین با حالت تاسف میگوید: خود در کودکی زیر اذیت و آزار پدر قرار داشته است و حتا مادرش را به خاطر خشونت های پدر از دست داده است.

نازنین نوری در 5 سالگی به همراه پدر، مادر و برادرانش به کشور سوئیس رفت .چهار سال پس از زندگی در سوئیس پدر ناگهان به تعصبات مذهبی اش باز میگردد و نازنین را مجبور میکند روسری بر سر کند و به همراه برادران خود به مدرسه ی قرآنی برود. رفته رفته خشونت پدر بالا میگیرد به طوریکه مادر مجبور میشود تنها با فرزندان در آپارتمانی جدا از پدر زندگی کند. پدر نازنین که طی این سالها از این اقدام مادر ناراحت بود، 4 سال پیش در حالیکه فرزندان در مدرسه بودند به زور وارد خانه شده و مادر نازنین را با دستان خود خفه میکند. پس از آن واقعه پدر طی دادگاهی در سوئیس به حبس ابد محکوم میشود و  از آن پس فرزندان تحت حمایت دولت سوئیس به مدرسه شبانه روزی میروند.

 نازنین نوری، با این سرگذشت دردناک از سوی کشور سوئیس به عنوان بانوی زمین وارد فیلیپین شد تا در مسابقه ملکه جهانی زمین یا بانوی زمین شرکت کند. نازنین نوری میگوید : از زیبایی و عنوان ملکه زمین بهره خواهد برد تا علیه خشونت فعالیت کند. او میگوید  با نام و یاد "مادر" وارد مسابقه جهانی بانوی زمین شد.

لازم به ذکر است این مسابقه روز گذشته در فیلیپین برگزار شد و نارنین نوری در میان 8 بانوی برگزیده نهایی قرار گرفت.

 مصاحبه کامل نازنین نوری را در اینجا بخوانید. 

 

هنگام ساخت سرويس بهداشتي، يك چاه هخامنشي در پاي تختگاه تخت جمشيد (پارسه) كشف شد!

يك چاه آب متعلق به دوره‌ي هخامنشي در 500 متري ورودي پلكان تخت جمشيد (پارسه) كشف شد.

افشين يزداني ـ باستان‌شناس ـ در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بيان كرد: اين چاه كه در بخش شرقي حاشيه‌ي شهر پارسه قرار دارد، هنگام انجام عمليات ساخت سرويس بهداشتي براي مجموعه‌ي تخت جمشيد (پارسه) كشف شد. پيدا ‌شدن چنين چاهي با قطر حدود يك‌ونيم متر در پاي تختگاه تخت جمشيد (پارسه) بي‌سابقه است.

اين عضو بنياد پژوهشي پارسه ـ پاسارگاد توضيح داد: با توجه به مشكلاتي كه چند سال در محوطه‌ي تخت جمشيد (پارسه)، بويژه در زمان اوج حضور مسافران در رابطه با سرويس‌هاي بهداشتي وجود داشتند، پروژه‌ي ساخت اين سرويس‌ها‌ در منطقه بايد اجرا مي‌شد. از اين رو، گروه باستان‌شناسي بنياد پژوهشي پارسه ـ پاسارگاد از بين چند گزينه‌ي موجود، محلي را كه در بخش باختري پاركينگ بزرگ عمومي تخت جمشيد (پارسه) قرار داشت، به‌عنوان محل اجراي پروژه مكان‌يابي كرد؛ ولي مسأله‌اي وجود داشت و آن اين‌كه چون اين محل داخل عرصه‌ي محدوده‌ي جهاني تخت جمشيد (پارسه) بود، براي اين‌كه به‌لحاظ چشم‌انداز آسيبي وارد نشود، بايد در سطحي پايين‌تر از زمين ساخته مي‌شد.

وي با بيان اين‌كه اين كار به خاك‌برداري تا عمق 5/2 متري نياز داشت، ادامه داد: در محلي كه براي ايجاد سرويس بهداشتي انتخاب شد، اوايل انقلاب ساخت‌وسازهايي به همين منظور انجام شده بودند، به‌طوري كه سطح محوطه داراي آلودگي ناشي از وجود سيمان و آجر بود، البته اين ساخت‌وسازها برداشته شده بودند. بنابراين در ابتداي كار، براي بررسي دقيق‌تر و اطمينان از نبود لايه‌هاي باستاني، دو ترانشه‌ي آزمايشي را تا عمق يك‌ونيم متر باز كرديم و متوجه شديم، محوطه به‌لحاظ ساخت‌وساز كاملا آلوده است.

او بيان كرد: پس از خاك‌برداري سطحي، براي ادامه‌ي كار در عمق بيشتر به استفاده از ماشين نياز بود. البته اين كار با نظارت كامل كارشناسان انجام شد تا در صورت مشاهده‌ي هرگونه نشانه‌اي از وجود آثار تاريخي، خاك‌برداري متوقف شود؛ ولي تا عمق 5/2 متر در محدوده‌ي 20 در 15 متر، به‌جز آثار خيلي ضعيف از انباشت سفال، چيز ديگري قابل رد‌گيري نبود.

اين باستان‌شناس گفت: در ادامه، با مشاهده‌ي آلودگي خاك با خاكستر به قطر 5/1 متر و در سطح خاك بكر در گوشه‌اي از محدوه‌ي خاك‌برداري‌شده كار را متوقف كرديم تا اين‌كه در عمق 5/2 متري به يك محدوده‌ي خاكستري‌رنگ برخورد كرديم و پس از تميز ‌كردن، متوجه شديم كه اين بخش، چاله يا گودالي با قطر حدود يك‌متر و بيست سانتي‌متر است.

يزداني اظهار داشت: البته در همان محوطه و همان سطح، دو چاه ديگر پيدا شده بودند كه كاملا جديد و داراي مواد فرهنگي جديد هستند؛ اما درباره‌ي اين چاه، پس از تخليه مشخص شد كه با بقيه تفاوت دارد و داراي مواد فرهنگي باستاني است.

وي با اشاره به اين‌كه پس از بررسي‌ها متوجه شديم، دقيقا به يك چاه باستاني برخورد كرده‌ايم، توضيح داد: تعداد زيادي ظرف سفالي ديده شدند كه با توجه به نوع و شكل قرار‌گيري آن‌ها، معلوم بود كه مخصوص برداشتن آب از چاه هستند. هم‌چنين ديواره‌هاي اين چاه طوري پوسته شده‌اند كه حتا جاي پاي چاه‌كن‌هاي قديمي نيز پديدار شدند.

به گفته‌ي اين باستان‌شناس، با توقف كار، ابتدا گزارشي به بنياد و سپس به پژوهشكده‌ي ارايه و قرار شد كه اين محوطه و محدوده‌ي حاشيه‌ي آن، كاوش باستان‌شناسي شود.

او با بيان اين‌كه محل پروژه‌ي ايجاد سرويس بهداشتي به داخل محوطه‌ي باغ پرديس منتقل شد و اشياي به‌دست آمده نيز براي مطالعات باستان‌شناسي و انجام امور مرمتي به محل بنياد پژوهشي پارسه ـ پاسارگاد منتقل شدند، گفت: پرسشي كه اكنون با آن روبه‌رو هستيم، اين است كه آيا اين چاه آب كه براساس اشياي به‌دست آمده تاريخ‌گذاري آن اكنون به دوره‌ي هخامنشي مربوط است و چاه‌هاي موجود احتمالي در اين محل به خانه‌هاي شهر پارسه متعلق بوده يا در يك فضاي باز ايجاد شده‌اند كه براي سربازان و افرادي كه در ارتباط با تختگاه و خاندان شاهي بودند، استفاده مي‌شدند.

 

يزداني هم‌چنين بيان كرد: در اين منطقه، يك چاه سنگي نيز كه به دوره‌ي هخامنشي متعلق است، در پاي كوه مهر وجود دارد. هدف عمده‌ي اين چاه با توجه به شواهد موجود روي كوه، دفع سيلاب كوه بوده است؛ ولي كشف يك ‌چاه آب به قطر حدود 5/1 متر پاي تختگاه در بستر زمين، بي‌سابقه است.

وي در پايان با اشاره به اين‌كه آزمايش كربن 14 با توجه به نمونه‌هاي جمع‌آوري‌شده از درون چاه، تاريخ‌گذاري دقيق را مي‌تواند مشخص كند، اضافه كرد: لايه‌نگاري چاه كشف‌شده، كاوش كامل محوطه و بررسي كامل اشياي به‌دست آمده، به بخشي از پرسش‌هاي ما براي كمك به شناخت بيشتر عرصه‌ي شهر پارسه پاسخ خواهد گفت.

منبع خبر

به بهانه روز جهانی روشندلان

خیلی از ما ها چشم داریم اما نمی بینیم. خیلی هامون چشم نداریم اما می بینیم. به نظر من دومی بهتره. خیلی حس خوبیه  وقتی بدونی داری دیده میشی ... با چشم  دیده بشی یا نه، مهم اینه که دیده بشی. مثل وقتهایی که صدات در نمیاد اما شنیده میشی ... بدون اینکه حرفی به زبون بیاری بفهمن چی میگی. واسه دیده شدن و شنیده شدن نه به چشم نیاز هست نه به گوش ... اگه "انسان" باشیم میتونیم هم ببینیم هم بشنویم بدون اینکه نگاه کنیم یا صدایی به گوشمون برسه. زبان مشترک همه ی ما، فارغ از اینکه ایرانی باشیم یا آمریکایی یا مال قطب جنوب، انسانیت ِ ... انسانیت.

درست مثل این دختر خانم ... نمی بینه اما میدونه که داره دیده میشه. برای همین رو به دوربین میکنه و میخنده، چه خنده ی شیرینی ...

 

                      او می بیند، خیلی بهتر از من و تو...

 

راستی ... یه خبر خوش ! محمداحمدی سرباز وظیفه ای كه بر اثر پرتاب مواد محترقه در حاشیه بازی پارسال تیم های فوتبال پیروزی و سپاهان در اصفهان از ناحیه دو چشم آسیب دیده بود با تلاش پزشكان بینایی یك چشمش را به دست آورد.

یکی تو، چهار تا من !!

چند همسری واقعیت تلخ زندگی زنان 

آیدا سعادت: تعدد زوجات به عنوان حقی که قانون و عرف در اختیار مردان قرار داده موضوع دادرسی پرونده های بسیاری است که پیامد های آن برای زندگی زنان و نهاد خانواده را می توان به سادگی با یک حضور کوتاه در دفاتر وکالت یا دادگاه های خانواده به وضوح دید. در ماده 1119 قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران در مورد تعدد زوجات چنین آمده است: طرفین ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بگذارند، مثل اینکه شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق کند یا علیه حیات زن سوء قصد یا سوء رفتاری کند که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد.
این قانون که لغو آن یکی از مطالبات کمپین یک میلیون امضا و جنبش
برابری خواه زنان در ایران است به دفعات مورد نقد و بررسی قرار گرفته و در لابه لای پرونده های ثبت شده در دادگاه ها می توان موارد روشن نابرابری زن و مرد در پیشگاه قانون را به وضوح دید. بررسی پیامدها و روند حقوقی این قانون از ورای موارد حقوقی ثبت شده با زهره ارزنی وکیل دادگستری موضوع گفت وگویی است که در ادامه مطلب می خوانید.

لینک مرتبط :
 
پ ن : یادمه بچه که بودم وقتی باخان داداشم بازی میکردیم یا سر خوراکی دعوامون میشد مامانم میومد بالای سرمون و میگفت : دعوا نداره که بچه ها. بعد رو میکرد به خان داداشم و  میگفت : یکی تو یکی مریم .
اما انگار الان اوضاع فرق کرده ! نماینده های مجلس طور دیگه ای فکر میکنن. شاید از همون بچگی یادگرفتن که بگن : یکی تو ، چهار تا من !  (از قول یک نماینده مرد)
ادامه نوشته

سفر به عتبات عالیات، جایزه ی رفتن به سیرک

معلم دینی مون همیشه میگفت اگه  قلب لطیفی داشته باشین و خدا هم طلبتون کنه، سفر به عتبات عالیات نصیبتون میشه. اما حالا انگار قضیه فرق کرده. شهردار کاشان مردم رو تشویق میکنه به تماشای سیرک بیان تا در قرعه کشی شرکن کنن و کمک هزینه سفر به عتبات عالیات رو دریافت کنن !

محمد خاکسار، مديرعامل سازمان رفاهي تفريحي شهرداري کاشان هدف از برگزاري اين برنامه را ايجاد تفريحات سالم و لحظاتي مفرح براي شهروندان و پر کردن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان ذکر کرد.

وي گفت: برنامه نخستين سيرک بزرگ خاورميانه از عيد مبعث تا نيمه شعبان - سالروز ميلاد منجي عالم بشريت(عج) - هر شب ويژه عموم در فرهنگسراي مهر سازمان رفاهي تفريحي شهرداري کاشان اجرا مي‌شود.

به گفته خاکسار، اجراي موزيک زنده کي برد، عمليات ژانگولر، بندبازي، شلاق‌زني اسپانيايي، شعبده‌بازي، اجراي برنامه قرقره، اجراي نمايش سگ‌هاي زنده تزييني، اجراي برنامه‌هايي با خرس‌هاي روسي، ميمون آفريقايي و مارهاي پيتون، اجراي طنز نمايش دلقک و اجراي نمايش شير آفريقايي از جمله برنامه‌هاي اين سيرک است.

وي افزود: طي شب‌هاي برگزاري، سخنراني و ارايه عملکرد توسط يکي از مسوولان شهرستان و برگزاري مسابقه با جايزه کمک هزينه سفر به عتبات عاليات از ديگر برنامه‌هاي جانبي اين سيرک است.

لینک خبر

پ ن : اگه کسی هم این سیرک رو بره و از دیدن شلاق خوردن حیوانات لحظات مفرحی نصیبش بشه یعنی از سفر به عتبات عالیات هم همین لحظات مفرح معنوی نصیبش میشه دیگه ؟! 

 

14 میلیون زیر نمودار سینوسی فقر !

14 میلیون زیر خط فقر

میخواستیم جاتون خالی کشک بادمجون بخوریم، طبق روال همیشه روزنامه رو انداختیم روی میز که این تیتر رو دیدم " ۱۴ میلیون ایرانی زیر خط فقر" .

 توی عکسی که در روزنامه سرمایه برای این گزارش کار شده، کودکانی دیده میشن که همگی به تکه نانی که روی زمین افتاده نگاه میکنند... حس کردم دارن به من نگاه میکنن. دلم گرفت... خدایا مگه صدای این بچه ها رو نمیشنوی؟

 

 

خسرو شکیبایی به خاطره ها پیوست

 

با شنیدن این خبر دلم گرفت... یعنی به همین راحتی رفت ؟

باورش سخته....

نابینای خردمند

محمد خزائلي در 1299 شمسي در اراک متولد شد. وی در دو سالگي به علت بيماري آبله بينائي هر دو چشم خود را از دست داد ولي اين امر موجب نشد که کنج عزلت بگزيند و براي رسيدن مرگ روزشماري کند بلکه مي گفت از همان زمان کودکي تصميم گرفتم تا مي توانم بياموزم و از آموخته هاي خود به ديگران نيز بياموزم.  تحصيلات مقدماتي را در مکتب خانه ها آغاز کرد ولي از 16 سالگي وارد مدارس دولتي شد. جالب اين است که محمد خزائلي هنگام تحصيل به تدريس هم مي پرداخت و با اطلاعات وسيعي که کسب نموده بود وزارت فرهنگ را قانع کرد که مي تواند به تعليم و آموزش بپردازد. او از سال ر1321 تحصيل دانشگاهي را آغاز کرد و دوره هاي ليسانس را در دانشکده هاي معقول و منقول و ادبيات و حقوق به پايان رسانيد. بعد توانست در رشته ادبيات و حقوق درجه دکترا بگيرد.

دکتر خزائلي شعر هم مي سروده و از سبک قديم پيروي کرده و تخلص او همان ( خزائلي ) است. دکتر خزائلي بعد از پايان دوره وکالت به کارهاي آموزشي اشتغال داشت و مجله ( روشندل ) را منتشر ساخت و گاه گاهي او را مي ديدم که ناگهان از درگذشت او مطلع شده و بسيار متاًسف شدم. گنجينه اي بود از اطلاعات در رشته هاي مختلف و نابينائي بود که مشعل علم و دانش را بر برابر هزاران هموطن خود برافروخت. دکتر خزائلي 8 فرزند دارد که اکثراً داراي تحصيلات عالي هستند.

خزائلي به تصديق اغلب دانشمندان و اهل فن در علوم مذهبي و ادبيات عرب و معقول و منقول، تصوف، علم تفسير و حقوق اسلامي و مذهب شناسي كم نظير بود. او در سال 1317 اولين آموزشگاه خزائلي را در اراك تأسيس نمود و سپس آموزشگاههاي ديگري را در تهران بنيان نهاد، وي بنيانگذار آموزشگاههاي شبانه در ايران و همچنين مؤسس اولين انجمن حمايت و هدايت نابينايان و آموزشگاه نابينايان بزرگسال در ايران است.
شادروان دكتر محمد خزائلي به آموزش بنيادها و نهادهاي ادبي خدمتي بسزا نموده است و تأليفات او درباره اعلام و احكام قرآن و حكمت مشاء و منطق و فلسفه شرق و منطق نظري و عملي از جمله منابع و مأخذ تحقيقات قرآني و فلسفي و منطقي به شمار مي آيند. وي همچنين كتابهاي ديگري در زمينه روانشناسي، زيبا شناسي به دانش پژوهان هديه نموده و با ياري دوستان خود از جمله دكتر حسن سادات ناصري كتاب بديع و دكتر محمد خوانساري كتاب مختارات و به مدد سيد ضياءالدين ميرميران دستور جاويدان و اسلوب الحديث را با كمك سيد عبدالباقي تنكابني به جامعه ادبي ايران تقديم نموده است.

دكتر خزائلي اخلاقا مرد سياست نبود امادر سال ‪۱۳۴۶‬از طرف حزب ايران نوين كانديداي نمايندگي مجلس شد و با ‪۱۵‬هزار و ‪ ۹۰۱‬راي به مجلس راه يافت.

هدف وي از قبول نمايندگي مردم در مجلس دفاع از منافع روشندلان بود و در اين راستا مجله "روشندل" را باهدف در جريان قرار دادن آنان از مسايل جهان بود.

دكترخزائلي عضو كميته نابينايان خاورميانه و نماينده اتحاديه بين‌المللي و عضو سازمان جهاني رفاه نابينايان بود و شعبه‌انجمن نابينايان را در مشهد ، كرمانشاه و رشت داير كرد.



دكتر محمد خزائلي نه تنها در راه نشر فرهنگ و معارف كشورمان براستي كوشش نمود بلكه در راه بهزيستي و بهسازي جامعه نابينايان ايران نيز خدمات ارزنده اي نموده است. وي در سال 1353 پس از يك هفته اغما در سن 62 سالگي چشم از جهان فروبست.

منبع: تحول رواني آموزش و توانبخشي
انتشارات سمت1381

پ ن : دکتر خرائلی عموی پدرم بودند. روحش شاد.

خیلی دلم میخواد اگه یه روزی توانایی اش رو پیدا کردم یک بنیاد فرهنگی جدید به اسم ایشون تاسیس کنم.

لینک مرتبط : خزائلی

عصای سفید

قواعد زيستگاه زمين

پايداري كه طبيعت‌شناسان آن را به‌عنوان توانايي كاركرد بي‌نهايت اكوسيستم‌هاي سالم تعريف كرده‌اند، به يكي از دغدغه‌هاي اصلي در دنياي كسب‌وكار مبدل شده است. شركت‌هاي پيشرو گام‌هاي بلندي را براي دستيابي به اين هدف برداشته‌اند. از جمله اين شركت‌ها مي‌توان به وال‌مارت اشاره كرد كه در تلاش است ميزان اضافات حاصل از بسته‌بندي را كاهش دهد و نيز نايكي كه مواد شيميايي سمي ‌را از مواد اوليه كفش‌هاي خود زدوده است. اما به گفته اونرا، مدير مركز لينكلن تاندربرد در زمينه اصول اخلاق در مديريت جهاني، پايداري چيزي فراتر از برداشتن گام‌هاي بيش‌تر در مسير بي‌نهايت است. پايداري در واقع خود مقصدي است كه زيستگاه سياره زمين (كه در طول ميلياردها سال آزمون و خطا تصفيه شده) الگوي كامل آن به‌شمار مي‌رود. اونرا چكيده برخي از درس‌هايي را كه مي‌توان از زيستگاه زمين گرفت، به‌صورت سه قاعده زير درآورده است:

از مواد اوليه سازگار با صرفه‌جويي استفاده كنيد. مديران مي‌توانند راهبردهاي تامين منابع خود را مورد بازنگري قرار دهند و با كاهش چشمگير شمار و نوع مواد توليدي كارخانه خود، چرخه بازيافت را سودآور كنند. براي مثال، پس از آن‌كه هرمن ميلر، توليدكننده لوازم منزل دريافت در توليد مهم‌ترين صندلي اين شركت دويست عنصر متشكل از بيش از هشتصد تركيب شيميايي به‌كار مي‌رود، نسل جديدي از اين صندلي را طراحي كرد كه برنده جايزه شد. در واقع 96 درصد از مواد اوليه اين صندلي، متشكل از عناصري بسيار محدودتر از نسل پيشين و قابل‌بازيافت بود.

منصفانه بازيافت كنيد. بهتر است توليدكنندگان از ابتدا محصولات خود را همراه با ارزش بازيافت طراحي كنند. براي مثال، صنايع شاو، فيبرهاي نايلون را از كفپوش‌هاي فرسوده براي توليد كف‌پوش‌هاي كاملاً نو بازيافت مي‌كند.

قدرت بسترسازي را به‌كار گيريد. معمولاً طراحي زيرساخت در صنايع در سطح اجزا رخ مي‌دهد، اما مواد موجود در آن قطعاً بستر اساسي‌تري را مي‌سازند. شركت پاتاگونيا توانسته است با بازيافت زيرپوش‌هاي كاري كاپيلن هزينه انرژي مصرفي خود را در مقايسه با استفاده از مواد اوليه دست‌اول، 76 درصد كاهش دهد.

قواعد زيستگاه زمين مي‌تواند به شركت‌ها بياموزد چگونه محصولاتي توليد كنند كه علاوه بر سازگاري با محيط زيست، هزينه‌هاي توليدي را كاهش دهند و در عين حال براي مشتريان جذابيت بسيار داشته باشند و نيازي نيست مديران براي رسيدن به اين اهداف، در انتظار انقلابي در زمينه فناوري سبز بمانند.

 

میزبان خوبی نبودیم

از رادیو پیام خبری با این عنوان شنیدم: " یک گروه ۱۰۰ نفره از گردشگران ایتالیایی وارد ایران میشوند" چند لحظه ای با خودم فکر کردم که آیا اصلا این رویداد ارزش خبری دارد یا نه ؟ آیا برای کشوری مثل ایران با تمدن، فرهنگ و تاریخ غنی ، آثار تاریخی و باستانی، وجود شخصیت های برجسته ی ادبی ،تاریخی و فرهنگی حضور یک گروه توریستی باید آنقدر غریبه و غیرمنتظره باشد که بازتاب رسانه ای داشته باشد ؟ پاسخگویی به  این سوال آنقدر ها هم سخت نیست. با یک محاسبه ساده میتوان دلیل عدم تمایل بسیاری از گردشگران در سفر به کشورمان را یافت. از دست رفتن وجهه ی جهانی ایران و تداعی شدن نام آن با تروریست در اذهان مردم بسیاری ازکشورها، اعمال محدودیت های گسترده ای که باعث میشود فضای مناسبی جهت تفریحات متنوع در کنار گشت های توریستی برای آنان مهیا نشود، عدم رسیدگی، پاسداری و مرمت آثار تاریخی و ترس از قربانی اختلافات سیاسی بین کشورها شدن و ضعف مدیریت در عرصه ی جذب و حفظ جهانگرد ...  بسیاری از گردشگران را از سفر به ایران بازمیدارد.

به علاوه آنکه وقتی دولت، تبلیغات سازمان یافته ای برای معرفی جاذبه های توریستی ایران صورت نمیدهد. گاهی نیز تیزر تبلیغاتی در کانال هایی مثل EuroNews پخش شده است که تنها به معرفی چند مسجد که یادآور معماری اسلامی است محدود شده است و همه ی اینها باعث میشود تا فرصت سفر به ایران تنها برای آن دسته از گردشگرانی محقق شود که نگرشی باز،  آگاه و علاقمند به فرهنگ کهن ایرانی دارند و فارق از مسائل جنبی که تا حد زیادی اصل موضوع را تحت تاثیر قرار میدهد علاقمند سفر به ایران باشد.

حال شما تصور کنید که یک غیر ایرانی در رسانه ای بخواند "  متخلفان جرائم رانندگی به مجازات شلاق محکوم میشوند" آیا هنوز هم باید از شنیدن خبر ورود یک گروه گردشگر ایتالیایی تعجب کرد؟ من تعجب نمیکنم. دلگیر وطن میشوم و متاسف. شاید ما میزبان خوبی نبودیم که دیگر برایمان مهمان نمی آید...