تبليغاتX
باران

باران

کتابهای جغرافیا را عوض کنید

اون موقع ها وقتی معلم جغرافیا  درس میپرسید میرفتم پای تخته، اول از همه یه گربه ی قبراق که سرش رو بالا گرفته بود میکشیدم و بعد  در شمالی ترین جای نقشه " خزر " رو میکشیدم و هربار که اسم " خزر " میومد با غرور خاصی خودم تکرار میکردم : بزرگترین دریاچه جهان ! و در پایین خلیج فارس و دریای عمان ، سه جزیره کوچک و جنگل های حرا. بعد یکی یکی دریاچه ها و باتلاق ها، از ارومیه تا بختگان و هامون . از جازموریان تا هورالعظیم و ...  کوه ها و قله ها، سهند و سبلان و بعد رشته کوه البرز  ... و معلم همیشه میگفت : بچه ها یادتون باشه که منابع طبیعی کشور ما به این ها خلاصه نمیشه .

  حالا دیگه همه میدونن چه بر سر " خزر " اومد ...  بختگان خشک شد . البرز به دو نیمه شد و جنگل های حرا زیر تیغ عسلویه درد کشید. مالکیت خلیج همیشه فارس و اون سه جزیره همیشه ایرانی بازیچه و وسیله ی باج شد . هورالعظیم قربانی بهره برداری های نفتی شد و ... کی میدونه چی به سر گاوخونی میاد ؟

حالا این روزها وقتی به ساعت درس جغرافیا مدرسه فکر میکنم میبینم دیگه جایی روی نقشه واسه اینکه معلم از بچه ها سوال بپرسه نمونده. خیلی دوست دارم بدونم معلم جغرافیا امروز به بچه ها چی یاد میده ؟ فکر و دیدگاه مسئولان که به محیط  زیست عوض نشد اما شاید باید کتاب های جغرافیا عوض بشه و به بچه ها گفت  که انسان ها (؟!) چه بر سر جای جای این سرزمین آوردن... معلم جغرافیا امروز باید به بچه ها بگه فلان پتروشیمی و فلان شهرک صنعتی و ... به جای این منابع طبیعی روی نقشه نشسته...  

پ ن : گاوخونی کور میشود

 

وقتی آرامگاهی به عنوان منطقه نمونه گردشگري شناحته میشه و پارک ملی گلستان با پتانسیل بالای گردشگری تخریب میشه ،من دچار تناقضم !

وقتی  میدان نقش جهان زیر قدم های مترو میلرزه و بودجه های میلیاردی به آرامگاه تخت فولاد و مصلی سرازیر میشه، این منم که دچار تناقضم !

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 |

گرانی؛ عیدی دولت به مردم

هنوز یک هفته ای بیشتر نیست که بحران آب شروع شده است که گرانی  برنج هم به آن اضافه  شد !

این روزها دیگر گرانی یا نایاب شدن ابتدایی ترین ملزومات زندگی به امری عادی تبدیل شده است.گرانی اخیر نان در تهران که به گفته ی صنف نانوا ها دلیل آن افزایش قیمت آرد ارائه شده توسط وزارت بازرگانی است و از طرف دیگر این نهاد مثل دیگر نهاد ها افزایش قیمت آنرا تکذیب میکند . وزیر بازرگانی  با چشم بستن برواقعیت، منکر افزایش قیمت ها شده و علت آن را تورم جهانی و افزایش جهانی قیمت گندم می داند. و در این میان این مردم اند که متحمل ضرر میشوند ... نه تنها فشار های مادی که آثار سوء روانی حاصل از آن جامعه را دچار تنش میکند.

ما چه طور مردمی هستیم ؟ آب آلوده به نفت را میخوریم یا گاها بدون هیچ اعتراضی تن به خرید آب معدنی میدهیم بی آنکه اعتراض کنیم ... بی آنکه حتی فکر کنیم آن پدری که نمیتواند هزینه ی 50 – 60 هزار تومنی آب معدنی را به لیست قبوض برق و هزینه دانشگاه و دکتر و صدجور قسط و بدهی دیگرش اضافه کند چطور نا خواسته شاهد به خطر افتادن سلامتی خانواده اش است  . رشد قیمت ها و گرانی سرسام آور، در مقایسه با میزان درآمد کارگران وزحمتکشان، دهقانان و قشرهای میانه حال، حاکی از کاهش چشمگیر و شدید قدرت خرید اکثریت مردم جامعه دارد.

وقتی چند روز پیش مقاله ای با عنوان " آشفتگی بازار برنج"  خواندم شم اقتصادی ام مرا شدیدا تحریک کرد تا پیش از افزایش قیمت آن حداقل به اندازه مایحتاج یکی دو ماه آینده مان برنج خریداری کنیم اما بحران آب پیش آمد و حواس ها همه به آن سمت پرت شد ... تا اینکه امروز از مغازه داری شنیدم " اصلا برنج نداریم " ! مغازه دار دیگری هم میگفت : " به هر مشتری فقط چند کیسه میتواند بفروشد " در حالیکه یکی از عمده فروش های اصفهان که مرکز پخش مواد غذایی دارد اظهار داشت : " از صبح امروز فروش بی سابقه ای داشته  ام ، هر خریدار بین 200 تا 400 کیلو برنج درخواست میکرد "

قیمت برنج هم البته مثل کالاهای دیگر این روزها رقم مشخصی ندارد. برنج پاکستانی مرغوب 2500 تا 2600 تومان. برنج فلاح ایران هرکیلو 3600 تومان. این درحالی است که قیمت آن سال پیش 1500 تومان بوده است. به این ترتیب به گفته فعالان بازار برنج،بهاي انواع برنج داخلي طي يك سال اخير بيش از 40 درصد افزايش يافته است. از دیگر سو قیمت برنج به عنوان یکی از مواد غذایی اصلی مردم کشور، در اواخر اسفند ماه و اوایل سال جدید به یکباره از هر کیلو1000 تا 1500 تومان به 2500 تا 3500 تومان رسید. قیمت برنج زمانی افزایش یافت که دولت احمدی نژاد برای تامین منافع تجار بزرگ، تعرفه واردات برنج را حذف کرد و این اقدام مورد اعتراض شدید شالی کاران شمال و دیگر مناطق کشت برنج ایران قرارگرفت و در مقابل تجار بزرگ و بنیاد ها با واردات و در عین حال احتکار، قیمت برنج را تنها در عرض یک ماه به رقم کیلویی 3500 تومان رساندند

در بسياري از موارد، بالا بودن مصرف سرانه برنج علت وابستگي كشور به اين محصول عنوان مي شود اما در اين ميان آمارهاي اعلام شده توسط سازمان جهاني غذا و كشاورزي (FAO) نشان مي دهد كه ايران از لحاظ سرانه مصرف برنج جزو 10 كشور اول جهان نيست.هرچند به نظر مي رسد در آمار اعلام شده توسط فائو كل ميزان توليد برخي كشورها به عنوان سرانه مطرح شده است به طوري كه به عنوان نمونه سرانه مصرف برمه 217 كيلوگرم عنوان شده است ميانگين سرانه مصرف كشور در حدود 45 كيلوگرم است كه با در نظر گرفتن جمعيت 70 ميليوني ميزان نياز سالانه كشور به بيش از سه ميليون تن نمي رسد. در حال حاضر توليد كشور رقمي نزديك به دو ميليون تن اعلام مي شود و بنابراين لازم است تا نزديك به 30 درصد نياز داخل از طريق واردات تامين شود . در حالی که واردات برنج از مبادي رسمي و غيررسمي از مرز يك ميليون تن تجاوز مي كند و این رقم به 3 برابر نیاز کشور رسیده است.

 

پ ن :  آمار و ارقام ارائه شده نقل از آرشیو روزنامه سرمایه و خبرگزاری ایسنا میباشد. 

 

چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 |

وبلاگستان فارسی سبز شود ... به امید آنروز

 

                    فراخوان هم اندیشی؛ وبلاگستان فارسی سبز شود

امروز صبح در حال مرور لینک های بالاترین بودم که توجه ام به نکته ی زیر جلب شد :

در صفحه ی اول مطلبی با عنوان " زمین را زباله کرده ایم و حالا نوبت فضا است" با 17 کلیک و در همین صفحه مطلبی با عنوان " عکسی از سمیرا مخملباف و شان پن" با 1107 کلیک !

همچنین در صفحه ی دوم بالاترین مطلبی با عنوان " هشدار / آزمایش های نظامی سپاه حیات در اکو توریسم کم نظیر پارک ملی کویر ایران را به خطر انداخته است " با 110 کلیک و لینک دیگری با عنوان " آخرین نفس (عکس) " با 1080 کلیک !

مشاهده این نکته و مطلبی که با عنوان " فراخوان هم اندیشی؛ وبلاگستان فارسی سبز شود"  در وبلاگ دوستداران محیط زیست و حیوانات نوشته شده بود من را بر آن داشت تا چند خطی در این خصوص بنویسم.

به نظر من هم ما باید مطالبی مقتضی و درخور مخاطبین از همه طیف فراهم کنیم تا به قول آقای سلیمی در آینده ای نه چندان دور ساکن جزیره ی منزوی و دور افتاده از بطن جامعه نشویم. وضعیت فعلی محیط زیست کشور ما آنقدر بحرانی و نیازمند توجه است که فکر میکنم  تا زمانی که تمرکز ما تنها روی مطالب تخصصی زیست محیطی باشد نمیتوان از افراد غیر زیست محیطی انتظار مشارکت داوطلبانه داشت. واقعن توسل جستن به مطالب عامیانه یا عکس برای جذب مخاطبین و درگیر نمودن آنها چه اشکالی دارد ؟ کتابخوان های حرفه ای هم روزی از کتاب های عامیانه ای مثل بامداد خمار شروع به مطالعه کرده اند. فکر میکنم هر انسانی که نگران آینده ی زمین و انسان هاست  خود را به نوعی مسئول سرنوشت آن میداند. شاید بسیاری از شهروندان دغدغه های زیست محیطی داشته باشند اما این نگرانی ها در مسیر درستی  قرار نگرفته اند . همانطور که بسیاری از اطرافیان ما نگران وقوع پدیده ی خشکسالی یا شیوع بیماری های واگیردار هستند اما هنگام بررسی علت آن به هر مسئله ای اشاره میکنند جز سهم محیط زیست و مشکلات آن در وقوع اتفاقاتی از این قبیل. یا مثلن وقتی سیل می آید نماز آیات میخوانند اما از آنطرف درختان را قطع میکنند بدون آنکه هیچ ارتباطی بین  قطع درختان با سیل بیابند چون تا آن لحظه نتوانستند پیوندی میان آنچه در طبیعت رخ میدهد و علل علمی آن بیایند. شاید این بخشی از وظیفه ی ماست که مشکلات زیست محیطی  را از آن دریچه ای برای این گروه از مخاطبین مطرح کنیم که برایشان جذابیت دارد و به نوعی با آن درگیر هستند. به این ترتیب آنها خود را با محیط زیست در تقابل و تضاد نمی یابند و آن کشاورز دیگر دلیل نباریدن باران را در پس خواندن نماز باران جستجو نمیکند و آن باغدار هم  قبل از قطع هر درخت حداقل کمی فکر میکند. البته شاید خرده گرفتن به دوستان غبر زیست محیطی جابز نباشد چون ما تلاش خاص و سازمان یافته ای برای جذب مخاطبانی که به خودی خود گرایشی به مطالعه و دنبال نمودن اخبار زیست محیطی ندارند (حداقل در دنیای مجازی) نکرده ایم.

 البته این نکته را هم از یاد نبریم که درکشور ما اگرچه مردم آنچنان که باید اهل مطالعه نیستند ولی تجربه به دفعات ثابت کرده است که با راه اندازی یک موج همگانی میان آنها ،احترام به درک و شعور مردم و ایجاد اطمینان دوطرفه میتوان آنها را به طور قابل تحسین و امیدوار کننده ای با جریانات همگام ساخت.    

نکته ی آخر هم اینکه : اگر طیف  وسیعی از جامعه را با محیط زیست آشنا و با خودمان همراه کنیم آنوقت برای اعتراض به سد سازی های غیر کارشناسی، جاده های بی استفاده و مخرب، احداث پالایشگاه و شهرک های صنعتی در دل طبیعت و ...   پشتوانه ی محکمتری خواهیم داشت.  آنوقت ما دیگر در اقلیت نیستیم. وقتی مردم  به صنایع آلاینده به عنوان بخشی از علت  شیوع گسترده ی بیماری هایی مثل MS بنگرند آنوقت دیگر این تنها ما نیستیم  که نگران آینده ایم، آنها هم با ما همگام میشوند.

  من هم این پیشنهادات را ارائه میکنم :

1)  ایجاد تشکل های دانشجویی زیست محیطی در دانشگاه و برقراری جلسات هفتگی و بازگو نمودن اخبار زیست محیطی در آنها، جلسات بحث و گفتگو و ... ( فکر میکنم این پیشنهاد در دانشگاه هایی که رشته ی محیط زیست و مرتبط با آن را ندارند و دانشجویان کمتر با این فضا در تعامل اند مفید باشد)

2)     انتشار خبرنامه ی محیط زیست حتی در حد یک صفحه A4 و به صورت ماهیانه با این هدف که میان دانشجویان کلیه رشته ها و همکلاسی ها پخش شود. همچنین اختصاص یک تابلو اعلانات در دانشکده به گونه ای که هفته ای یک بار مطالب آن به روز رسانی شود و میتوان از عکس و پوستر نیز جهت جذب و جلب نمودن توجه دانشجویان استفاده کرد.

3)  برنامه های آموزشی برای کودکان در مهدهای کودک ( این  را نباید از نظر دور داشت که تعداد زیادی از افراد به شبکه اینترنت دسترسی ندارند و در عین حال نقش اساسی و تاثیر گذاری در حفظ محیط زیست ایفا میکنند)

4)  استفاده از عکس، مطالب کوتاه و ساده و در عین حال مستند و عمیق برای جذب مخاطب از هر قشری از جامعه و قرار دادن آن در  وبلاگ های خودمان و دیگران.

 

 

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 |

میشود به راحتی از بحران آب عبور کرد...

آری میشود، میشود به راحتی از بحران آب عبور کرد ... میتوان نگرانی های جامعه ای را نادیده گرفت و حقیقت را انکار کرد. میتوان بی تفاوت بود نسبت به سلامت روحی و جسمی جامعه ای نگران. حتی میتوان جمعیتی را یکی دو ساعت منتظر نگه داشت و بعد قدم زنان و در حال حرف زدن با تلفن همراه از کنارشان عبور کرد. آنوقت کمی آنطرفتر ایستاد، لبخند زد و با دست اندر کاران روزنامه ی وابسته به شهرداری عکس یادگاری گرفت یا که به رسم ژست های سیاسی تکراری در غرفه ی یک ماهنامه ی چپی ایستاد و لبخند زد، آری ... میشود.
من همه ی این درسها را هنگام عکاسی از بازدید استاندار اصفهان از نمایشگاه مطبوعات یاد گرفتم.
 
برای دیدن عکسها اینجا را کلیک کنید و برای مطالعه مطالب مرتبط به اینجا و اینجا و اینجا و اینجا سری بزنید.
        میتوان به راحتی از بجران آب عبور کرد
 



 
جمعه ششم اردیبهشت 1387 |

میزبان خوبی نبودیم

از رادیو پیام خبری با این عنوان شنیدم: " یک گروه ۱۰۰ نفره از گردشگران ایتالیایی وارد ایران میشوند" چند لحظه ای با خودم فکر کردم که آیا اصلا این رویداد ارزش خبری دارد یا نه ؟ آیا برای کشوری مثل ایران با تمدن، فرهنگ و تاریخ غنی ، آثار تاریخی و باستانی، وجود شخصیت های برجسته ی ادبی ،تاریخی و فرهنگی حضور یک گروه توریستی باید آنقدر غریبه و غیرمنتظره باشد که بازتاب رسانه ای داشته باشد ؟ پاسخگویی به  این سوال آنقدر ها هم سخت نیست. با یک محاسبه ساده میتوان دلیل عدم تمایل بسیاری از گردشگران در سفر به کشورمان را یافت. از دست رفتن وجهه ی جهانی ایران و تداعی شدن نام آن با تروریست در اذهان مردم بسیاری ازکشورها، اعمال محدودیت های گسترده ای که باعث میشود فضای مناسبی جهت تفریحات متنوع در کنار گشت های توریستی برای آنان مهیا نشود، عدم رسیدگی، پاسداری و مرمت آثار تاریخی و ترس از قربانی اختلافات سیاسی بین کشورها شدن و ضعف مدیریت در عرصه ی جذب و حفظ جهانگرد ...  بسیاری از گردشگران را از سفر به ایران بازمیدارد.

به علاوه آنکه وقتی دولت، تبلیغات سازمان یافته ای برای معرفی جاذبه های توریستی ایران صورت نمیدهد. گاهی نیز تیزر تبلیغاتی در کانال هایی مثل EuroNews پخش شده است که تنها به معرفی چند مسجد که یادآور معماری اسلامی است محدود شده است و همه ی اینها باعث میشود تا فرصت سفر به ایران تنها برای آن دسته از گردشگرانی محقق شود که نگرشی باز،  آگاه و علاقمند به فرهنگ کهن ایرانی دارند و فارق از مسائل جنبی که تا حد زیادی اصل موضوع را تحت تاثیر قرار میدهد علاقمند سفر به ایران باشد.

حال شما تصور کنید که یک غیر ایرانی در رسانه ای بخواند "  متخلفان جرائم رانندگی به مجازات شلاق محکوم میشوند" آیا هنوز هم باید از شنیدن خبر ورود یک گروه گردشگر ایتالیایی تعجب کرد؟ من تعجب نمیکنم. دلگیر وطن میشوم و متاسف. شاید ما میزبان خوبی نبودیم که دیگر برایمان مهمان نمی آید...

 

جمعه ششم اردیبهشت 1387 |

به بهانه روز کتاب و کپی رایت

تقارن روز کتاب و کپی رایت با نمایشگاه روزنامه نگاران غیر حرفه ای من را بر آن داشت تا مصاحبه ای با علی شیعه علی سردبیر ماهنامه همراز متعلق به دانشگاه بین المذاهب ترتیب دهم. وقتی به آمار سرانه ی مطالعه در کشور اشاره میکنم شیعه علی آمار واقعی آنرا کمتر از ۲ دقیقه در شبانه روز میداند و میگوید : تنها با صحبت کردن و مانور دادن روی عبارت "نیاز به فرهنگ سازی در زمینه کتابخوانی " مشکلی حل نخواهد شد. او یکی از موانع موجود در فرایند چاپ و توزیع کتاب را عدم اعمال قوانین و سیاست های یکسان و هماهنگ میداند. وی در توصیف فضای موجود میگوید: خطوط قرمز اعمال شده بسیار به هم نزدیک اند و این موضوع به تعویق صدور مجوز های چاپ و توزیع دامن میزند.

سردبیر ماهنامه همراز راه حل را در تغییر نگرش برخی نویسندگان، مقامات مسئول و مترجمان میداند و در توضیح آن میگوید : مجوز صدور کتاب های عامه پسند سریع تر از دیگر کتب صادر میشود و همین باعث میشود برخی نویسندگان به سمت نگارش اینگونه کتابها روی آورند و گاها برخی مترجمان رسالت خود را در امانت داری به انجام نمی رسانند.

شیعه علی که خود امروز دانشجوی فوق لیسانس حقوق جزایی است محیط های دانشجویی را فضایی پویا و بسیار مفید برای گرد هم آمدن دانشجویان علاقمند میداند و میگوید: اگرچه موانع بسیاری از جمله بالا بودن هزینه های چاپ، عدم صدور مجوز توزیع، انتظار طولانی حهت دریافت مجوز چاپ و ... بر سر راه قرار دارند اما برای آنکه بیش از این آمار سرانه مطالعه تک رقمی نماند باید از امکانات موجود نهایت استفاده را بکنیم . وی معتقد است فضای حاکم چندان هم منفی نیست و میتوان در هر شرایطی از آن بهره بردای مثبت کرد.

وقتی از او در خصوص راه حل های پیشنهادی پرسیدم گفت : انتخاب کتابی متناسب با روحیات و ویژگی های هر گروه سنی عاملی موثر در تبدیل شدن آنها به یک کتابخوان حرفه ای است به طوریکه افراد مختلف و خصوصا کودکان اشتیاق خود را از دست ندهند.

پ ن :

شاید اگر روزنامه کیهان هم در قزوین به چاپ میرسید به مدد ریشه کن شدن بی سوادی در این شهر از درج تیتراشتباهی بدین پر واضحی جلوگیری به عمل می آمد !!!

 

پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 |
مریم خزائلی

من: مریم بانو
یه موقعی عدد 9 رو خیلی دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی عاشق زندگی بودم، هنوز هم .
یه موقعی عکاسی رو دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی خبرنگار بودم، هنوز هم.
یه موقعی کودک بودم ....، هنوز هم !
هنوز هم، این منم، مریم بانو ... با همان مختصات اما نه در دستگاه مختصات دکارتی.
دستگاهی که محور افقی اش تعریفی برای بینهایت منفی و بینهایت مثبت نداره
و محور عمودی اش، آنقدر بالا نمیره که تالاپی بیافته پایین.
این منم....

deb.baran@yahoo.com

موضوعات

در فکر

در دل

در شهر

در خبرها

کتاب

محیط زیست

دلنوشته ها

مناسبت ها

:::: حقِ "حیات"، "آزادی"، "مالکیت"، "امنیت"، "حقِ پی‌جویی رشد و سعادت" و "حقِ ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم، به نحوی سازمان یافته و مؤثر، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد.
 

دوستانم

مرد خاکی

سیب و شراب

ریحانه احسانپور

نفیسه حاجاتی

سعیده بقایی

مهرو ملالی

مژگان جمشیدی

شاهین سپنتا

مطالب اخير

زاینده رود، این روزها...

بحران آب در اصفهان

در آستانه ی پروانه شدن

همایش شادی در خانواده

تیشه به ریشه ام میزنند

خرمن رخوت ام رو آتش بزن

اگه رو خاک ما بارون لاله است... / آهنگ

با تو رفتم، بی تو باز آمدم...

پيوند ها

نجات پاسارگاد

هومان خاکپور

All Beyond Animal Needs

آسمانی دیگر

فتوبلاگ در انتظار باران

محمد درویش

دیگر بار

الپر

روز نوشت

مهستی شاهرخی

جمهوری سکوت

پیام آزادی

ایران نامه

یک پزشک

کوروش ضیابری

زنی به طعم خاک

کافه تیتر

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

خبرنگار

خبرنگاران صلح

ضد جنگ

دکتر یونس شکرخواه

روزبه میر ابراهیمی

فریاد زیر آب

دکتر یونس شکرخواه

دکتر ناصر کرمی

یک عکاس

فریاد خروشان

مسیح علی نژاد

فریاد خرداد

ایران ما

مهتاب در کویر

روزگار

راه من

آزادی ایران عزیز

استاد ساردین

عنکبوت

مهجاد

تقویم زنانه

روایت

الهه موسوی

طراحی با طبیعت

وقت کشی

عکس های دیجیتالی من

آوای فاخته

امیر اوسط

لحظه

نگار سلیمانی

بامدادی

دلنوشت های یک دوست قدیمی

خانقاه

موسسه تحقیقات جنگل ها مراجع کشور

آیدین فرنگی

محبوبه حسین زاده

سردبیر:خودم

مظنونان

یک دوست (تسنیم)

محسن تیزهوش

شیلا جوانمردی

منا قاسمیان

وقت کشی

نسرین خواجه افضلی

کوروش

فنگ شویی به شیوه ایرانی

کوچه بن بست

صندوقچه

تحصیل در ایتالیا

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme