فیلترینگ ؛ ابزار آنانی که از آگاهی میترسند
فیلترینگ ؛ ابزار آنانی که از آگاهی میترسند
اینترنت ، فضایی است که به واسطه آن افراد میتوانند بدون پذیرش و کنترل و یا اعمال نفوذ فکری از طرف دیگران آزادانه به کسب آگاهی ، تبادل اطلاعات و برقراری ارتباط بپردازند.
اما با گذشت زمان ، فیلترینگ مهمان ناخوانده اینترنت شد تا آنجا که دیوارهای کنترل را استوار ساخت و شروع به تعیین و تشخیص غیر مجازها و نامناسب ها کرد . البته این مقابله بی مقدمه هم نبود و اگرچه در
سال های گذشته و زمانی که بحث فیلتر کردن اینترنت از طرف دولت مطرح شد دلایلی مبنی بر وجود سایت ها و تصاویر غیر اخلاقی در وب و لزوم کنترل دسترسی جوانان به اینترنت مطرح بود و در پاسخ به نگرانی ها و پیامد های احتمالی برخی از مسئولین به صراحت به عدم فیلترینگ سایت های سیاسی و خبری اشاره داشتند اما امروزه شاهد نمود دیگری از این فرآیند در دنیای مجازی هستیم و می بینیم که فیلترینگ سایتها به مرحله دشوار و پرفشاری پا نهاده است و بسیاری از سایت های خبری ، سیاسی ، وبلاگ های شخصی عمدتا با موضوعات اجتماعی و حتی سرویس دهندگان وبلاگها را نیز در بر گرفته تا آنجا که اعتراض بسیاری از کاربران را به دنبال داشته است.
در حقیقت میتوان گفت اقدام به فیلترینگ ، ناشی از ناتوانی آشکار دولت ها در کنترل اذهان عمومی و تغییر و تبدیل محصولات فکری افراد در جهت مطلوب خودشان است. به عبارت دیگر فیلترینگ گسترده در ایران واکنش همراه با ترس دولتمردان است از رویش و پویش فکری که در میان خیل عظیمی از کاربران اینترنت و مهمانان این صفحات مجازی به واسطه ارتباط با جهان بیرون و کسب آگاهی رخ میدهد. در نتیجه این ترس آنان به محدود کردن حوزه دسترسی کاربران روی آوردند چرا که بر خلاف تصورشان نتوانستند تنها با اتکا به خبرهای تولید داخل اذهان عده ای از مخاطبان را با اهداف از پیش تعیین شده نهفته در آنها جهت دهی کنند لذا به تدریج تمام حرف ها و انتقاد ها و نقطه نظرهای مطرح شده که با قوانین سخت گیرانه و سرکوب گرایانه سازگار نبودند در سایه فیلترینگ به حذف و سانسور محکوم شدند و در پی آن فیلترینگ سایت ها به سلاح مناسبی برای مقابله با تعامل افکار تبدیل شد و تدریجاً قانون سکوت ، تحمیل و سانسور حاکم شد.
حال حلقه این محاصره هر روز تنگ تر میشود و روزانه بسیاری از سایتهای با محتوای انتقادی و اجتماعی به این فهرست بی پایان اضافه میشوند. به علاوه کند شدن سرعت خطوط اینترنت و قطعی های مکرر آن علاوه بر کنترل های چند گانه نمود دیگری از اعمال محدودیت ها برای کاربران اینترنت است.
فیلترینگ در ایران هر روز شدیدتر و دسترسی به وب سخت تر میشود و از همه آزار دهنده تر بی قاعدگی حاکم بر آن است چرا که تعریف مشخصی به منظور برچسب زدن بر سایتها به عنوان یک سایت غیر مجاز وجود نداشته و نحوه تصمیم گیری و سیاست گذاری در این زمینه بدون اعمال دقت کافی صورت میپذیرد به همین دلیل گاهی اوقات شاهد فیلتر شدن صفحاتی از سایت های علمی هستیم که بدون توجه به محتوای آنها و تنها بر اساس تعدادی کلمات کلیدی به اصطلاح غیر اخلاقی که در آنها وجود دارد ، مسدود میشوند.
از طرف دیگر راه اندازی سیستم فیلترینگ یکپارچه ISP ها که از آن با عنوان فیلترینگ ملی یاد میشود پا را فراتر از مسدود کردن سایتها گذاشته و ظاهراً به ردیابی و کنترل کاربران میپردازد به طوری که کلیه آدرس های اینترنتی بازدید شده توسط کلیه کاربران اینترنتی در ایران به همراه آدرس IP آنها در پایگاه اطلاعاتی نرم افزار مورد استفاده ثبت شده و توسط مدیران آن شبکه ها قابل ردیابی است .
به این طریق با استفاده از آدرس IP میتوانند هویت حقیقی افراد بازدیدکننده وب سایت ها را افشا کنند که این امر در واقع نوعی تجاوز به حریم خصوصی افراد محسوب میشود چرا که با بهره گیری دولت از این سیستم هر سایتی که کاربران اینترنت برای مشاهده آن اقدام کنند در پایگاه اطلاعاتی فیلترینگ سراسری ثبت میشود. بدیهی است که بازتاب این امر در طولانی مدت ایجاد نوعی پریشانی خاطر عدم امنیت و اعتماد در میان کاربران خواهد بود . به راستی که ای کاش آن دسته از مسئولان که سانسور و در حقیقت حذف صورت مسئله را تنها راه حل مسائل و معضلات جامعه میدانند ، پا را از این حصار ذهنی خود فراتر میگذاشتند و دریچه ای از آن را به روی دنیای امروز میگشودند و این حقیقت را در می یافتند که فیلترینگ روش مناسبی برای رفع آثار مخرب اینترنت نیست و استفاده از اینترنت به عنوان اصل جدایی ناپذیر دنیای فناوری اطلاعات یک حقیقت انکار ناپذیر است.
علاوه بر موارد مذکور تحت فشار قرار گرفتن ایران در اجلاس جامعه جهانی ژنو در سال 1382 به اتهام سخت گیری در کنترل سایت های اینترنتی میتواند دلیلی بر این مدعا باشد که کاربران اینترنت در ایران گزینه های محدودی را برای استفاده از سایت های مورد علاقه شان دارند و این عرصه روز به روز در حال محدود تر شدن است . این مسئله علاوه بر اینکه با ذات اینترنت و شبکه های اطلاع رسانی ناسازگاری دارد با تعهد کشورمان در اجلاس WSIS نیز در تناقض است. مطابق این میثاق جهانی کشورها باید برای گسترش و تعمیق امکان دسترسی آزادانه عموم مردم به اطلاعات بکوشند . در حقیقت میتوان گفت امکان دسترسی آسان و ارزان به اطلاعات ، اکنون پاره ای از حقوق بشر است و نمیتوان به هر دلیلی سهم آن را در مسائل اجتماعی و سیاسی نادیده گرفت.
اگرچه فیلتر شدن سایتها و محدودیت های اعمال شده برای کاربران در ایران با یک موج آرام اما پیش رونده کاملا محسوس است اما فقدان هرگونه اقدام قانونی به منظور پیگیری و استیفای حقوق در این زمینه، منجر به روند رو به رشد فیلترینگ بدون حضور مانعی جدی بر سر راه آن شده است.
در نگاهی گذرا و با مشاهده اعمال محدودیت های دیگری چون توقیف روزنامه های سراسری و محلی و گاهنامه های دانشجویی از یک طرف و عدم استقبال عملی دولت از ترویج فرهنگ مطالعه و ایجاد آگاهی در عموم جامعه و مانع تراشی برای چاپ کتاب ها از طرف دیگر ، میتوان گفت فیلترینگ تنها به عنوان مصداق کوچکی از سایه سنگین سانسور رایج در جامعه است .