در ستایش مادرم

به شکرانه ی حضورت و
در ستایش مهربانی ات
مادرم ،سپاس .
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۲ ق.ظ توسط مریم خزائلی

به شکرانه ی حضورت و
در ستایش مهربانی ات
مادرم ،سپاس .
میان این برهوت
- این منم ، من مبهوت
بیا بیا برویم
به آستانه ی گل های سرخ در صحرا
و مهربانی را
ز قطره قطره ی باران
- ز نو بیاموزیم...
بیا بیا برویم
که در هراس از این قوم کینه توزم من
و سخت می ترسم
که کار را به جنون
و مهربانی ما را به خاک و خون بکشند
چگونه میگویی :
" به هر کجا برویم آسمان همین رنگ است "
بیا بیا برویم
آه من دلم تنگ است....
بیا بیا برویم
کجاست نغمه ی عشق و نسیم آزادی
در این کویرنبینم نشان آبادی
- نشانه ی شادی
دلم گرفت از این شیوه های شدادی
بیا بیا برویم
خوشا که رستن و رفتن
-به سوی آزادی