تبليغاتX
باران

باران

در "آستانه" نوروز...

کمتر از ۲۴ ساعت دیگه به آغاز بهار باقی مونده... بگذریم ازینکه حال و هوای بهاری رو میشد توی گرمای دور از اتظار زمستونی که گذشتُ تجربه کرد.

سالی که گذشت برای من پر بود از اتفاقات پیش بینی نشده و ماندگار... در مجموع سال خیلی خوبی بود و به خیلی از خواسته هام رسیدم. اما دریغ که ما ... وقتی به چیزی میرسیم یادمون میره که داریمش ... اونوقته که کم کمَک از دستش میدیم !

اگه میخواست مثل هرسال باشه از چهار پنج روز پیش باید به استقبال نوروز میرفتم اما راستشو بخوای شور و حال هرساله رو واسه چیدن هفت سین نداشتم... اینقدر هم این دست و اون دست کردم که حتا سفارش مامان واسه خریدن گز رو هم فراموش کردم و به جاش با یه جعبه شیرینی نخودچی از سوپر سر خیابون دلِ مامان رو بدست آوردم.

مرا چه میشود ؟ نمیدانم ! 

نوروز هیچ سالی برای من حتا شبیه سال گذشته اش هم نبوده...امسال هم.

بچه که بودم یاد گرفته بودم که از چند روز بعدتر از تولدم باید منتظر خرید های گنده باشم ! پیک نوروزی رو در  آخرین روزای مدرسه حل میکردم و وقتی دیگه خسته میشدم یا سوالی رو بلد نبودم صدام رو نازک میکردم و با مظلوم نمایی هرچه بیشتر ته مدادم رو میذاشتم توی دهنم و در حالیکه داشتم میجویدمش به داداشم میگفتم : اگه برام حل کنی، عیدی هامو میدم به تو ! بعد هم  هرچی عیدی میگرفتم مینداختم توی قلکم تا دست هیشکی بهش نرسه ! ماهی های شب عید هم که واسه خودش عالمی داشت... ماهی هام خیلی زود میمردند و من در غم از دست دادنشون چندروزی دمق بودم و چون خودم رو مسئول مردن ماهی ها میدونستم  با آداب و آیین خاص توی باغچه دفنشون میکردم طوریکه گربه ها نتونن بیان و لاشه ماهی بیچاره من رو بخورن. بعدتر وقتی توی کتاب علوم خوندم که اجسام سبک روی آب میان با خودم فکر کردم که واسه اینکه ماهی هام نمیرن باید بهشون اونقدر غذا بدم تا سنگین بشن و  روی آب نیان و نمیرن !

توی دنیای کودکی عید واسم معنیش همین بود ...

حالا ... چند سالی میشه که ذوق خرید شب عید ندارم، ذوق دید و بازدید هم .... پیک هم ندارم که حل کنم ... داداشی هم اینجا نیست تا خودمو براش لوس کنم. قلک هم ندارم.... یه ذهن دارم با این هوار آرزو و امید.... امید که بهم انرژی میده و انرژی که بهم امید میده. تازگی ها ... از دوستی یاد گرفتم که لذت در "آستانه" موندن رو تجربه کنم.... حس میکنم در جستجوی گمشده ای ام. اون گمشده شاید، خودم ام یا شاید کسی که به من کمک کنه خودمو پیدا کنم یا خودم کمک کنم که گمشده ام رو پیدا کنم (یاد کتاب نیمه گمشه من افتادم... همون دایرهِ که دنبال نیمه اش میگشت) دلم جای دنجی میخواد که بدون اینکه حواسم به آدمای اطرافم پرت بشه یا هر پنج دقیقه یه بار مجبور بشم سلام کنم، بشینم و یه قهوه فرانسه واقعی بخورم و شروع کنم به خوندن کتابایی که عذاب وجدان نخوندشون آزارم میده. کمی هم بنویسم نه واسه خاطر نوشتن... واسه اینکه همیشه از صدای مداد روی کاغذ خوشم میومده.

در آرزوی صدایی "شیوا" ام، یا "شیون" ای حتا... در آرزوی بودن ام.

* نوروز رو به همه دوستان شادباش میگم و از صمیم قلب برای تک تک شما آرزو خوشی دارم.

 از تمام کسانی که در طول یکسال گذشته با گذاشتن کامنت هاشون من رو دلگرم کردن ممنونم.

پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 |

تجمع شهروندان اصفهانی در اعتراض به عبور مترو از بافت تاریخی

 

ساختمان روبرو همان برج جنجال برانگیز جهان نما است که در نتیجه تلاش دوستداران و فعالان میراث فرهنگی  تعدیل شده است...

ده ها نفر از شهروندان اصفهانی ظهر امروز در اعتراض به عبور مترو از بافت تاریخی و بی توجهی و قانون گریزی برخی مدیران قطار شهری اصفهان تجمع آرامی را مقابل شهرداری مرکزی اصفهان برگزار کردند. شرکت کنندگان در این تجمع پارچه هایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود : « چرا سازمان میراث فرهنگی نظاره گر تخلفات نظام مدیریت شهری اصفهان در مورد خیابان چهار باغ عباسی است ؟ » ، «آیندگان را از هویت فرهنگی و تاریخی خود محروم نکنیم » ، « آقای مشایی ، با جلوگیری از اقدامات سازمان مترو اصفهان از حیثیت سازمان میراث فرهنگی ، حرمت تاریخی و اعتبار کشور دفاع کنید » و « اصرار بر تصمیمات اشتباه که میراث فرهنگی ی ملت را نابود می کند چه توجیهی دارد ».

در پایان این تجمع آرام شرکت کنندگان نامه ای را خطاب به روسای سه قوه برای نجات میراث اصفهان قرائت کردند. متن این نامه به این شرح است:

 

به نام خداوند جان و خرد

به : روسای محترم قوای قضائیه ، مجریه و مقننه

اصفهان نصف جهان ، امروز با چالش بزرگی برای حفظ میراث گرانبهای خود روبروست. تونل قطار شهری اصفهان همچون اژدهایی خشمگین در زیر بافت تاریخی اصفهان پیشروی می کند و میراث چند هزار ساله نصف جهان را مورد تهدید قرار داده است.

اخبار ضد و نقیض در خصوص متروی اصفهان ، عدم پاسخگویی و بعضاً دروغگویی مدیران قطار شهری ، سانسور شدید رسانه های استانی بر نگرانی های جهانیان در خصوص میراث نصف جهان افزوده است.

چرا هیچگونه اطلاعات صحیحی درباره مباحث فنی و مالی از سوی مدیران قطار شهری در اختیار شهروندان قرار نمی گیرد ؟ چرا شهروندان و خبرنگاران اجازه بازدید از تونل متروی اصفهان  را ندارند؟ چرا مدیران قطار شهری اصفهان خود را در برابر انتظارات فراوان جهانیان در خصوص سرنوشت میراث نصف جهان پاسخگو نمی دانند؟ چرا مدیران قطار شهری اصفهان نسبت به دستورات اکید شورای عالی ترافیک مبنی بر دور شدن مترو از محور خیابان چهار باغ عباسی بی توجه هستند؟ چرا حکم بازپرس شعبه 5 دادگستری اصفهان در خصوص توقف عملیات اجرایی مترو در ابتدای خیابان چهارباغ عباسی مورد بی توجهی قرار گرفته ؟ چرا با مدیران قانون گریزی که نسبت به دستورات اکید قوای قضائیه و مجریه بی توجهی می کنند برخورد نمی شود ؟ چرا نظر کارشناسان ، اساتید دانشگاههای معتبر کشور و مهندسان در خصوص خطرات عبور مترو از بافت تاریخی اصفهان مورد بی توجهی قرار می گیرد؟

اصفهان شهری جهانی است و میراث اصفهان ، میراث همه جهانیان است . بی توجهی به میراث اصفهان می تواند سبب آسیب های فراوان فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی برای کشور عزیزمان در پی داشته باشد.

اینک در آستانه سال میراث فرهنگی و طبیعی اصفهان درخواست داریم ضمن برخورد با مدیران متخلف قطار شهری اصفهان ، دستورات قوای محترم مجریه و قضائیه هر چه سریعتر اجرایی شود و قبل از آمدن فاجعه ای جهانی ، آرامش به نصف جهان بازگردد

 

چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 |

همکاری جهانی برای نجات اصفهان

نامه دکتر شاهین سپنتا ، عضو ائتلاف ملی حامیان میراث اصفهان به مردم جهان برای نجات میراث جهانی اصفهان

 

همکاری جهانی برای نجات اصفهان

اصفهان، شهری تاریخی در مرکز ایران است که به عنوان یکی از گنجینه های هنر و معماری در جهان شناخته می شود. اصفهان از شهر های مهم گردشگری ایران است که چهره های شناخته شده ای همچون آرتور اپهام پوپ و ویلیامز جکسون آمریکایی، توماس هربرت انگلیسی، ژان باپتیست تاورنیه ، آندره مالرو ، ژان شاردن و اوژن فلاندن فرانسوی، آدام اولئاریوس و ارنست هولتسر و انگلبرت کمپفر و ارنست هرتزفلد آلمانی، پیترو دلاواله ایتالیایی، دُن گارسیا دسیلویا فیگوئرا اسپانیایی، ولادیمیر بارتولد روسی ، ابن بطوطه مراکشی و بسیاری دیگر، در کتاب ها و سفرنامه های خود زیبایی های آن را ستوده اند و با صفاتی چون « نصف جهان » ، « بهشت ثانی » ، « پل فیروزه » و « درخت پر گل بهشتی » آن را توصیف کرده اند. اصفهان به عنوان خواهرخوانده بسیاری از شهرهای تاریخی جهان همچون شیان ( چین )، کوالالامپور ( مالزی )، فلورانس ( ایتالیا )، سن پترزبورگ ( روسیه )، یاش ( رومانی )، بارسلون ( اسپانیا ) ،ایروان ( ارمنستان )، هاوانا ( کوبا )، فرایبورگ ( آلمان )، شهر کویت ( کویت ) شناخته می شود.

یکی از آثار بی مانند معماری تاریخی اصفهان، میدان نقش جهان و بناهای پیرامون آن است که از شاهکارهای معماری جهان به شمار می رود و در سال 1370 خورشیدی به عنوان « دهمین میراث فرهنگ بشری » در سازمان جهانی یونسکو ثبت شد. میدان نقش جهان دومین میدان بزرگ تاریخی جهان پس از میدان " تیان آنمِن "  کشور چین است. میدان نقش جهان همچنین 10 برابر بزرگ تر از میدان مشهور بروکسل به نام " گراند پلاس بروکسل" و شش و نیم برابر میدان "سان مارکو" ونیز و چهار برابر بزرگ تر از میدان " دووژ" پاریس است.

از دیگر آثار تاریخی  اصفهان می توان از سی و سه پل به عنوان بزرگ ترین سازه آبی ِ تاریخی ایران که بر بستر زاینده رود ساخته شده ، خیابان چهارباغ، کاخ چهلستون، مدرسه چهارباغ، کاخ عالی قاپو و بازار بزرگ نام برد.

اما این روزها مردم اصفهان به شدت نگران وضعیت این آثار تاریخی هستند چون شهرداری اصفهان بدون توجه به اهمیت این آثار برای کاهش بار ترافیک شهر، بدون مطالعه دقیق، به حفر تونل مترو در نزدیکی این بناهای ارزشمند اقدام کرده است. 

مردم و سازمان های غیر دولتی اصفهان بارها به این پروژه های غیر اصولی شهرداری اعتراض کرده اند و خواستار تغییر مسیر مترو، دور شدن از بافت تاریخی شهر و استفاده از روش های ایمن تر برای کاهش بار ترافیکی شهر شده اند اما شهرداری و شورای شهر اصفهان به این اعتراض ها توجهی نمی کنند و برنامه های خود را ادامه می دهند.

نباید فراموش کرد که شهر تاریخی اصفهان به عنوان یک " شهر جهانی" دارای فرهنگ و آثاری است که نه تنها برای مردم این شهر و همه ایرانیان ارزشمند است بلکه به عنوان میراث مشترک بشری برای همه مردم جهان ارزش دارد و همگان باید ضمن حق بهره مندی از آن، وظیفه حفاظت از آن را نیز برعهده گیرند.

امروز مردم و سازمان های غیر دولتی این شهر از همه دوستداران میراث فرهنگی در همه کشور های جهان خواستارند تا از هر راهی که شایسته می دانند، نگذارند که این گنجینه هنر به خاطر سودجویی برخی مسئولان دولتی و اجرای پروژه های کم بازده و زودگذر شهری از میان بروند.

"بنیاد جهانی میراث پاسارگاد" ، سال  1388 خورشیدی را سال میراث فرهنگی و طبیعی اصفهان نام گذاری نموده است تا نظر همه فرهنگ دوستان جهان را نسبت به ستمی که بر این شهر تاریخی و میراث مشترک بشری می رود، جلب کند.

" ائتلاف حامیان میراث فرهنگی اصفهان" نیز نهاد مدنی دیگری است که در شهر اصفهان فعالیت می کند و به نمایندگی تعدادی از سازمان های غیر دولتی دوستدار میراث فرهنگی، همه علاقه مندان و سازمان های غیر دولتی جهان را برای پاسداشت میراث مشترک بشری که در اصفهان رو به نابودی است، به همبستگی فرا می خواند.

اگر امروز برای حفظ آثار تاریخی اصفهان چاره ای اندیشه نکنیم، شاید فردا دیر باشد. شما به عنوان عضوی از خانواده جهانی برای نجات این میراث مشترک چه خواهید کرد؟

 

 

International cooperation to save Isfahan

By: Shahin Sepanta

Isfahan is a historical city in the central Iran that has been recognized as one of the world treasures of art and architecture. This is an important tourist attraction of Iran and many renowned figures such as American Arthur Upham Pope and Williams Jackson, English Thomas Herbert, French Jean Baptiste Tavernier, Andre Malraux, Jean Chardin, Eugene Flandin, German Adam Olearius, Ernst Hoeltzer, Engelbert Kaempfer, Ernest Hertzfeld, Italian Pietro Della Valle, Spanish Don García De Silvia Y Figueroa, Russian Veladimir Bartold, Moroccan Ebn e Batuta and many others have admired its beauty in their books and travel journals, naming it “Half of the World”, “The Second Paradise”, “The Turquoise Bridge” and “A Flower-laden Paradise Tree”.

 Isfahan is also known as a sister to many historical cities of the world such as Xian in China, Kuala Lumpur in Malaysia, Florence in Italy, Saint petersburge in Russia, Yash in Romania, Barcelona in Spain, Yerevan in Armenia, Havana in Cuba, Friburge  in Germany and Kuwait City in Kuwait.

 One of the unique architectural marvels of Isfahan is the “Naghshe-e-Jahan Square” and the extensive complex of buildings around it. It is considered as one of masterpieces of world architecture and was included in UNESCO’s registrar of World Heritage as the 10th Heritage of Human kind in 1991. It is considered to be the second largest square of the world after Tien An Men Square in China. It is ten times larger than Grande Place of Bruxelles in Belgium, 6.5 times than San Marco in Venice and four times than Place des Vosges in Paris.

 Other historical marvels of Isfahan include the 33-bridge complex that is known as the biggest historical hydraulic structure of Iran shadowing over Zayande River, as well as Four Gardens Boulevard, 40-Column Palace, Four Gardens School, Ali-Ghapou Palace and the Grand Bazzar.

 Despite the existence of all these wonders, people of Isfahan are very concerned nowadays for the future of their historical treasures. This is due to the fact that in order to reduce the traffic weight of the central area, the City Council of Isfahan has decided, without any sufficient preparatory studies, to construct a Metro tunnel in the vicinity of this unique complex of architectural masterpieces.

 People of Isfahan, as well as many non-governmental organizations have protested against such unwise project and have demanded authorities to dig the tunnel far from the historical texture of the city and employ other precautionary actions to reduce the traffic weight. Nevertheless, the City Council has continued its operation without paying any attention to such protests.

Bearing in mind that Isfahan, as a cosmopolitan entity, comprises of many historical and valuable sites that belong not only to the Iranian people but are considered as the common heritage of the mankind, it is the right of everyone in the world to enjoy its marvels and, at the same time, take the responsibility of guarding it against all destructive threats.

 That is why people of Isfahan and their NGOs are begging all friends of historical heritage in every corner of the world to take action against this calamity in whatever way they deem appropriate to stop the annihilation of such a priceless art collection in the hands of some profit-mongers in the city government who are after their easy but destructive solutions for the traffic of the central Isfahan.

 Concerned about the above facts, and in order to attract the attention of all friends of cultural treasures to the cruelty that is being inflicted on this historical property of human kind, the Pasargad Heritage Foundation has declared the year of 2009 as “The Year of Isfahan”

 

 Another civil institution involved in this campaign is the “Coalition of Supporters of Isfahan’s Cultural Heritage” that is active in Isfahan and represents a number of cultural NGOs. This Coalition is also inviting the cooperation of all individuals and institutions that are concerned with the guardianship and preservation of human kind’s cultural achievements and creations.

 If we do not act today to save Isfahan, tomorrow may be too late. As a member of Human Family, what would YOU do in regards to saving the unforgettable Isfahan?

 

drshahinsepanta@yahoo.com

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 |

آرام...

عجله لازم نیست

بگذار آهسته آهسته "بزرگ" شوی،

دویدن مداوم در طول زندگی خسته ات می کند

جلوتر خبری نیست

مسیر  همه اش همین است

فقط دار و درختش است که گه گاه عوض می شود

ولی آسمان و زمینش همیشه همین است...

آرام تر...

تند که می روی 

نگرانت می شوم

انگاری

یک چیزهایی از زندگی ات را نمی بینی

همانطور که تا به حال جایشان انداختی

و بعدها که بزرگتر می شوی دلتنگشان می شوی

همینطور که الان گاه و بی گاه

بی بهانه و با بهانه دلت می گیرد

نمی دانی چه بوده اند،

فقط می دانی از چیزهایی آنقدر سریع گذشته ای

که ندیدی اشان

و حالا می خواهیشان

آرام تر برو

بگذار وجودت تمام زیر و بم های زمین زندگی ات را حس کند

گاهی روی زمان دراز بکش...

اندکی وا بده...

کمی آرام تر "بزرگ" شو...

 

پ ن : میذارم به حساب یه شعر تقدیمی از طرف  دوست قدیمی دوران دبیرستان

پنجشنبه هشتم اسفند 1387 |

آغازی نو

دچار یه جور انقلاب درونی میشی ... به خودت فکر میکنی ،کارهایی که کردی ،روزهایی که گذروندی ... و آرزوهات رو دوره میکنی. خودت رو میذاری تو کفه ترازوی وجدانت و با خودت میشینی و فکر میکنی که آیا چقدر به اونی که میخواستی باشی، نزدیک شدی؟

دل هایی که شکوندم ،قلب هایی که شاد کردم ،شیطنت ها یی که کردم ... قول هایی که دادم ،قولهایی که گرفتم، دردهایی که کشیدم، اشک هایی که ریختم، خنده هایی که کردم... همه رو با یه بازدم میدم بیرون... شمع ها خاموش میشن و من ... مثل اینکه آه ی کشیده باشم، خالی میشم... خالی.من از همه ی اینها خالی میشم.

عادت دارم هرسال در آستانه زادروزم یا  نوروز آرزوهام رو یکی یکی مینویسم بدون اینکه به نظرم مسخره بیان حتا بعید ترین آرزوهام رو هم مینویسم...

بعد... کاغذی رو که سال پیش آروزهام رو توش نوشتم میارم و نگاه میکنم و ... میخندم ! بلند بلند ! اما نه به آروزهام. به دنیایی که توش زندگی میکنیم. به اینکه بعضا چه اتفاقات کوچیک و ساده ای برام به آرزو تبدیل شدن...

روز تولد هر آدمی ... جدا از بار عاطفی که برای اطرافیانش به دنبال داره، میتونه یه تلنگر باشه... یه تکون. ما فقط یه بار به دنیا می آییم  اما میتونیم هزاران بار متولد بشیم.

امشب... الان... دارم به این فکر میکنم که چرا به دنیا اومدم... بود و نبودم چه فرقی داره؟ مفید بودم؟ میتونم باشم؟ چند نفر رو خوشحال کردم؟ چند نفر رو ناراحت؟ آینده چی میشه؟ من کجای تاریخ وایسادم؟ به این فکر میکنم که آیا آزادی رو میبینم؟ آیا تا اون روز زنده ام؟ آیا تاریخ این روزها رو ثبت خواهد کرد ... با همین توصیف و کیفیتی که بر ما گذشت؟ چندسال دیگه دنیا پابرجاست؟

ازینکه زن به دنیا اومدم، خوشحالم. حسِ خوبِ زندگی کردن ...زندگی بخشیدن و ازینکه در ایران به دنیا اومدم، خوشحال تر...

پ ن 1 :  دوست عزیزی... بهم میگفت : خدا تو رو دوست داره.

             راست میگفت؟ آره ... راست میگفت .

پ ن ۲ : خزعبلات شبانه بود که در نتیجه ی فوران همون انقلاب درونی، پاش به وبلاگم کشید. وگرنه اینها ... حرفهایی نبود که میخواستم اینجا بنویسم. اما خب... مگه چنتا دیگه ازین شبها پیش میاد؟

 

 

پنجشنبه هشتم اسفند 1387 |

مترو سند تاریخی است!

     

                     

خانه ای قدیمی در محله خیابان نشاط اصفهان که روزی متعلق به حاج‌آقا نورالله نجفی، بوده است امروز نام " خانه مشروطیت اصفهان" را به خود گرفته است . شهرداری اصفهان با خرید این خانه و بازسازی آن، اینجا را به مکانی تاریخی جهت بازدید تبدیل کرده است ! اتاق ها پر هستند از عکس هایی که فعالان دوره مشروطه را نشان میدهد . در این خانه، از افرادی چون سید محمد باقر درچه ای، حاج آقا منیرالدین بروجردی، آیت الله العظمی عراقین و ... به عنوان بزرگان و پیشگامان مشروطه در اصفهان یاد شده است تا جایی که اگر فرد ناآگاهی از اینجا دیدن کند مشروطه، پیشینه و پیشگامان آنرا اینچنان که به تصویر کشیده شده باور میکند. جالبتر اینجاست که در این خانه ی موزه مانند، تماما از لفظ مشروطه یاد شده است و نه مشروطه مشروعه که همیشه مورد تاکید طیف مذهبی فعال مشروطه بوده است.

 

گنبدهای مسجد شیخ لطف الله که از حیاط این خانه قابل مشاهده است

وقتی از متصدی خانه مشروطه اصفهان که به نظر کارمند شهرداری اصفهان میرسید، پرسیدم : هدف از تاسیس خانه مشروطه چه بوده است، گفت : این یک سند تاریخی است ! پرسیدم : سی و سه پل سند تاریخی نیست ؟ میدان نقش جهان چطور؟ اما احتمالا مترو سند تاریخی است! گفت : قضیه مترو فرق میکند.... مترو یک قضیه سیاسی است !

                            

متاسفم ... ازینکه هرموقع مسئولان پاسخی برای کارهای اشتباهشان ندارند فرهنگ و میراث آنرا قربانی میکنند و  دوستداران میراث فرهنگی را به سیاسی بودن متهم میکنند.

بله ... مترو یک سند تاریخی است. سندی که هر بار عبور آن تاریخ شهر من را میلرزاند و ... شاید هم چیزی از آن باقی نگذارد....

 

 پ ن ۱: امسال سال میراث طبیعی و فرهنگی اصفهان نام گرفته است...  .

           نگرانم ،نگران این شهر...  همین!

پ ن ۲: گزارش کامل مترو از آغاز تا امروز را اینجا بخوانید

سه شنبه ششم اسفند 1387 |

میلیون ها زاغه نشین

میلیونر زاغه نشین عنوان فیلمی است که در مراسم اسکار 2009 هشت جایزه را به خود اختصاص داد. اگرچه که اختصاص جایزه اسکار بهترین کارگردان، بهترین فیلمبرداری و .. نشان از قوی بودن این فیلم از لحاظ فنی دارد اما اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای این فیلمنامه ای با درونمایه واقعیت تلخ زندگی که به دستمایه ی خوبی برای بردن اسکار تبدیل شده است !  

فیلمنامه، قطعا فیلمنامه خوبی بوده است اما درونمایه آن که اقتباس از واقعیت دارد و صحنه هایی که نمایانگر وضعیت کودکان زاغه نشین هندی است در اختصاص اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای این فیلم بی تاثیر نبوده است.

هند ... سالها مستعمره انگلستان  بود و امروز دنیل بویل، کارگردان " انگلیسی" با نشان دادن وضعیت زندگی میلیونها زاغه نشین هندی اسکار را در سابقه کاری خود ثبت میکند و هند همچنان زادگاه گاندی ها و زاغه نشین هاست...

        

سه شنبه ششم اسفند 1387 |
مریم خزائلی

من: مریم بانو
یه موقعی عدد 9 رو خیلی دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی عاشق زندگی بودم، هنوز هم .
یه موقعی عکاسی رو دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی خبرنگار بودم، هنوز هم.
یه موقعی کودک بودم ....، هنوز هم !
هنوز هم، این منم، مریم بانو ... با همان مختصات اما نه در دستگاه مختصات دکارتی.
دستگاهی که محور افقی اش تعریفی برای بینهایت منفی و بینهایت مثبت نداره
و محور عمودی اش، آنقدر بالا نمیره که تالاپی بیافته پایین.
این منم....

deb.baran@yahoo.com

موضوعات

در فکر

در دل

در شهر

در خبرها

کتاب

محیط زیست

دلنوشته ها

مناسبت ها

:::: حقِ "حیات"، "آزادی"، "مالکیت"، "امنیت"، "حقِ پی‌جویی رشد و سعادت" و "حقِ ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم، به نحوی سازمان یافته و مؤثر، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد.
 

دوستانم

مرد خاکی

سیب و شراب

ریحانه احسانپور

نفیسه حاجاتی

سعیده بقایی

مهرو ملالی

مژگان جمشیدی

شاهین سپنتا

مطالب اخير

زاینده رود، این روزها...

بحران آب در اصفهان

در آستانه ی پروانه شدن

همایش شادی در خانواده

تیشه به ریشه ام میزنند

خرمن رخوت ام رو آتش بزن

اگه رو خاک ما بارون لاله است... / آهنگ

با تو رفتم، بی تو باز آمدم...

پيوند ها

نجات پاسارگاد

هومان خاکپور

All Beyond Animal Needs

آسمانی دیگر

فتوبلاگ در انتظار باران

محمد درویش

دیگر بار

الپر

روز نوشت

مهستی شاهرخی

جمهوری سکوت

پیام آزادی

ایران نامه

یک پزشک

کوروش ضیابری

زنی به طعم خاک

کافه تیتر

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

خبرنگار

خبرنگاران صلح

ضد جنگ

دکتر یونس شکرخواه

روزبه میر ابراهیمی

فریاد زیر آب

دکتر یونس شکرخواه

دکتر ناصر کرمی

یک عکاس

فریاد خروشان

مسیح علی نژاد

فریاد خرداد

ایران ما

مهتاب در کویر

روزگار

راه من

آزادی ایران عزیز

استاد ساردین

عنکبوت

مهجاد

تقویم زنانه

روایت

الهه موسوی

طراحی با طبیعت

وقت کشی

عکس های دیجیتالی من

آوای فاخته

امیر اوسط

لحظه

نگار سلیمانی

بامدادی

دلنوشت های یک دوست قدیمی

خانقاه

موسسه تحقیقات جنگل ها مراجع کشور

آیدین فرنگی

محبوبه حسین زاده

سردبیر:خودم

مظنونان

یک دوست (تسنیم)

محسن تیزهوش

شیلا جوانمردی

منا قاسمیان

وقت کشی

نسرین خواجه افضلی

کوروش

فنگ شویی به شیوه ایرانی

کوچه بن بست

صندوقچه

تحصیل در ایتالیا

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme