در انتظار باران ...
در انتظار باران ...
بزن باران ، بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان ، تاریک و دریاها واژگون است
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران ، خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آبها ، پای ... پایکوبیست
مزارع تشنه جو ، باران پر از سنگ
بزن باران که وقت لایروبیست
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران و شادی بختیان را
به باران شوق و شیرین کن زمان را
به بام غرقه در خون دیارم
به پا کن پرچم رنگین کمان را
بزن باران که بی صبرند یاران
نماند خاموش ، گریان شد به باران
بزن باران بشور آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران ، خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آبها ، پای ... پایکوبیست
مزارع تشنه جو ، باران پر از سنگ
بزن باران که وقت لایروبیست