نمیدونم کارتون ماداگاسکار2 ( اینجا) رو دیدید یا نه؟ در بخشی از این فیلم کارتونی، زمانی که منطقه ی حفاظت شده ای که حیوانات در اون زندگی میکنن دچار خشکسالی میشه، یکی از شخصیت های کارتونی به بقیه پیشنهاد میده که برای مقابله با خشکسالی باید یک قربانی در پیشگاه خدا انجام بدیم تا دوباره رحمت خدا شامل حال حیوانات بشه و آب به اون منطقه برگرده. در همین زمان، شیر شاه به همراه پسرش برای برگردوندن آب ، فداکاری میکنن و از منطقه حفاظت شده خارج میشن و متوجه میشن که انسانهایی که برای بازدید به اونجا رفته بودن، با ساختن یه سد، آب رو به روی حیوانات بسته اند... همزمان با اینکه شیر پدرو پسر سعی در شکستن سد دارند، یکی از حیوانات به طور اتفاقی از بالای پرتگاهی میافته توی آتشفشان و همزمان با اون تلاش شیرها به نتیجه میرسه و سد شکسته میشه و آب به منطقه حفاظت شده برمیگرده...

اگه همیشه خودمون رو مسئول بدونیم و سعی در به محاکمه کشیدن افکار و قربانی کردن اجسام نداشته باشیم اون وقت نظام علت و معلول رو میشه قشنگتر درک کرد.

پ ن : ما برای جان دادن، زندگی بخشیدن، شاد کردن .... آمده ایم.  چقدر زیباتر بود اگر به جای آنکه جسم موجود زنده ی دیگری را قربانی افکار خود کنیم، درخت میکاشتیم ... نه؟

سرزمین شیر ها را این چنین نشاید... شاید این وظیفه ی شیر هاست که آب و آبادانی رو دوباره برگردونن به سرزمینی که دچار خشکسالی شده.