خداحافظی با خالق جاودانه لبخند
هنرمندی که صدها نفر را برای شاد کردن دور هم جمع می کرد، اکنون پس از سی سال باز هم هزاران نفر را دورهم جمع کرد اما این بار در عزایش در ستایش هنرمندی اش و به یادش...
روحش شاد
پ ن ۱ : کلاسهای دانشگاه این فرصت را دست نداد که همراه با هزاران نفر از همشهری هایم به شکر پاره اصفهان ادای احترام کنم، باشد که این پست وبلاگ گوشه ای از آن را جبران کند.
پ ن ۲ : یاد دارم دوران ده دوازده سالگی را که به همراه خانداداشم فیلم تئاتر " من میخوام" رو میدیدمُ بار ها و بارها ... دیدیم و خندیدیم و تنهایی مان را عصر های جمعه اینطوری پر کردیم...
شادروان ارحام صدر این سالها یک آژانس هواپیمایی داشت.... اما چه سود ؟ صحنه را از یک هنرمند تئاتر گرفتند نمایش خانه اش را خراب کردند و ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۷ ساعت ۹ ب.ظ توسط مریم خزائلی
|