در انتظار باران...
امروز 18 تیر ، برای ما بهانه ایست تا یاد کنیم از همه کسانی که قلم و کاغذ و شرافت و جسارت ، تنها سلاحشان بود برای بیان خواسته ها و آنچه که حقشان بود و نداشتند . تنها سلاح در برابر نوجوان بسیجی مسلحی که نه از انقلاب و آرمانهای پدر انش چیزی میدانست و نه از روزهای سخت جنگ و مبارزه و شهادت ... .
8 سال پیش ، تعطیلی روزنامه سلام درست در دورانی که چشم امید مان بر مردی از جنس زمان بود و گوشمان پر از وعده استقرار حکومتی مردم سالار و با آزادی های مدنی و آزادی قلم و اندیشه ، بهانه ای شد تا هزاران دانشجو و غیر دانشجو ، در کوی دانشگاه تهران ، گرد هم آیند و فریاد آزادی بر آورند .
همان دانشجویانی که دوم خرداد 76 روشنفکر و تحصیلکرده و مردم همیشه در صحنه نام گرفتند و در 18 تیر 78 ، عده ای اراذل و اوباش که به اتهام بر هم زدن آرامش و نظم جامعه ، روانه بازداشتگاه ها و زندانها شدند .هشت سال از آن تاریخ میگذرد و امروز ، 18 تیر تنها به برگی از تاریخ ذهنمان مبدل گشته ، تقویمی که سالهاست شاهد شهامت و جسارت عده ای و قصاوت و بی عدالتی و استبداد عده ای دیگر بوده است. روزها میگذرند ، تقویم ورق میخورد و از آن پایمردی ها چیزی جز یادشان باقی نمیماند .
پس ستایش میکنیم از همه دانشجویان و نویسندگان و روزنامه نگاران در بند ، فعالان سیاسی و حقوق بشر ، دلیر مردان و آزاد زنان و در یک کلام همه آزادی خواهانی که به یک هدف ، ساختن فردایی بهتر و ایرانی آزاد ، فریاد اعتراض سر دادند .