تبليغاتX
باران

باران

این عکس رو یادته ؟

همین یه هفته پیش بود که در ملا عام، فریاد زدم اما تو نشنیدی.

اگرم شنیدی، باورم نکردی.

پس : از این لحظه، در این خونه به روی همه به جز یک نفر بسته است، شاید که باورم کنی.

دوشنبه سی و یکم تیر 1387 |

خسرو شکیبایی به خاطره ها پیوست

 

با شنیدن این خبر دلم گرفت... یعنی به همین راحتی رفت ؟

باورش سخته....

جمعه بیست و هشتم تیر 1387 |

نابینای خردمند

محمد خزائلي در 1299 شمسي در اراک متولد شد. وی در دو سالگي به علت بيماري آبله بينائي هر دو چشم خود را از دست داد ولي اين امر موجب نشد که کنج عزلت بگزيند و براي رسيدن مرگ روزشماري کند بلکه مي گفت از همان زمان کودکي تصميم گرفتم تا مي توانم بياموزم و از آموخته هاي خود به ديگران نيز بياموزم.  تحصيلات مقدماتي را در مکتب خانه ها آغاز کرد ولي از 16 سالگي وارد مدارس دولتي شد. جالب اين است که محمد خزائلي هنگام تحصيل به تدريس هم مي پرداخت و با اطلاعات وسيعي که کسب نموده بود وزارت فرهنگ را قانع کرد که مي تواند به تعليم و آموزش بپردازد. او از سال ر1321 تحصيل دانشگاهي را آغاز کرد و دوره هاي ليسانس را در دانشکده هاي معقول و منقول و ادبيات و حقوق به پايان رسانيد. بعد توانست در رشته ادبيات و حقوق درجه دکترا بگيرد.

دکتر خزائلي شعر هم مي سروده و از سبک قديم پيروي کرده و تخلص او همان ( خزائلي ) است. دکتر خزائلي بعد از پايان دوره وکالت به کارهاي آموزشي اشتغال داشت و مجله ( روشندل ) را منتشر ساخت و گاه گاهي او را مي ديدم که ناگهان از درگذشت او مطلع شده و بسيار متاًسف شدم. گنجينه اي بود از اطلاعات در رشته هاي مختلف و نابينائي بود که مشعل علم و دانش را بر برابر هزاران هموطن خود برافروخت. دکتر خزائلي 8 فرزند دارد که اکثراً داراي تحصيلات عالي هستند.

خزائلي به تصديق اغلب دانشمندان و اهل فن در علوم مذهبي و ادبيات عرب و معقول و منقول، تصوف، علم تفسير و حقوق اسلامي و مذهب شناسي كم نظير بود. او در سال 1317 اولين آموزشگاه خزائلي را در اراك تأسيس نمود و سپس آموزشگاههاي ديگري را در تهران بنيان نهاد، وي بنيانگذار آموزشگاههاي شبانه در ايران و همچنين مؤسس اولين انجمن حمايت و هدايت نابينايان و آموزشگاه نابينايان بزرگسال در ايران است.
شادروان دكتر محمد خزائلي به آموزش بنيادها و نهادهاي ادبي خدمتي بسزا نموده است و تأليفات او درباره اعلام و احكام قرآن و حكمت مشاء و منطق و فلسفه شرق و منطق نظري و عملي از جمله منابع و مأخذ تحقيقات قرآني و فلسفي و منطقي به شمار مي آيند. وي همچنين كتابهاي ديگري در زمينه روانشناسي، زيبا شناسي به دانش پژوهان هديه نموده و با ياري دوستان خود از جمله دكتر حسن سادات ناصري كتاب بديع و دكتر محمد خوانساري كتاب مختارات و به مدد سيد ضياءالدين ميرميران دستور جاويدان و اسلوب الحديث را با كمك سيد عبدالباقي تنكابني به جامعه ادبي ايران تقديم نموده است.

دكتر خزائلي اخلاقا مرد سياست نبود امادر سال ‪۱۳۴۶‬از طرف حزب ايران نوين كانديداي نمايندگي مجلس شد و با ‪۱۵‬هزار و ‪ ۹۰۱‬راي به مجلس راه يافت.

هدف وي از قبول نمايندگي مردم در مجلس دفاع از منافع روشندلان بود و در اين راستا مجله "روشندل" را باهدف در جريان قرار دادن آنان از مسايل جهان بود.

دكترخزائلي عضو كميته نابينايان خاورميانه و نماينده اتحاديه بين‌المللي و عضو سازمان جهاني رفاه نابينايان بود و شعبه‌انجمن نابينايان را در مشهد ، كرمانشاه و رشت داير كرد.



دكتر محمد خزائلي نه تنها در راه نشر فرهنگ و معارف كشورمان براستي كوشش نمود بلكه در راه بهزيستي و بهسازي جامعه نابينايان ايران نيز خدمات ارزنده اي نموده است. وي در سال 1353 پس از يك هفته اغما در سن 62 سالگي چشم از جهان فروبست.

منبع: تحول رواني آموزش و توانبخشي
انتشارات سمت1381

پ ن : دکتر خرائلی عموی پدرم بودند. روحش شاد.

خیلی دلم میخواد اگه یه روزی توانایی اش رو پیدا کردم یک بنیاد فرهنگی جدید به اسم ایشون تاسیس کنم.

لینک مرتبط : خزائلی

عصای سفید

جمعه بیست و هشتم تیر 1387 |

چرا با این همه عینک هیچکسی ما رو ندید...

چرا با این همه عینک هیچکسی ما رو ندید ....

اولین بار که این شعر رو شنیدم (از کاوه یغمایی) واقعا حس کردم مصداق حال ماست... ما جوون ها. ما که بعد از انقلاب به دنیا اومدیم ... یا اونایی که یک کمی قبل تر به دنیا اومدن و بهشون میگن : بچه های انقلاب !

-          به نظر تو جنگ میشه؟

-          مات و مبهوت نگاش میکنم و میگم ... نمیدونم.

با خودم فکر میکنم اگه جنگ بشه کجا ها رو میزنن؟ کاش باغچه ی پدری در امان بمونه. آخه تنها دلخوشی باباست واسه فراموش کردن رنج این سالها. و البته اون درخت بید مجنون و بیدمشک ای که واسه تولد تو و خودم کاشتم چی؟ اگه جنگ بشه همه چی از هم میپاشه، نه؟ گور بابای دانشگاه و درس. اگه جنگ بشه و خطوط ارتباطی قطع بشن اونوقت من چجوری یه لحظه بی تو طاقت بیارم...

چه بعد از ظهر تلخی ...

این روزها هرجا میشینی، سخن از رفتنه . دوستی از دوست دیگری پرسید : تو کجا میخوای بری ؟ اون یکی گفت : هرجایی غیر از ایران ! توی بهت فرو رفتم ... یعنی واقعا هر جایی غیر از اینجا ؟ پس خاطراتمون چی؟ کوچه هایی که توش شیطنت های بچگی رو روی دیوار حک کردیم. خیابون هایی که کمی بعدتر، وقتی بزرگ شدیم، شد محل قرار های دوستانه و عشقولانه. زاینده رود در روزهای برفی و پاییزی وبهاری ... . یعنی به همین راحتی بریم ؟ و خاطراتمون رو برای لاشخورها باقی بذاریم؟ اونایی که از قدم زدن کنار زاینده رود فقط گیر دادن به دختر، پسرا رو بلدن؟

یه سوال همیشه توی ذهنم بوده، هنوزم هست ... چرا بعضی از ما تا حرف از عشق میاد فوری لبهامون جمع میکنیم و شروع میکنیم به منع کردن ؟ چه اشکال داره آخه؟ لب رو داریم واسه خندیدن، بوسیدن، خوردن و نه واسه پیچیدن نسخه های اخلاقی واسه این و اون. یکی میگه قلب میزنه واسه زنده موندن.. اما آخه مگه من چه گهی ام که بودن و نبودنم توی این دنیا بین 6 میلیارد آدم دیگه فرقی بکنه ؟ من میگم قلبم میتپه نه واسه زنده موندن، واسه دیدن اون... باید اعتراف کنم زیبا ترین لحظه ها رو با اون تجربه کردم. چشم هام برای دیدنش،لب هام برای بوسیدنش ،دستهام پیشکش شونه های خسته اش ،پا هام  برای با اون بودن و کنارش در حاشیه زاینده رود راه رفتن ،مو هام بازیچه ای برای دستهاش که عشق بازی رو تجربه کنن ،نفسهام برای بوییدنش ...

حالا که دارم بیشتر فکر میکنم میبینم، همونا عشق رو دارن از ما میگیرن و به جاش تنفر رو ترویج میدن....

یه وقت هایی یه درد هایی درون آدم هست که نمیدونه بگه یا نه. مثل همین الان، همین لحظه ای که دارم مینویسم ... خسته شدم بسکه احساسم رو فیلتر کردم و تنها مخاطبم دفترچه ی خاطراتم بودم. حالا با خودم میگم مثلا چه فرقی داره اینجا بنویسی یا اونجا ... مهم اینه که هیچ کسی درد دلت رو نمیفهمه و نمیشنوه. وبلاگ من که روزانه 5-6 تا بازدید بیشتر نداره و تازه از این 5-6 تا 3 تاش خودم ام که ببینم خدای نکرده کسی واسم نظر گذاشته ؟! پس بذار واسه دلخوشی هم که شده یه بار اینجا بنویسم از یه چیزایی غیر از محیط زیست و ...

من میخوام امروز فریاد بزنم : عاشقم . به همین سادگی.

آهای ! تو که الان داری این خطوط رو میخونی ... به خدا اگه فقط واسه یه لحظه عشق رو تجربه کرده باشی الان به من حسودیت میشه.

پ ن : همیشه دلم میخواسته واژه ای جایگزین عشق پیدا کنم. حس میکنم واژه ی "عشق" یه جورایی حقوق معنویش رو از دست داده... یه واژه ی اختصاصی، واسه  دل خودم... . از این بی مزه بازی ایی هم که میگن عشق بیشتره یا دوست داشتن ، اصلا خوشم نمیاد. این یه جور بازی با کلماته. بابا آخه عشق که اندازه نداره ... اگه دنبال اندازش هستی پس عاشق نیستی.

حالا واسه اینکه بگم خیلی دوستت دارم از این به بعد میگم : بزغاله ات ام، یوزپلنگ منی...

میگی نه؟ زنگوله ها شاهدن...

یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 |

تیتر ندارد

این روزها خیلی منزوی شده ام ... ساده بگویم، از آدم ها میترسم . به اتاقم، به تختم، پناه میبرم. یادم میاد پیارسال همین موقع ها ... چه شر و شوری داشتم... اما این روزا هربار که از خونه بیرون میرم، در هر لبخند زن همسایه، غیبت و در هر دلجویی به اصطلاح دوستان همکلاسی ام، ریا و حسد را میخوانم. و این مرا بیش از پبش به درون فرو میبرد.

 صدای تیر را میشنوم ، گویی کودکان با قهقه بیگانه اند.

جای زخم های پدران را میبینم،  رجال شهر با نیزه به جنگ عاطفه رفته اند.

برای همین است که به اتاقم پناه میبرم. در این چهاردیواری، عروسک هایم هنوز با هم مهربانند. و من به جرم به آغوش کشیدن آنها به نا نجیبی متهم نمیشوم.

 

پ ن : تیتر ندارد. چون همیشه از همون اول تو برام تیتر میزدی ولی الان که دارم اینو مینویسم تو در خوابی ... کاش تو هم عروسکم بودی...

توضیح : شدیدا  معتقدم وبلاگ حریم خصوصی است و نگارنده موظف به پاسخگویی به سوالات مطرح شده در  ذهن خوانندگان نیست. اما از آنجایی که متوجه شدم برخی بازدید کنندگان این وبلاگ به دلیل جستجوی واژه ی "انتظار" به این وبلاگ هدایت شده اند باید عرض کنم که منظور من از عنوان "در انتطار باران" اصلا و ابدا آن منظور "دینی و عقیدتی" آن نیست.

یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 |

قواعد زيستگاه زمين

پايداري كه طبيعت‌شناسان آن را به‌عنوان توانايي كاركرد بي‌نهايت اكوسيستم‌هاي سالم تعريف كرده‌اند، به يكي از دغدغه‌هاي اصلي در دنياي كسب‌وكار مبدل شده است. شركت‌هاي پيشرو گام‌هاي بلندي را براي دستيابي به اين هدف برداشته‌اند. از جمله اين شركت‌ها مي‌توان به وال‌مارت اشاره كرد كه در تلاش است ميزان اضافات حاصل از بسته‌بندي را كاهش دهد و نيز نايكي كه مواد شيميايي سمي ‌را از مواد اوليه كفش‌هاي خود زدوده است. اما به گفته اونرا، مدير مركز لينكلن تاندربرد در زمينه اصول اخلاق در مديريت جهاني، پايداري چيزي فراتر از برداشتن گام‌هاي بيش‌تر در مسير بي‌نهايت است. پايداري در واقع خود مقصدي است كه زيستگاه سياره زمين (كه در طول ميلياردها سال آزمون و خطا تصفيه شده) الگوي كامل آن به‌شمار مي‌رود. اونرا چكيده برخي از درس‌هايي را كه مي‌توان از زيستگاه زمين گرفت، به‌صورت سه قاعده زير درآورده است:

از مواد اوليه سازگار با صرفه‌جويي استفاده كنيد. مديران مي‌توانند راهبردهاي تامين منابع خود را مورد بازنگري قرار دهند و با كاهش چشمگير شمار و نوع مواد توليدي كارخانه خود، چرخه بازيافت را سودآور كنند. براي مثال، پس از آن‌كه هرمن ميلر، توليدكننده لوازم منزل دريافت در توليد مهم‌ترين صندلي اين شركت دويست عنصر متشكل از بيش از هشتصد تركيب شيميايي به‌كار مي‌رود، نسل جديدي از اين صندلي را طراحي كرد كه برنده جايزه شد. در واقع 96 درصد از مواد اوليه اين صندلي، متشكل از عناصري بسيار محدودتر از نسل پيشين و قابل‌بازيافت بود.

منصفانه بازيافت كنيد. بهتر است توليدكنندگان از ابتدا محصولات خود را همراه با ارزش بازيافت طراحي كنند. براي مثال، صنايع شاو، فيبرهاي نايلون را از كفپوش‌هاي فرسوده براي توليد كف‌پوش‌هاي كاملاً نو بازيافت مي‌كند.

قدرت بسترسازي را به‌كار گيريد. معمولاً طراحي زيرساخت در صنايع در سطح اجزا رخ مي‌دهد، اما مواد موجود در آن قطعاً بستر اساسي‌تري را مي‌سازند. شركت پاتاگونيا توانسته است با بازيافت زيرپوش‌هاي كاري كاپيلن هزينه انرژي مصرفي خود را در مقايسه با استفاده از مواد اوليه دست‌اول، 76 درصد كاهش دهد.

قواعد زيستگاه زمين مي‌تواند به شركت‌ها بياموزد چگونه محصولاتي توليد كنند كه علاوه بر سازگاري با محيط زيست، هزينه‌هاي توليدي را كاهش دهند و در عين حال براي مشتريان جذابيت بسيار داشته باشند و نيازي نيست مديران براي رسيدن به اين اهداف، در انتظار انقلابي در زمينه فناوري سبز بمانند.

 

چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 |

از خانه ی وبلاگهای سبز حمایت کنیم

این روزها به هواداران و دوستداران حفظ محیط زیست و کسانی که به نوعی دغدغه های زیست محیطی دارند افزوده میشود اما این در حالی است که اگرچه روزنامه ها اخبار محیط زیست را منعکس میکنند اما جای صفحه ای اختصاصی با عنوان "محیط زیست " در بسیاری از روزنامه ها خالی است به همین دلیل بسیاری از فعالان زیست محیطی به فضای مجازی برای پیگیری اخبار محیط زیست روی آورده اند. در این میان گرین بلاگ نقش بسزا یی در بازتاب آخرین اخبار این حوزه داشته است که البته بر هیچ یک از ما پوشیده نیست. بیایید برای قدردانی از آن با هم همراه شویم

دوشنبه سوم تیر 1387 |
مریم خزائلی

من: مریم بانو
یه موقعی عدد 9 رو خیلی دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی عاشق زندگی بودم، هنوز هم .
یه موقعی عکاسی رو دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی خبرنگار بودم، هنوز هم.
یه موقعی کودک بودم ....، هنوز هم !
هنوز هم، این منم، مریم بانو ... با همان مختصات اما نه در دستگاه مختصات دکارتی.
دستگاهی که محور افقی اش تعریفی برای بینهایت منفی و بینهایت مثبت نداره
و محور عمودی اش، آنقدر بالا نمیره که تالاپی بیافته پایین.
این منم....

deb.baran@yahoo.com

موضوعات

در فکر

در دل

در شهر

در خبرها

کتاب

محیط زیست

دلنوشته ها

مناسبت ها

:::: حقِ "حیات"، "آزادی"، "مالکیت"، "امنیت"، "حقِ پی‌جویی رشد و سعادت" و "حقِ ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم، به نحوی سازمان یافته و مؤثر، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد.
 

دوستانم

مرد خاکی

سیب و شراب

ریحانه احسانپور

نفیسه حاجاتی

سعیده بقایی

مهرو ملالی

مژگان جمشیدی

شاهین سپنتا

مطالب اخير

زاینده رود، این روزها...

بحران آب در اصفهان

در آستانه ی پروانه شدن

همایش شادی در خانواده

تیشه به ریشه ام میزنند

خرمن رخوت ام رو آتش بزن

اگه رو خاک ما بارون لاله است... / آهنگ

با تو رفتم، بی تو باز آمدم...

پيوند ها

نجات پاسارگاد

هومان خاکپور

All Beyond Animal Needs

آسمانی دیگر

فتوبلاگ در انتظار باران

محمد درویش

دیگر بار

الپر

روز نوشت

مهستی شاهرخی

جمهوری سکوت

پیام آزادی

ایران نامه

یک پزشک

کوروش ضیابری

زنی به طعم خاک

کافه تیتر

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

خبرنگار

خبرنگاران صلح

ضد جنگ

دکتر یونس شکرخواه

روزبه میر ابراهیمی

فریاد زیر آب

دکتر یونس شکرخواه

دکتر ناصر کرمی

یک عکاس

فریاد خروشان

مسیح علی نژاد

فریاد خرداد

ایران ما

مهتاب در کویر

روزگار

راه من

آزادی ایران عزیز

استاد ساردین

عنکبوت

مهجاد

تقویم زنانه

روایت

الهه موسوی

طراحی با طبیعت

وقت کشی

عکس های دیجیتالی من

آوای فاخته

امیر اوسط

لحظه

نگار سلیمانی

بامدادی

دلنوشت های یک دوست قدیمی

خانقاه

موسسه تحقیقات جنگل ها مراجع کشور

آیدین فرنگی

محبوبه حسین زاده

سردبیر:خودم

مظنونان

یک دوست (تسنیم)

محسن تیزهوش

شیلا جوانمردی

منا قاسمیان

وقت کشی

نسرین خواجه افضلی

کوروش

فنگ شویی به شیوه ایرانی

کوچه بن بست

صندوقچه

تحصیل در ایتالیا

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme