تبليغاتX
باران

باران

دوستانم ،کودکان کار

      

فرشید و فرشاد، برادان دوقلوی 8 ساله ای بودند که روزها درس میخوانند و شب ها کار میکنند.

 از فرشید پرسیدم : پولهات رو چکار میکنی ؟ به پدرت میدی؟ گفت : نه، میندازم توی قلکم.... یا واسه مدرسه ام خرج میکنم.

گفتم : دوست داری چه کاره بشی؟ گفت نمیدونم اما سال دیگه قراره برم کلاس سوم...

من گفتم : بله، پس که چی؟ چند سال بعدش هم میری دانشگاه... دکتر میشی، شایدم مهندس، یا معلم. نه؟

اون سکوت کرد....

فال میفروختند... دل هایشان پاک، نگاهشان مظلوم اما سرشار از قدرت.

بعد از این گپ کوتاه، ازشون خواهش کردم که عکس یادگاری بگیریم.... گفتن : نه! تو میخوایی اینا رو به شهرداری نشون بدی.

وااای... دنیا رو سرم خراب شد، یه کودک 8 ساله، توی این سرما، با یه بلوز بافتنی سوراخ، با دستان سیاه رنگی که زبری اون نشون میداد رنج کار رو چشیده، صورتی که خستگی رمق از آن ربوده بود، تازه باید نگران این هم باشه که شهرداری اون رو توی این وضعیت نبینه....

سعید اما، حرف زیادی برای گفتن نداشت، نه ! شاید هم داشت.... نای گفتن نداشت. آمد، کنار دوستانش ایستاد به این ترتیب ما چهار تایی توی یه کادر جا  گرفتیم... توی یه کادر، توی یه شهر، زیر یه آسمون.

                             

                              

از راست :  فرشید، فرشاد و سعید

ازشون کلی خواهش کردیم بخندن.... مبینی ؟ من خندیدم، اونها نخندیدن...

کمی بعدتر، یک فروشگاه لوازم ورزشی، یک صندلی ماساژور چند میلیونی، پسری هفت هشت ساله را ماساژ میداد.... شاید او هم خسته بود ! خسته از فروختن فال بود یا حوصلش سر رفته بود از بیکاری؟ نشسته بود روی صندلی ماساژور .... میخندید. او از کودکان کار، از هم سالان فال فروش اش آیا چیزی میدانست؟ نمیدانم ....

 پ ن : تا به حال با کودکان کار زیادی صحبت کرده ام،دوست شدیم با هم . اما خیلی دلم میخواست منم شریک دنیای پاک اونها بشم و باهاشون عکس بگیرم،خدا رو شکر امشب این فرصت نصیبم شد.

  

پنجشنبه سی ام آبان 1387 |

ماهی ها ...

تقدیم به یک دوست ....

چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 |

هر چه حاصل كني از دنيا ، دستاورد است

دست
از دل و ديده گرامي تر هم آيا هست

دست ! آري ز دل و ديده گرامي تر ، دست!!!

زين همه گوهر پيدا و نهان در دل و جان

بي گمان دست گرانقدر تر است

هر چه حاصل كني از دنيا ، دستاورد است

هر چه اسباب جهان باشد در روي زمين

دست دارد همه را زير نگين

سلطنت را كه شنيده است چنين؟!!!

شرف دست همين بس كه نوشتن با اوست

خوشترين مايه دلبستگي من با اوست

در فرو بسته ترين دشواري

وز گرانبارترين نوميدي

بارها بر سر خود بانگ زدم

هيچت ار نيست مخـور خون جگر؛

دست كه هست!!!

بيستون را ياد آر

دستهايت را بســــــــــپار به كار

كوه را چون پر كاه؛

از سر راهت بردار

وه چه نيروي شگفت انگيزيست

دستهايي كه بهم پيوسته است

به يقين هر كه به هر جاي درآيد از پاي...

دستهايش بسته است!!!

دست در دست كسي

يعني پيوند دو جان

دست در دست كسي

يعني پيمان دو عشق

دست در كسي داري اگر،

داني دست ، چه سخنها كه بيان مي كند از دوست به دوست؟

لحظه اي چند كه از دست طبيب

گرمي مهر به پيشاني بيمار رسد

نوش دارويي شفابخش تر از داروي اوست!

چون به رقص آيي و سر مست برافشاني دست

پرچم شادي و شوق است كه برافراشته اي

لشكر غم خورد از پرچم دست تو شكست

دست گنجينه مهر و هنر است

خواه بر پرده ساز ،خواه بر گردن دوست،

خواه بر چهره نقش،خواه بر دنده چرخ،

خواه بر دسته داس،

خواه در ياري نابينايي ،خواه در ساختن فردايي!!!

آنچه آتش به دلم ميزند اينك هر دم؛

سرنوشت بشر است...

داده با تلخي غمهاي دگر دست به هم!

باري اين درد و دريغ است كه ما،

تيرهامان به هدف نيك رسيده است ولـــــــــــي...

دستهامان نرسيده است به هـــــــم!!!...

یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 |

خلیج همیشه فارس

 

 تعداد امضاها از مرز یک میلیون گذشت.... قدم بعدی چیست یاران ایران زمین؟

خلیج همیشه فارس

 

دوشنبه بیستم آبان 1387 |

نازنین نوری، بانوی زمین

                    

هفت سال پیاپی است که در چنین روزهایی مسابقات ملکه جهانی زمین در فیلیپین برپا میشود.

این مسابقه از دو سال پیش به این سو طرفداران بیشماری را از سرتاسر دنیا به خود جذب کرده است. زنان جهان میتوانند به نمایندگی  از کشور خود در این مسابقه شرکت کنند. زنان شرکت کننده می بایستی ضمن زیبا رویی در پاکیزه نگاهداشتن و حفظ محیط زیست نیز کوشا باشند. در میان زیبارویان شرکت کننده در مسابقه ی جهانی ملکه زمین نام نازنین نوری نیز به چشم میخورد. البته این بانوی ایرانی نه از طرف ایران بلکه به نمایندگی از کشور سوئیس در این مسابقه شرکت کرده است.

نازنین نوری 21 سال دارد و حدود هفت ماه پیش به عنوان ملکه زمین از سوی سوئیس انتخاب شده است. او می گوید: این اتخاب برایش سکویی است تا اعتراض خود را نسبت به خشونتی که علیه زنان اعمال میشود، بیان دارد و به این ترتیب پیکار خستگی ناپذیری را آغاز کند.

نازنین با حالت تاسف میگوید: خود در کودکی زیر اذیت و آزار پدر قرار داشته است و حتا مادرش را به خاطر خشونت های پدر از دست داده است.

نازنین نوری در 5 سالگی به همراه پدر، مادر و برادرانش به کشور سوئیس رفت .چهار سال پس از زندگی در سوئیس پدر ناگهان به تعصبات مذهبی اش باز میگردد و نازنین را مجبور میکند روسری بر سر کند و به همراه برادران خود به مدرسه ی قرآنی برود. رفته رفته خشونت پدر بالا میگیرد به طوریکه مادر مجبور میشود تنها با فرزندان در آپارتمانی جدا از پدر زندگی کند. پدر نازنین که طی این سالها از این اقدام مادر ناراحت بود، 4 سال پیش در حالیکه فرزندان در مدرسه بودند به زور وارد خانه شده و مادر نازنین را با دستان خود خفه میکند. پس از آن واقعه پدر طی دادگاهی در سوئیس به حبس ابد محکوم میشود و  از آن پس فرزندان تحت حمایت دولت سوئیس به مدرسه شبانه روزی میروند.

 نازنین نوری، با این سرگذشت دردناک از سوی کشور سوئیس به عنوان بانوی زمین وارد فیلیپین شد تا در مسابقه ملکه جهانی زمین یا بانوی زمین شرکت کند. نازنین نوری میگوید : از زیبایی و عنوان ملکه زمین بهره خواهد برد تا علیه خشونت فعالیت کند. او میگوید  با نام و یاد "مادر" وارد مسابقه جهانی بانوی زمین شد.

لازم به ذکر است این مسابقه روز گذشته در فیلیپین برگزار شد و نارنین نوری در میان 8 بانوی برگزیده نهایی قرار گرفت.

 مصاحبه کامل نازنین نوری را در اینجا بخوانید. 

 

دوشنبه بیستم آبان 1387 |

هنگام ساخت سرويس بهداشتي، يك چاه هخامنشي در پاي تختگاه تخت جمشيد (پارسه) كشف شد!

يك چاه آب متعلق به دوره‌ي هخامنشي در 500 متري ورودي پلكان تخت جمشيد (پارسه) كشف شد.

افشين يزداني ـ باستان‌شناس ـ در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بيان كرد: اين چاه كه در بخش شرقي حاشيه‌ي شهر پارسه قرار دارد، هنگام انجام عمليات ساخت سرويس بهداشتي براي مجموعه‌ي تخت جمشيد (پارسه) كشف شد. پيدا ‌شدن چنين چاهي با قطر حدود يك‌ونيم متر در پاي تختگاه تخت جمشيد (پارسه) بي‌سابقه است.

اين عضو بنياد پژوهشي پارسه ـ پاسارگاد توضيح داد: با توجه به مشكلاتي كه چند سال در محوطه‌ي تخت جمشيد (پارسه)، بويژه در زمان اوج حضور مسافران در رابطه با سرويس‌هاي بهداشتي وجود داشتند، پروژه‌ي ساخت اين سرويس‌ها‌ در منطقه بايد اجرا مي‌شد. از اين رو، گروه باستان‌شناسي بنياد پژوهشي پارسه ـ پاسارگاد از بين چند گزينه‌ي موجود، محلي را كه در بخش باختري پاركينگ بزرگ عمومي تخت جمشيد (پارسه) قرار داشت، به‌عنوان محل اجراي پروژه مكان‌يابي كرد؛ ولي مسأله‌اي وجود داشت و آن اين‌كه چون اين محل داخل عرصه‌ي محدوده‌ي جهاني تخت جمشيد (پارسه) بود، براي اين‌كه به‌لحاظ چشم‌انداز آسيبي وارد نشود، بايد در سطحي پايين‌تر از زمين ساخته مي‌شد.

وي با بيان اين‌كه اين كار به خاك‌برداري تا عمق 5/2 متري نياز داشت، ادامه داد: در محلي كه براي ايجاد سرويس بهداشتي انتخاب شد، اوايل انقلاب ساخت‌وسازهايي به همين منظور انجام شده بودند، به‌طوري كه سطح محوطه داراي آلودگي ناشي از وجود سيمان و آجر بود، البته اين ساخت‌وسازها برداشته شده بودند. بنابراين در ابتداي كار، براي بررسي دقيق‌تر و اطمينان از نبود لايه‌هاي باستاني، دو ترانشه‌ي آزمايشي را تا عمق يك‌ونيم متر باز كرديم و متوجه شديم، محوطه به‌لحاظ ساخت‌وساز كاملا آلوده است.

او بيان كرد: پس از خاك‌برداري سطحي، براي ادامه‌ي كار در عمق بيشتر به استفاده از ماشين نياز بود. البته اين كار با نظارت كامل كارشناسان انجام شد تا در صورت مشاهده‌ي هرگونه نشانه‌اي از وجود آثار تاريخي، خاك‌برداري متوقف شود؛ ولي تا عمق 5/2 متر در محدوده‌ي 20 در 15 متر، به‌جز آثار خيلي ضعيف از انباشت سفال، چيز ديگري قابل رد‌گيري نبود.

اين باستان‌شناس گفت: در ادامه، با مشاهده‌ي آلودگي خاك با خاكستر به قطر 5/1 متر و در سطح خاك بكر در گوشه‌اي از محدوه‌ي خاك‌برداري‌شده كار را متوقف كرديم تا اين‌كه در عمق 5/2 متري به يك محدوده‌ي خاكستري‌رنگ برخورد كرديم و پس از تميز ‌كردن، متوجه شديم كه اين بخش، چاله يا گودالي با قطر حدود يك‌متر و بيست سانتي‌متر است.

يزداني اظهار داشت: البته در همان محوطه و همان سطح، دو چاه ديگر پيدا شده بودند كه كاملا جديد و داراي مواد فرهنگي جديد هستند؛ اما درباره‌ي اين چاه، پس از تخليه مشخص شد كه با بقيه تفاوت دارد و داراي مواد فرهنگي باستاني است.

وي با اشاره به اين‌كه پس از بررسي‌ها متوجه شديم، دقيقا به يك چاه باستاني برخورد كرده‌ايم، توضيح داد: تعداد زيادي ظرف سفالي ديده شدند كه با توجه به نوع و شكل قرار‌گيري آن‌ها، معلوم بود كه مخصوص برداشتن آب از چاه هستند. هم‌چنين ديواره‌هاي اين چاه طوري پوسته شده‌اند كه حتا جاي پاي چاه‌كن‌هاي قديمي نيز پديدار شدند.

به گفته‌ي اين باستان‌شناس، با توقف كار، ابتدا گزارشي به بنياد و سپس به پژوهشكده‌ي ارايه و قرار شد كه اين محوطه و محدوده‌ي حاشيه‌ي آن، كاوش باستان‌شناسي شود.

او با بيان اين‌كه محل پروژه‌ي ايجاد سرويس بهداشتي به داخل محوطه‌ي باغ پرديس منتقل شد و اشياي به‌دست آمده نيز براي مطالعات باستان‌شناسي و انجام امور مرمتي به محل بنياد پژوهشي پارسه ـ پاسارگاد منتقل شدند، گفت: پرسشي كه اكنون با آن روبه‌رو هستيم، اين است كه آيا اين چاه آب كه براساس اشياي به‌دست آمده تاريخ‌گذاري آن اكنون به دوره‌ي هخامنشي مربوط است و چاه‌هاي موجود احتمالي در اين محل به خانه‌هاي شهر پارسه متعلق بوده يا در يك فضاي باز ايجاد شده‌اند كه براي سربازان و افرادي كه در ارتباط با تختگاه و خاندان شاهي بودند، استفاده مي‌شدند.

 

يزداني هم‌چنين بيان كرد: در اين منطقه، يك چاه سنگي نيز كه به دوره‌ي هخامنشي متعلق است، در پاي كوه مهر وجود دارد. هدف عمده‌ي اين چاه با توجه به شواهد موجود روي كوه، دفع سيلاب كوه بوده است؛ ولي كشف يك ‌چاه آب به قطر حدود 5/1 متر پاي تختگاه در بستر زمين، بي‌سابقه است.

وي در پايان با اشاره به اين‌كه آزمايش كربن 14 با توجه به نمونه‌هاي جمع‌آوري‌شده از درون چاه، تاريخ‌گذاري دقيق را مي‌تواند مشخص كند، اضافه كرد: لايه‌نگاري چاه كشف‌شده، كاوش كامل محوطه و بررسي كامل اشياي به‌دست آمده، به بخشي از پرسش‌هاي ما براي كمك به شناخت بيشتر عرصه‌ي شهر پارسه پاسخ خواهد گفت.

منبع خبر

شنبه هجدهم آبان 1387 |

او درست است ،من اشتباهی ام !

1-      من دکترا ندارم. من پارتی ندارم. من فقط یک تکه کاغذ دارم. من بعد از سه ترم مشروطی از دانشگاه اخراج میشوم. من هنوز امتحانم را پس نداده استیضاح میشوم. من از هیچ کس گلایه ندارم. من برای گرفتن این تکه کاغذ 16 سال است که سر ِکارم.

 

2-      او دکترا دارد. او پارتی دارد. او یک تکه کاغذ تقلبی دارد. او نمیداند مشروط یعنی چه؟ او امتحانش را پس داده و تایید می شود. او از همه طلبکار است.  او 26 سال است که بر سر کار است.

نتیجه گیری :

او درست است ،من اشتباهی ام !

پ ن : حالا هی بیایید و روز دانش آموز رو تبریک بگید .... آخه مگه گرفتن یه تکه کاغذ  هم تبریک داره؟!

دوشنبه سیزدهم آبان 1387 |

منشور کوروش بزرگ

    

آنگاه که من (= کوروش) آشتی خواهان به بابل اندر شدم

با شادی و شادمانی در کاخ شهرياری خويش، اورنگ سروری خويش بنهادم، مردوک، سرور بزرگ، مهر دل گشاده ام را که د{وستدار} بابل است به خواست خود به {خويشتن گروانيد} (پس) هر روز پيوسته در پرستش او کوشيدم.

و (آنگاه که) سربازان بسيار من دوستانه اندر بابل گام برمی داشتند، من نگذاشتم کسی (در جايي) در تمامی سرزمين های سومر و اکد ترساننده باشد

من (شهر) بابل و همه (ديگر) شهرهای مقدس را در فراوانی نعمت پاس داشتم. درماندگان باشنده در بابل را که (نبونشيد) ايشان را به رغم خواست خدايان يوغی داده بود (؟) نه در خور ايشان،

درماندگی هاشان را چاره کردم و ايشان را از بيگاری برهانيدم.

مردوک خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد و

(آنگاه) مرا، کوروش، پادشاهی که پرستنده وی است و کمبوجيه، فرزند زاده شده من و همگی سپاهيانم را

با بزرگواری، افزونی داد و ما به شادمانی، در آشتی تمام، کردارهايمان به چشم او زيبا جلوه کرد و والاترين پايه {خدايیش} را ستوديم. به فرمان او (= مردوک) همه شاهان بر اورنگ شاهی برنشسته

و همگی (شاهان) جهان از زيرين دريا (= دريای مديترانه) تا زبرين دريا (= دريای پارس)، (همه) باشندگان سرزمين های دور دست، همه شاهان آموری، باشندگان در چادرها، همه آن ها

باج و ساو بسيارشان را از بهر من؛ (= کوروش) به بابل اندر آوردند و بر دو پای من بوسه دادند.

از ... تا (شهر) آشور و شوش

آگاده، سرزمين اشنونا، (شهر) زمبن، (شهر) مه ـ تورنو، دير تا (پايان) نواحی سرزمين گوتيان و نيز (همه) شهرهای مقدس آن سوی دجله که از ديرباز ويرانه گشته بود، (از نو باز ساختم).

(و نيز پيکره) خدايانی را که در ميانه آن شهرها (= جايها) به جای های نخستين باز گردانيدم و (همه آن پيکره ها را) تا به جاودان در جای (نخستين شان) بنشاندم (و) همگی آن مردم را (که پراکنده بودند)، فراهم آوردم و آنان را به جايگاه های خويش بازگردانيم.

(و نيز پيکره) خدايان سومر و اکد را که نبونشيد (بی بيم) از خشم سرور خدايان (= مردوک) به بابل اندر آورده بود به فرمان مردوک، خدای بزرگ به شادی و خوشی

در نيايشگاه هايشان بنشاندم ـ جايهايي که دل آن ها شاد گردد ـ

هر روز در برابر خداوند (= مردوک) و نبو زندگی ديريازی از بهر من بخواهند و هماره در پايمردی من سخن ها گويند، با واژه هايي نيکخواهانه. باشد که به مردوک، خدای من، گويند که " به کورش، پادشاهی که (با بيم) ترا پرستنده است و کمبوجيه پسرش

بی گمان باش، بهل تا آن زمان باز سازنده باشند.. با روزهايي بی هيچ گسستگی. همگی مردم بابل پادشاهی را گرامی داشتند و من همه (مردم) سرزمين ها را در زيستگاهی آرام بنشانيدم

{..............يک؟ غا}ز، دو اردک و ده قمری (فربه) بيش از (رسم معمول دادن) غازها، اردک ها و قمريان (معين کردم)

{............بل}ند وبر آن ها بيفزودم. در استوار گردانيدن ب{نای} باروی «ايمگور ـ انليل، باروی بزرگ شهر بابل کوشيدم و

{..........}ديوار کناره ای (ساخته از) آجر را بر کنار خندق شهر که (يکی از) شاهان پيشين {ساخته و (بنايش ) بانجام نرسانيده } بود. 

{بدانسان که} بر پيرامون {شهر (به تمامی) بر نيامده بود}، آنچه را که هيچ يک از شاهان پيشين (با وجود) افراد به بيگاری گرفته شده {کشورش} در بابل نساخته بودند.

{.......................از قبر} و آجر از نو بار دگر بساختم و {بنايشا}ن }را بانجام رسانيدم}

{دروازه های بزرگ وسيع مر آنها را بنهادم........و در هايي از چوب سدر} با پوششی از مفرغ، با آستانه ها و پاشنه {هایی از مس ريخته شده .............هر آنجايي که دروازه ها}يشان (يافت می شد).

استوار گردانيدم

نو}شته ای لوحه ای (در بردارنده) نام آشوربانی پال شاهی بيش از من در ميان آن (= بنا) بديد}م

----------------------------------------------------------------------------------

 (اولين ترجمه از زبان اصلی به فارسی) از: دکتر عبدالمجيد ارفعی

جمعه سوم آبان 1387 |

روز کوروش بزرگ

       

  کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد امسال نيز، همچون سال های گذشته، همگان را برای بزرگداشت کورش بزرگ، مبتکر حقوق بشر، در روز 29 اکتبر، فرا می خواند.

اين روز از آنجا برای ما اهميت دارد که که کورش بزرگ، در آن،  اولين سخنان خود  را درباره ی آزادی مذاهب، آزادی محل زندگی، الغای برده داری، و برقراری صلح و آشتی بيان داشته است، سخنانی که در نوروز همان سال بر استوانه ای گلين نشست، و از گذرگاه هزازه ها و قرون گذشت تا اکنون، به عنوان اثری نادر و قابل تحسين زينت بخش موزه ی بريتانيا شود و چنان فرازی از تاريخ تمدن بشری را نمايان سازد که  سازمان ملل متحد نيز يک نسخه از آن را، همچنان به عنوان «اولين منشور حقوق بشر جهانی»، در ميان دو در ورودی تالارهایی به تماشا بگذارد که در آنها سياست مداران جهان به شور و گفتگو درباره ی اوضاع صلح و جنگ جهانی می پردازند.

جمعه سوم آبان 1387 |
مریم خزائلی

من: مریم بانو
یه موقعی عدد 9 رو خیلی دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی عاشق زندگی بودم، هنوز هم .
یه موقعی عکاسی رو دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی خبرنگار بودم، هنوز هم.
یه موقعی کودک بودم ....، هنوز هم !
هنوز هم، این منم، مریم بانو ... با همان مختصات اما نه در دستگاه مختصات دکارتی.
دستگاهی که محور افقی اش تعریفی برای بینهایت منفی و بینهایت مثبت نداره
و محور عمودی اش، آنقدر بالا نمیره که تالاپی بیافته پایین.
این منم....

deb.baran@yahoo.com

موضوعات

در فکر

در دل

در شهر

در خبرها

کتاب

محیط زیست

دلنوشته ها

مناسبت ها

:::: حقِ "حیات"، "آزادی"، "مالکیت"، "امنیت"، "حقِ پی‌جویی رشد و سعادت" و "حقِ ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم، به نحوی سازمان یافته و مؤثر، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد.
 

دوستانم

مرد خاکی

سیب و شراب

ریحانه احسانپور

نفیسه حاجاتی

سعیده بقایی

مهرو ملالی

مژگان جمشیدی

شاهین سپنتا

مطالب اخير

زاینده رود، این روزها...

بحران آب در اصفهان

در آستانه ی پروانه شدن

همایش شادی در خانواده

تیشه به ریشه ام میزنند

خرمن رخوت ام رو آتش بزن

اگه رو خاک ما بارون لاله است... / آهنگ

با تو رفتم، بی تو باز آمدم...

پيوند ها

نجات پاسارگاد

هومان خاکپور

All Beyond Animal Needs

آسمانی دیگر

فتوبلاگ در انتظار باران

محمد درویش

دیگر بار

الپر

روز نوشت

مهستی شاهرخی

جمهوری سکوت

پیام آزادی

ایران نامه

یک پزشک

کوروش ضیابری

زنی به طعم خاک

کافه تیتر

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

خبرنگار

خبرنگاران صلح

ضد جنگ

دکتر یونس شکرخواه

روزبه میر ابراهیمی

فریاد زیر آب

دکتر یونس شکرخواه

دکتر ناصر کرمی

یک عکاس

فریاد خروشان

مسیح علی نژاد

فریاد خرداد

ایران ما

مهتاب در کویر

روزگار

راه من

آزادی ایران عزیز

استاد ساردین

عنکبوت

مهجاد

تقویم زنانه

روایت

الهه موسوی

طراحی با طبیعت

وقت کشی

عکس های دیجیتالی من

آوای فاخته

امیر اوسط

لحظه

نگار سلیمانی

بامدادی

دلنوشت های یک دوست قدیمی

خانقاه

موسسه تحقیقات جنگل ها مراجع کشور

آیدین فرنگی

محبوبه حسین زاده

سردبیر:خودم

مظنونان

یک دوست (تسنیم)

محسن تیزهوش

شیلا جوانمردی

منا قاسمیان

وقت کشی

نسرین خواجه افضلی

کوروش

فنگ شویی به شیوه ایرانی

کوچه بن بست

صندوقچه

تحصیل در ایتالیا

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme