
امروز صبح در حال مرور لینک های بالاترین بودم که توجه ام به نکته ی زیر جلب شد :
در صفحه ی اول مطلبی با عنوان " زمین را زباله کرده ایم و حالا نوبت فضا است" با 17 کلیک و در همین صفحه مطلبی با عنوان " عکسی از سمیرا مخملباف و شان پن" با 1107 کلیک !
همچنین در صفحه ی دوم بالاترین مطلبی با عنوان " هشدار / آزمایش های نظامی سپاه حیات در اکو توریسم کم نظیر پارک ملی کویر ایران را به خطر انداخته است " با 110 کلیک و لینک دیگری با عنوان " آخرین نفس (عکس) " با 1080 کلیک !
مشاهده این نکته و مطلبی که با عنوان " فراخوان هم اندیشی؛ وبلاگستان فارسی سبز شود" در وبلاگ دوستداران محیط زیست و حیوانات نوشته شده بود من را بر آن داشت تا چند خطی در این خصوص بنویسم.
به نظر من هم ما باید مطالبی مقتضی و درخور مخاطبین از همه طیف فراهم کنیم تا به قول آقای سلیمی در آینده ای نه چندان دور ساکن جزیره ی منزوی و دور افتاده از بطن جامعه نشویم. وضعیت فعلی محیط زیست کشور ما آنقدر بحرانی و نیازمند توجه است که فکر میکنم تا زمانی که تمرکز ما تنها روی مطالب تخصصی زیست محیطی باشد نمیتوان از افراد غیر زیست محیطی انتظار مشارکت داوطلبانه داشت. واقعن توسل جستن به مطالب عامیانه یا عکس برای جذب مخاطبین و درگیر نمودن آنها چه اشکالی دارد ؟ کتابخوان های حرفه ای هم روزی از کتاب های عامیانه ای مثل بامداد خمار شروع به مطالعه کرده اند. فکر میکنم هر انسانی که نگران آینده ی زمین و انسان هاست خود را به نوعی مسئول سرنوشت آن میداند. شاید بسیاری از شهروندان دغدغه های زیست محیطی داشته باشند اما این نگرانی ها در مسیر درستی قرار نگرفته اند . همانطور که بسیاری از اطرافیان ما نگران وقوع پدیده ی خشکسالی یا شیوع بیماری های واگیردار هستند اما هنگام بررسی علت آن به هر مسئله ای اشاره میکنند جز سهم محیط زیست و مشکلات آن در وقوع اتفاقاتی از این قبیل. یا مثلن وقتی سیل می آید نماز آیات میخوانند اما از آنطرف درختان را قطع میکنند بدون آنکه هیچ ارتباطی بین قطع درختان با سیل بیابند چون تا آن لحظه نتوانستند پیوندی میان آنچه در طبیعت رخ میدهد و علل علمی آن بیایند. شاید این بخشی از وظیفه ی ماست که مشکلات زیست محیطی را از آن دریچه ای برای این گروه از مخاطبین مطرح کنیم که برایشان جذابیت دارد و به نوعی با آن درگیر هستند. به این ترتیب آنها خود را با محیط زیست در تقابل و تضاد نمی یابند و آن کشاورز دیگر دلیل نباریدن باران را در پس خواندن نماز باران جستجو نمیکند و آن باغدار هم قبل از قطع هر درخت حداقل کمی فکر میکند. البته شاید خرده گرفتن به دوستان غبر زیست محیطی جابز نباشد چون ما تلاش خاص و سازمان یافته ای برای جذب مخاطبانی که به خودی خود گرایشی به مطالعه و دنبال نمودن اخبار زیست محیطی ندارند (حداقل در دنیای مجازی) نکرده ایم.
البته این نکته را هم از یاد نبریم که درکشور ما اگرچه مردم آنچنان که باید اهل مطالعه نیستند ولی تجربه به دفعات ثابت کرده است که با راه اندازی یک موج همگانی میان آنها ،احترام به درک و شعور مردم و ایجاد اطمینان دوطرفه میتوان آنها را به طور قابل تحسین و امیدوار کننده ای با جریانات همگام ساخت.
نکته ی آخر هم اینکه : اگر طیف وسیعی از جامعه را با محیط زیست آشنا و با خودمان همراه کنیم آنوقت برای اعتراض به سد سازی های غیر کارشناسی، جاده های بی استفاده و مخرب، احداث پالایشگاه و شهرک های صنعتی در دل طبیعت و ... پشتوانه ی محکمتری خواهیم داشت. آنوقت ما دیگر در اقلیت نیستیم. وقتی مردم به صنایع آلاینده به عنوان بخشی از علت شیوع گسترده ی بیماری هایی مثل MS بنگرند آنوقت دیگر این تنها ما نیستیم که نگران آینده ایم، آنها هم با ما همگام میشوند.
من هم این پیشنهادات را ارائه میکنم :
1) ایجاد تشکل های دانشجویی زیست محیطی در دانشگاه و برقراری جلسات هفتگی و بازگو نمودن اخبار زیست محیطی در آنها، جلسات بحث و گفتگو و ... ( فکر میکنم این پیشنهاد در دانشگاه هایی که رشته ی محیط زیست و مرتبط با آن را ندارند و دانشجویان کمتر با این فضا در تعامل اند مفید باشد)
2) انتشار خبرنامه ی محیط زیست حتی در حد یک صفحه A4 و به صورت ماهیانه با این هدف که میان دانشجویان کلیه رشته ها و همکلاسی ها پخش شود. همچنین اختصاص یک تابلو اعلانات در دانشکده به گونه ای که هفته ای یک بار مطالب آن به روز رسانی شود و میتوان از عکس و پوستر نیز جهت جذب و جلب نمودن توجه دانشجویان استفاده کرد.
3) برنامه های آموزشی برای کودکان در مهدهای کودک ( این را نباید از نظر دور داشت که تعداد زیادی از افراد به شبکه اینترنت دسترسی ندارند و در عین حال نقش اساسی و تاثیر گذاری در حفظ محیط زیست ایفا میکنند)
4) استفاده از عکس، مطالب کوتاه و ساده و در عین حال مستند و عمیق برای جذب مخاطب از هر قشری از جامعه و قرار دادن آن در وبلاگ های خودمان و دیگران.