تبليغاتX
باران

باران

زاینده رود، این روزها...

این روزها، که قدم می زنم در کنار رود... رودی که بود ....

دلم تنگ می شود برای صدای پای آب

دلم بهانه می گیرد برای بغض پل های تشنه

برای پل هایی که حتا اشک هایشان خاک شکاف خورده ی نالان را سیراب نمی کند .

این روزها، هرجا قدم می زنم، قاب ها رنگ آب را کم دارند و آسمان، دلتنگ عکس خویش است در آینه ی رود.

من، یادگارهای آبی خویش را قاب کرده ام تا یادم نرود شهرم در عطش آب می سوزد. و آدمهایش در حسرت آب، بر کف کویری رود قدم می زنند، به یاد مرغ های مهاجر... تا از یاد نبریم، شهری را که مردمش به زندگی رود، زنده اند...

 

این عکس ها ... که عکس نیستند فقط، واقعیتی دردناک اند ... گریه ام می اندازند ....

جمعه بیستم شهریور 1388 |

بحران آب در اصفهان

امروز، همایش بررسی علل بحران آب در اصفهان، در بستر زاینده رود که وجه تسمیه اش این روزها بیشتر به یک پارادوکس معنایی شبیه شده، برگزار شد.

استقبال مردم عادی، علاوه بر متخصصان و کارشناسان بیانگر احساس نگرانی مردم اصفهان در این رابطه بود. جمعیت نسبتاً زیادی هم  خارج از فضای پیش بینی شده برای برگزاری این همایش و در پارک شنونده ی صحبت های سخنرانان بودند.

صحبت ها بیشتر حول نقد بر نحوه ی مدیریت آب در استان چهارمحال و بختیاری و ادعای اختصاص ناعادلانه ی آب بین دو استان بود و اینکه خشکسالی زاینده رود در نتیجه ی آن است... من اما انتظار داشتم در پایان این همایش و بعد از آن همه انتقاد به مسئولان استان چهارمحال و بختیاری، پیشنهادها و راهکارهای عملی ارائه شود .... راهکارهایی که نگاه های نگران نه تنها اصفهانی ها  که همه ی دوستداران میراث فرهنگی و طبیعی را متقاعد کند.

محور سخنرانی دکتر ادیب تأثیرات اقتصادی بحران آب در اصفهان بود. ایشان با اشاره به اینکه اصفهان دومین شهر خدماتی کشور است و امروزه 80 درصد اشتغال در بخش خدمات است، گفتند: با بسته شدن آب به روی اصفهان، بحران اشتغال تشدید خواهد شد. دکتر ادیب در پایان گفت: اقتصاد استان اصفهان طبیعت باران پیدا کرده و عمرش را در سقوط طی می کند.

مهندس درویش نیز امروز مهمان دیار زنده رود بود و با سخنرانی متفاوت خود درساعت انتهایی این همایش، خشم برخی و تشویق برخی دیگر را برانگیخت.

ایشان با اشاره به اینکه ایران یکی از 18 کشور اولیه عضو کنوانسیون رامسر بوده  است و کشورمان روزی پیشگام  حمایت از تالاب ها بوده است  و اهمیت حضور تالاب ها در آن زمان در کشورمان درک شده بود گفت: سال هاست که کاستی هایی در این زمینه صورت گرفته است . از دیدگاه استاد درویش مرزهای استانی بی معنا می نمود و ما  به عنوان یک شهروند جهانی موظف به پاسداری از میراث طبیعی هستیم. بحران های زیست محیطی چه در اثر ایجاد نیروگاه مفتح در همدان باشد، چه در اثر احداث کارخانه ی یزد تایر، چه در اثر آبیاری غیر اصولی غرقابی اراضی باشد و ... یا هر کار غیر کارشناسی دیگر، همه ی ما ایرانیان از بابت آن متضرر خواهیم شد، فارغ از اینکه در چه استانی یا حتا در چه قاره ای زندگی می کنیم.

به عقیده ایشان شناسایی و استفاده صحیح منابع انسانی و سرمایه های تاریخی می تواند اوضاع را بهبود بخشد. مهندس درویش با اشاره به سرمایه گزاری 55 میلیارد یورویی اروپایی ها در سواحل و بیابان های لیبی، تونس، مراکش، الجزایر و ... به منظور تحصیل انرژی خورشیدی و تولید الکتریسیته گفت: این مزیت در کشور ما وضعیت بسیار مطلوبتری دارد. به عنوان مثال در جنوب کشور آلمان میزان بهره برداری حداکثر به 1150 کیلو وات در هر متر مربع می رسد حال آنکه این رقم در سواحل دریای مازندران 1100 کیلو وات در هر متر مربع است. با این حال کشور آلمان 25 درصد از انرژی خود را از طریق انرژی های باد و خورشیدی تأمین می کند . مهندس درویش در ادامه گفت: طبق رده بندی سانا ، استان اصفهان پتانسیل خوبی در بهره برداری از انرژی خورشیدی می تواند داشته باشد و با تکیه بر تولید انرژی خورشیدی می تواند اشتغال پایدار ایجاد کرده، روند رو به کاهش سطح آب های زیرزمینی را نیز مهار کند. هم چنین می تواند به عنوان یک استان ثروتمند نیاز بقیه استانها را نیز در انرژی تأمین کند .

 مهندس درویش با مطرح کردن این پرسش که استان اصفهان با آن سابقه ی غنی فرهنگی و سرمایه های انسانی چرا نمی تواند  این مهم را عملی کند و دوباره آن تصویر زیبا را به زاینده رود و اصفهان برگرداند، گفت : هر منبع طبیعی و دارایی زیست محیطی می تواند نوعی سرمایه طبیعی محسوب شود که ارزش آن برای جامعه طبق تعریف با ارزش استهلاک منافع آتی که میتوان از مصرف آن دارایی به دست آورد، برابر است. وی با یادآوری  اصل پنجاهم قانون اساسی گفت: حفط محیط زیست لازمه ی تداوم اجتماعی حیات رو به رشد مردم ایران است. و نگرانی و افسردگی مردم اصفهان از بابت خشک شدن زاینده رود و بار روانی حاصل از آن به هیج روش اقتصادی قابل محاسبه و جبران نیست. این نشانگر آن است که ما باید با بازمهندسی اولویت های راهبردی خودمان جسارت یک جراحی را در چیدمان توسعه خودمان داشته باشیم.

وی با بیان آنکه کشت های گلخانه ای و آبیاری های تحت فشار می توانند راه حل های مناسبی برای بالا بردن راندمان بخش کشاورزی باشند، اضافه کرد : مزیت های دیگری در استان اصفهان وجود دارد که به مراتب منافع اقتصادی آن بیشتر است.

مهندس درویش در پایان گفت : یادگیری، تنها ثروتی است که چپاول گران نمی توانند غارتش کنند. ثروت حقیقی یک ملت در اندوخته ی طلا و نقره و چاه های نفت و گاز آن نیست. در توان یادگیری او، در بصیرت او و در درستکاری فرزندان اوست.

 

پ ن ۱ : مصاحبت با استاد درویش و دوست قدیمی شان، برای من باعث افتخار بود.

پ ن ۲ :  تصاویر امروز را در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
پنجشنبه پنجم شهریور 1388 |

ما به جام جهانی رفتیم !

این نوشتار خطاب به آن دسته از افرادی است که حضور معترضانه ایرانیان در تمام شهرهای ایران و حتا دیگر کشورها را کمتر از تعداد آراء یک صندوق رای دانستند و در پاسخ به هر سوالی، وضعیت موجود را به یک بازی فوتبال تشریح کردند.

میخواهم بگویم :

اگر منظورتان از تشبیه اوضاع موجود به بازی فوتبال این است که ما مثل تیم ملی فوتبال ایران، بی برنامه و ناموفق عمل کردیم باید بگویم که اتفاقا ما هدفمند عمل کردیم و میدانستیم از رأی دادن چه میخواهیم. اگر بخواهیم تشبیه ایشان به بازی فوتبال را ارج بنهیم و بخواهیم در همان چارچوب و با همان ادبیات عامی و غیر سیاسی با ایشان صحبت کنیم باید بگویم: اتفاقا این تیم فوتبال که شما از آن حرف میزنید به جام جهانی راه یافت....

در اینجا ببینید که زاینده رود، که اتفاقا این روزها از بی "باران" ی خشک شده است، چه روزی را به خود دید.

سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 |

رای من، کروبی

داستان جالبی است این روزها ... و این جریان رأی دادن ما ! رأی اولی نیستم اما این اولین باری است که تصمیم به رأی دادن دارم ،نه به خاطر انتخاب کسی ... که بیشتر به انگیزه انتخاب نشدن کسی.

یک هفته فعالیت شبانه روزی در ستاد ۸۸ حامیان میرحسین، فعالیت در کمپ های سیار و تشویق شهروندان به رأی دادن و متقاعد کردن آنها به رأی دادن به میر حسین من را هر لحظه بیشتر از قبل دچار تردید کرد.اینکه چرا بین یک " اصلاح طلب" و " اصلاح طلب اصول گرا" دومی را انتخاب کرد در تناقض بودم. گشت و گذار میان مردم از همه صنف و طبقه، بازاری و کاسب، استاد و دانشجو، کارگر و کارمند، خانه دار و ... و هربار با شنیدن نظرات مختلف و بحث کردن ها به این نتیجه رسیدم که شوربختانه بسیاری از طرفداران سید سبز، سیاه شده اند و دلیل قاطعی در دفاع از عقیده خود ندارند. سه بار استفعا در دوران نخست وزیری اش، عقبگرد وی طی بیست سال گذشته که خطرات هم به خوبی احساس میشد، عدم اعلام برنامه و تصمیمات قاطع ایشان وزنه های سنگینی هستند که دو کفه ی ترازوی قضاوت شخصی مرا هم تراز نمیکنند... چرا باید میان "اصلاح طلب اصول گرا" و " اصلاح طلب" بی چون چرا، اولی را گزید؟! اگر آقای میرحسین به واقع نگران است و خواهان اصلاحات چرا با وجود مهدی کروبی، به میدان آمد ؟ چرا دو دستگی ایجاد کرد؟  سوال بزرگتر اینجاست که چرا بزرگانی همچون عمادالدین باقی، عطاءالله مهاجرانی، محمد قوچانی، کرباسچی و ... که طی سال های گذشته هزینه های سنگینی بابت بیان عقاید خود پرداخته اند و اصلاح طلبی خود را از همان بدو تولد این واژه به اثبات رسانده اند، شیخ را برگزیدند و نه سید را؟ آیا علت آن نیست که کروبی را بیشتر مرد عمل میبینند و نمیخواهند داستان تلخ شکست اصلاحات دوباره تکرار شود. تردید من در آخرین لحظات مناظره دیشب به یقین مبدل گشت... آنجا که میرحسین  پاسخ قاطعی به سوال کروبی  نداد... به راستی چرا میرحسین زودتر از این ها احساس خطر نکرد؟ مگر در بیست سال گذشته هیچ خطری ایران ما را تهدید نمی کرد؟ وی در حالی از دوران نخست وزیری اش به نیکی یاد کرد و آنچنان با قاطعیت گفت : من همون مرد قوی زمان جنگ ام، که گویی تاریخ استعفای وی را از مقام نخست وزیری از یاد برده است !

کروبی با قاطعیت حرف از "تغییر" میزند اما میرحسین با برانگیختن احساسات و سوء استفاده از پتانسیل نهفته در جوانان به راستی چه هنرمندانه با مچ بند سبز، چشم بند سیاه بر نگاه  بسیاری از شهروندان زد... این واقعیت هم ناگفته نماند که طی هفته ای که در ستاد فعال بودم، شاهد پخش پوسترهای موسوی در تیراژ ده هزار نسخه ای در شهر بودیم و طبق اظهارات مسئولان ستاد هیچ یک از این پوسترها از طرف ستاد مرکزی نبود ! حال اینکه این کار چه منفعتی برای چه کسانی به دنبال خواهد داشت که رقابت بین احمدی نژاد و موسوی اوج بگیرد و سعی در کمرنگ کردن نقش مهدی کروبی داشتند را نمیدانم !

اگر موسوی همراهی خانم رهنورد را به عنوان دلیلی بر احترامش به جایگاه زنان، تلقی میکند اما معماون مهدی کروبی در امور بانوان، خانم کدیور، به کمپین یک میلیون امضاء پیوست. این است فرق اصلاح طلب اصول گرا و اصلاح طلب واقعی خواهان تغییرات.

کسانی که این روزها در خیابان عکس های موسوی را در دست دارند و تا پاسی از شب در خیابان ویراژ میدهند و آهنگ میخوانند و ... از وی حمایت میکنند، آیا تضمینی هست که فردا روزی که موسوی وعده هایش را محقق نکرد از او خواسته هایشان را مطالبه میکنند؟

نکته تاسف بار بعدی اینحاست که عده ای با استناد به اینکه رای موسوی بیشتر است و با رای دادن به کروبی رای ها شکسته می شود، موسوی را برگ برنده برای شکست احمدی نژاد میدانستند.

حال آنکه شخصا بر این باورم که : تنها سهم ما از لمس دموکراسی همین یک برگ رای است و در اولین دور انتخاب، میتوان گزینه مطلوب را برگزید. رای من، کروبی است... دوستش دارم. نجابت گفتارش را، در صحنه بودنش را، مقاوم بودنش را، مصمم بودنش را، رک بودنش را و ... علاوه بر همه اینها برنامه های پیشنهادی اش را خوانده ام . او تنها کسی است که در این عرصه ی بی اعتمادی و دروغ پروری اطمینان منِ بدبین به آینده را جلب و امیدوار کرد....

دوستان ! ایران امروز ما به امیرکبیر بیشتر نیاز دارد تا به کمال الملک...

  

 

 

 

سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 |

بانوی اول کشور در کنار مرد دوم کشور !

 

این روزها کلمه " بانوی اول" یا فرست لیدی First Lady رو در خبرهای انتخاباتی  می بینیم و می شنویم. یادمون نره که تا همین چند وقت پیش فعالان کمپین یک میلیون امضاء رو که برای احقاق حقوق برابر زن و مرد فعالیت میکردند  بی دلیل دستگیر میکردند اما امروز که وجود همسران کاندیدا های ریاست جمهوری میتونه به نوعی نشان دهنده طرز تفکر آن کاندیدا به مسئله حضورزنان در جامعه و در سطحی برابر با مردان باشه، به شدت مورد تایید و تقلید قرار گرفته و به تکنیک تبلیغاتی خوبی تبدیل شده است.

این موضوع زمانی توجه من رو جلب کرد که آقای احمدی نژاد در جایی از صحبت هاشون در مناظره با آقای موسوی از عبارت " مرد دوم مملکت" استفاده کرد.

                                

پ ن : برای من، به عنوان یک زن ایرانی مایه افتخار هستش که همسر ریاست جمهوری در کنار رئیس جمهور، دست در دست و شانه به شانه حرکت کنند... اما اینکه هدف از این حرکت دقیقا چیست، خیلی برام مهمتره ... چون اگه هدف از این اقدام، جمع آوری رأی بیشتر باشه جای تأسف داره  اما اگه این  اقدام نتیجه ی باور کردن نقش تأثیر گذار زنان در عرصه اجتماعی بوده باشه، جای خوشحالی و امیدواری داره.

جمعه پانزدهم خرداد 1388 |

درهای بسته انتخاب، پنجره ی بازِ امید

فضایی که این روزها در سطح شهر میبینیم فضای جالبیه. فضایی که توی چهار سال گذشته حتا نمیشد بهش فکر کرد. این روزها واژه ی آزادی رو زیاد میشنویم. پیشخون روزنامه ها پر از روزنامه های منتقد شده. موج انتقاد ها و تحلیل های وب سایتهای حامیان اصلاحات و .... به راستی که چقدر لمس چنین فضایی لذت بخشه. امیدوارم فضای حاکم این روزها به زودی تموم نشه با اینکه خیلی مشتاقم هرچه زودتر به استقبال رئیس جمهوری جدید بریم ! انتقاد هایی که کاندیدا ها از سیاست های دولت میکنند شاید حرف خیلی از دانشجویان، کارگران، معلمان و ... هستش. درخواست های صنفی که بیانش خصوصا طی چهار سال گذشته هزینه های سنگینی برای معترضین به همراه داشت. اما امروز، شنیدن همین حرفها از زبان کاندیدا ها برای اونها با امتیاز و تشویق همراه میشه !

دیشب اما مستر پرزیدنت فعلی ما ! طبق معمول همیشه منکر محدودیت های موجود در کشور شد. احمدی نژاد گفت : در زمان ما هیچ روزنامه ای تعطیل نشده ! ( آقای احمدی نژاد میتونم بپرسم روزنامه هم میهن زمان چه کسی تعطیل شد ؟ هفته نامه شهروند چطور؟ !) ادبیات تحقیر کننده و تحریک کننده آقای احمدی نژاد برای من بیگانه نبود... ادبیاتی که طی چهار سال گذشته به هر سازمان و اداره ای که سر میزدی اونی که باید امضای نهایی رو میکرد با ادبیات مشابهی باهات حرف میزد. این اولین باری نبود که آقای احمدی نژاد با توهین و تحقیر حرف میزد .به یاد بیارید اون سخرانی رو که روشنفکران کشور رو "بزغاله" خطاب کرد و زمانیکه گفت : من مخالفین رو لوله میکنم ...

 میرحسین اما در نهایت آرامش با حجب و حیا به سوالات پاسخ گفت اگرچه بعضا اضطراب بر او غالب شده بود، نفس هایش تند میزد و صدایش می لرزید . اگرچه طرفداران وی ( مخالفین احمدی نژاد) انتظار پاسخ های کوبنده تری را از وی داشتند اما باید به او حق داد... او حرمت را نگه میدارد، او به خاطر رفع اتهام از خویش آبروی دیگری را دستاویز قرار نمیدهد.

آقای احمدی نژاد ! در مناظره دیشب اخلاق شما اسلامی تر بود یا اخلاق آقای موسوی ؟

شما کظم غیض نکردید ! در حالیکه دست برادر مسلمان شما از دفاع کوتاه بود به او افترا زدید ! در استفاده از زمان هم عدالت را  رعایت نکردید .

آقای احمدی نژاد، مردم ایران تنها آنهایی که در سفرهای استانی تان به دنبال ماشین شما میدوند ، نیستند ! و البته تمام دانشجویان این کشور بسیجی هم نیستند . تمام کارگران هم صدقه های بی چو ن و چرای شما را در این ۲ ماه اخیر دریافت نکرده اند. 

آقای احمدی نژاد... اگر سه نفر از کاندیدا ها به عملکرد دولت شما انتقاد میکنند، اگر هواداران ایشان نیز از شما انتقاد میکنند.... اینها هم از میان همین "ملت" هستند که شما داعیه همدردی و همراهی با آنها را دارید.

 

 

پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 |

میلیون ها زاغه نشین

میلیونر زاغه نشین عنوان فیلمی است که در مراسم اسکار 2009 هشت جایزه را به خود اختصاص داد. اگرچه که اختصاص جایزه اسکار بهترین کارگردان، بهترین فیلمبرداری و .. نشان از قوی بودن این فیلم از لحاظ فنی دارد اما اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای این فیلمنامه ای با درونمایه واقعیت تلخ زندگی که به دستمایه ی خوبی برای بردن اسکار تبدیل شده است !  

فیلمنامه، قطعا فیلمنامه خوبی بوده است اما درونمایه آن که اقتباس از واقعیت دارد و صحنه هایی که نمایانگر وضعیت کودکان زاغه نشین هندی است در اختصاص اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای این فیلم بی تاثیر نبوده است.

هند ... سالها مستعمره انگلستان  بود و امروز دنیل بویل، کارگردان " انگلیسی" با نشان دادن وضعیت زندگی میلیونها زاغه نشین هندی اسکار را در سابقه کاری خود ثبت میکند و هند همچنان زادگاه گاندی ها و زاغه نشین هاست...

        

سه شنبه ششم اسفند 1387 |

انتفاضه ی کفش !

بدون شرح !

پنجشنبه پنجم دی 1387 |

سایه سنگین ظلم

با دیدن این تصویر فقط همین جمله به ذهنم رسید: سایه سنگین ظلمُ بی عدالتی ُ نارضایتی ُ...

و مردمی که بر دیواری از خشت تکیه کرده اند و سایه هایی که سکوت سیاهی را  در مقابل آن جوان لبخند بر لب در سمت راست و یا آن  پسرک  در بهت فرو رفته که دستش را زده زیر چانه اش ... نثار این تراژدی کرده اند سایه هایی که  وجودشان بر دیوار قدیمی خشتی که هیچ بر آنانکه دیوار را ساخته اند هم سنگینی میکند

پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 |

خلیج همیشه فارس

 

 تعداد امضاها از مرز یک میلیون گذشت.... قدم بعدی چیست یاران ایران زمین؟

خلیج همیشه فارس

 

دوشنبه بیستم آبان 1387 |
مریم خزائلی

من: مریم بانو
یه موقعی عدد 9 رو خیلی دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی عاشق زندگی بودم، هنوز هم .
یه موقعی عکاسی رو دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی خبرنگار بودم، هنوز هم.
یه موقعی کودک بودم ....، هنوز هم !
هنوز هم، این منم، مریم بانو ... با همان مختصات اما نه در دستگاه مختصات دکارتی.
دستگاهی که محور افقی اش تعریفی برای بینهایت منفی و بینهایت مثبت نداره
و محور عمودی اش، آنقدر بالا نمیره که تالاپی بیافته پایین.
این منم....

deb.baran@yahoo.com

موضوعات

در فکر

در دل

در شهر

در خبرها

کتاب

محیط زیست

دلنوشته ها

مناسبت ها

:::: حقِ "حیات"، "آزادی"، "مالکیت"، "امنیت"، "حقِ پی‌جویی رشد و سعادت" و "حقِ ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم، به نحوی سازمان یافته و مؤثر، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد.
 

دوستانم

مرد خاکی

سیب و شراب

ریحانه احسانپور

نفیسه حاجاتی

سعیده بقایی

مهرو ملالی

مژگان جمشیدی

شاهین سپنتا

مطالب اخير

زاینده رود، این روزها...

بحران آب در اصفهان

در آستانه ی پروانه شدن

همایش شادی در خانواده

تیشه به ریشه ام میزنند

خرمن رخوت ام رو آتش بزن

اگه رو خاک ما بارون لاله است... / آهنگ

با تو رفتم، بی تو باز آمدم...

پيوند ها

نجات پاسارگاد

هومان خاکپور

All Beyond Animal Needs

آسمانی دیگر

فتوبلاگ در انتظار باران

محمد درویش

دیگر بار

الپر

روز نوشت

مهستی شاهرخی

جمهوری سکوت

پیام آزادی

ایران نامه

یک پزشک

کوروش ضیابری

زنی به طعم خاک

کافه تیتر

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

خبرنگار

خبرنگاران صلح

ضد جنگ

دکتر یونس شکرخواه

روزبه میر ابراهیمی

فریاد زیر آب

دکتر یونس شکرخواه

دکتر ناصر کرمی

یک عکاس

فریاد خروشان

مسیح علی نژاد

فریاد خرداد

ایران ما

مهتاب در کویر

روزگار

راه من

آزادی ایران عزیز

استاد ساردین

عنکبوت

مهجاد

تقویم زنانه

روایت

الهه موسوی

طراحی با طبیعت

وقت کشی

عکس های دیجیتالی من

آوای فاخته

امیر اوسط

لحظه

نگار سلیمانی

بامدادی

دلنوشت های یک دوست قدیمی

خانقاه

موسسه تحقیقات جنگل ها مراجع کشور

آیدین فرنگی

محبوبه حسین زاده

سردبیر:خودم

مظنونان

یک دوست (تسنیم)

محسن تیزهوش

شیلا جوانمردی

منا قاسمیان

وقت کشی

نسرین خواجه افضلی

کوروش

فنگ شویی به شیوه ایرانی

کوچه بن بست

صندوقچه

تحصیل در ایتالیا

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme