روزنامه یا آگهی نیازمندی ها ؟!

روزنامه " اصفهان امروز " یکی از چهار تا روزنامه ای هستش که در اصفهان چاپ میشه. نمیدونم چرا این روزنامه اینقدر تاکید داره که بگه " اولین روزنامه تمام رنگی در اصفهان " هستش ؟!! نمیدونم آیا برای یک روزنامه به عنوان وسیله ای برای آگاهی رسانی رنگی بودن مهم تره یا پر محتوا تر بودن ؟!! البته مسلما این موضوع به علاقمندی های مخاطبین هم بستگی داره . مثلا در کشور ما که سرانه مطالعه ۱ دقیقه در سال هستش و عادت به مطالعه روزانه در طیف کمی از جامعه دیده میشه شاید هم تاکید این روزنامه برای رنگی بودن چندان هم بی هدف نیست. یادم میاد در نمایشگاه مطبوعات که همین چند هفته پیش برگزار شد بسیاری از بازدید کننده ها تنها به هدف گرفتن بروشور تقویم خودکار یک مجله رایگان و ... از این قبیل سراغ غرفه ها میرفتن . در واقع غرفه هایی که خدماتی از این قبیل ارائه میدادند بازدید کننده های بیشتری هم داشتند . باز هم خوبه که نمایشگاه بلیط ورودی نداشت وگرنه معلوم نبود به جز غرفه داران و کسانی که به حخاطر علاقه به نماایشگاه میان آیا کس دیگه ای هم میومد یا نه ؟!!

بیشتر خانواده ها تنها به تلوزیون به عنوان یک منبع خبری اکتفا میکنند در حالیکه صدا و سیما آنطور که باید امانتداری رو در حوزه اطللاع رسانی رعایت نمیکنه و به علاوه بسیاری از خبرها هم با فیلترگذاری در رسانه های دولتی منعکس میشه.همه این توصیفات در شرایطی هستش که جامعه امروزی ما و فضای فعلی حاکم بر آن در وضعیت بسیار حساسی قرار داره و به عقیده من نیاز به آگاه کردن اقشار مختلف جامعه بسیار محسوسه . 

باز هم امتحان ... باز هم کابوس !

باز هم امتحان ... باز هم کابوس !

همیشه به این فصل و خصوصا این ماه از سال که میرسیم کلی افسوس میخورم که چرا باید توی این فصل قشنگ که میشه کنار زاینده روزد ساعت ها راه رفت و از طبیعت استفاده کرد باید بشینم و درس بخونم ؟ تازه باز اگر این امید وجود داشت که به احتمال ۳۰ درصد بعد از فارغ التحصیلی کاری مرتبط با رشته ام پیدا میکنم دلم نمیسوخت ! اما چه فایده ؟

اصلا به نظر من این هم یه جور ترفند واسه خواب کردن قشر دانشجو هستش. به این دلیل که ما مجبوریم واسه پاس کردن درسها ذهنمون رو از مطالبی پر کنیم که ممکنه آنقدرها هم مفید نباشه و در عوض از پیگیری اخبار روز دنیا و ایران یا حتی آگاهی از آخرین تکنولوژی ها باز بمونیم.

من که دانشگاه رو نا مفید ترین جا واسه پیشرفت میبنم...

 

 

آقای رئیس جمهور ! شما را چه می شود ؟

امشب در بسیاری از رسانه های بیگانه (!!) از جمله رادیو صدای آمریکا مصاحبه ای را که شبکه ۲ سیما پیش از انتخابات سوم تیر برای نامزد های انتخاباتی و از جمله احمدی نژاد ترتیب داده بود را بارها و بارها پخش کردند

احمدی نژاد در این نشست می گفت :

 " آیا واقعا مشکل جوان های ما این است که فلان دختر فلان لباس را ژوشیده ؟ یا فلان جوان فلان مدل مو را دارد؟مشکلات اساسی در جامعه ما این ها نیستند. ما بتید به دنبال تامین آرامش اجتماعی و روانی برای مردم باشیم. به سنت و تیپ و اخلاق های مختلف جامعه احترام بگزاریم. چرا با این کارها مردم را کوچک میکنیم ؟ "

آقای احمدی نژاد !!! آیا امروز این خوذتان هستید که این چنین مردم این جامعه را خرد می کنید ؟

دستکش لازم نیست بوسه با باتوم!

 

 

نشست شرم آور شرم الشیخ

نشست شرم آور شرم الشیخ پایان یافت.

در همین رابطه :

نشست سرم الشخ پایان یافت

پاسخ رایس به خبر نگار ایسنا

نمی خواهم به بهشت بروم

درست شنیدید دوستان ! من نمیخواهم به بهشت بروم.نمی خواهم به زور حجاب بر سر بگیرم . میخواهم حجاب از سر باز کنم تا یادمان باشد ۲۷ سال پیش با کشیدن این لچک بر سرهایمان چه کلاه های دیگری نیز بر سرمان رفت ...

گناه بی حجابی را به جان میخرم به جهنم میروم و پاسخگوی اعمالم خواهم بود  اما ذلت زندگی زیر سایه ظلم و تجاوز آقایان را نمی پذیرم.

آری ... من نمیخواهم به زور به بهشت بروم آخر خودش گفت اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشد ... 

 در همین رابطه :

فشار های داخلی فراگیر بر مردم

بی حرمتی به جامعه

بدحجابی ستیزی و معیارهای دوگانه

موسویان کیست ؟

رزو چهرشنبه در ایسنا خبری مبنی بر دستگیری سید حسین موسویان ديپلمات ارشد تيم سابق مذاكره‌كننده هسته‌اي خواندم . اعتماد ملی در شماره دیرزو تارخچه مختصر و مفیدی در رابطه با آنچه طی این ۳ روز در رابطه با موسویان رخ داده اسن نوشته که شما را به خواندن آن دعوت میکنم.

رايزني‌هاي گسترده براي آزادي موسويان

اتهام جاسوسي به همکار هاشمي

حسین موسویان کیست ؟

ایمانی که با شنیدن صدای ویولون بر باد رفت ...

سران کشور های اروپایی، همسایگان عراق و تعدادی از کشورهای اسلامی همگی دور یک میز برای صرف شام نشسته اند

خانم رایس وارد میشود و اندکی پس از آن خانم ویونولیست روسی با لباسی قرمز رنگ بر تن کنار میز شام حاضر میشود در همین حال آقای متکی که با دیدن این صحنه پایه های اسلام را سخت در خطر میبیند میز شام را بدون هیچ گونه عذر خواهی و به صورت کاملا ناگهانی ترک میکند !!

ظاهرا ایشان حضور یک نوازنده آن هم یک نوازنده ی زن با پوششی غیر اسلامی را مغایر با موازین دین اسلام میدانسته . با تمام احترامی که برای افراد از هر مقام و با هر افکاری که باشند قائل ام اما چند سوال در ذهنم مطرح شد :

اول اینکه اگر واقعا ایشان به موازین اسلامی تا این حد پایبند هستند چه لزومی داشته که آنقدر در پوشش ی این بانوی ویولونیست دقیق شوند و با دقت نگاه کنند که در نهایت به این نتیجه برسند که لباس ایشان خوب بوده یا بد ؟!

دوم آنکه مگر تنها ایشان از موازین اسلامی آگاهی دارند؟ آیا میزبانان این ضیافت شام که خود نیز مسلمان هستند با اسلام بیگانه اند ؟ آیا با شنیدن صدای ویولون یا دیدن این صحنه دین آنها به خطر افتاده است ؟ آیا اصلا  ایمان یک نفر باید اینقدر ضعیف باشد که با حضور در چنین موقعیتی پایه های اسلام را در خطر ببیند؟آیا بهتر نبود ایشان حداقل با عذرخواهی از سایر مهمانان میز را ترک میکردند؟

شاید هم اصلا دین و ایمان بهانه است و متکی به یاد رحیم مشاعی و حرف و حدیث هایی که تا مدت ها درباره وی گفته میشد افتاده و برای حفظ ظاهر و فرار از دردسر های بعدی این گونه رفتار کرده ؟!!!!

یک پیشنهاد : در کشور  اسلامی که ما در آن زندگی میکنیم همه چیز بر مبنای اسلام است ... گرچه نیار به توصیف نیست و خودتان  بهتر از این حقیر می بینید که طبق موازین اسلامی ما هیچ گونه فاصله طبقاتی تبعیض ظلم فساد بی عدالتی نابرابری دزدی اختلاس و ... در جامعه نداریم فقط این اواخر تنها به هدف ارتقاء امنیت اجتماعی و نه حتی مبارزه با بد حجابی برادران و خواهران دلسوز اسلام به ارشاد افراد جامعه رو آورده اند. شاید بد نباشد آقای متکی رحیم مشاعی و ... هنگام سفر به خارج از کشور عده ای از این خواهران و برادران دلسوز اسلام را همراه خود ببرند بلکه دیگر جوامع و کشورها نیز ارشاد شوند و امنیت اجتماعی در کشور آنها نیز ارتقاء یابد .

در همین رابطه :

راه هدایت جوانان: اول تذکر، بعد تشر!

 

فردا چه خواهد شد ... ؟

" آنجا، نبش کوچه مقصودي " عنوان مطلبی است تاسف بار که جامعه امروز ما دیگر با آن غریبه نیست و من از آمدن آن روزی می هراسم که دیدن چنین صحنه هایی در گوشه و کنار این شهر برایمان به عادت تبدیل شود...

 

 

به بهانه روز جهانی مطبوعات

امروز سوم ماه می ۱۳ اردیبهشت ماه روز جهانی مطبوعات بود

در ستایش قلم همه آنان که بی پروا نوشتند و بهای بیان عقایدشان حبس نفس در سینه ها بود.

به یاد همه آنان که تنها به بهانه کشیدن یک کاریکاتور یا درج واقعیت تلخ حاکم بر جامعه محکوم به سکوتند...

به امید مطبوعاتی آزاد در ایرانی آزاد.

شگفتا ... !!!

حالا اگر دانشجویان امیر کبیر اینطوری دور هم جمع بشن صدتا تهمت و فحش میشنوند اما اگر دوستان حزب اللهی هر تجمعی داشته بشند این جوری توی رسانه ها یازتاب میدن ... مطلب زیر رو بخونین خودتون قضاوت کنین .

در همین رابطه :

پروژه شکست خورد

بيانيه انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير در خصوص توطئه پخش نشريات مجعول

سومين روز تجمع در دانشگاه اميركبير

 جمعي از دانشجويان دانشگاههاي تهران در اعتراض به آنچه، از آن به عنوان هتك حرمت نسبت به يك دانشجوي محجبه دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران ياد مي‌كردند، ظهر روز پنجشنبه درمقابل سردر اصلي دانشگاه تهران تجمع كردند. ادامه مطلب