تبليغاتX
باران

باران

چرا روزنامه نگاری الکترونیک ؟

                              

در روزگاری که بسیار از کشور ها با سرعتی باور نکردنی به سوی الکترونیکی شدن پیش میروند سهم کشور ما از این برچسب " الکترونیکی " شدن در عرصه ی مطبوعات و روزنامه نگاری الکترونیکی بیش از هر بعد دیگر آن مشهود است . قطعاً  این به دلیل آنکه ذاتاً به سوی تحقق دولت الکترونیک پیش میرویم نیست چرا که لازمه ی دولت الکترونیک حداقل داشتن انترنت پرسرعت با کیفیت مطلوب و بدون قطعی های مکرر و فراگیر بودن استفاده از آن است که متاسفانه ما نه تنها از آن محرویم ایم بلکه با فیلترینگ بیش از پیش سایت ها رو به رو هستیم!

پس به راستی چرا روزنامه نگاری الکترونیک ؟

من فکر میکنم هجوم به سمت روزنامه نگاری الکترونیک در نتیجه ی فشارهای گسترده اعمال شده بر خبرنگاران و روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و آزاد اندیشان در بیان عقایدشان است. به عبارت دیگر میتوان گفت گرایش به روزنامه نگاری الکترونیک نوعی پاسخ پویا به سایه سنگین سانسور حاکم بر جامعه و تنها مطبوعات است.

تعطیلی روزنامه های چپ گرا به بهانه های واهی طی یک مدت کوتاه نمونه ی بارز آن است. از طرف دیگر  عدم امکان درج واقعیت نهفته در رویداد هایی که در جامعه رخ میدهد تا جایی پیش رفته است که گاه اصل خبر مورد تحریف خبرگزاری ها و روزنامه های در حال انتشار  قرار میگیرد و بی اعتمادی کاربران به رسانه های دولتی را به همراه دارد لذا بسیاری از افراد در تلاش برای دریافت اصل خبر وبلاگ های روزنامه نگاران را معتمد تر می یابند و در این میان سایت هایی چون بالاترین و بازنگار با گردآوری داغ ترین خبرهای روز کمک شایانی به دسترسی سریع به اخبار نموده اند.

 

وبلاگ خانه ای است مجازی برای زدن حرف هایی از جنس دیگر ... حرف هایی که برای گفتن آنها دیگرمجبور به دست و پا زدن در  در حصار خطوط قرمزی که روز به روز عرصه را بر ما تنگ تر میکنند نیستیم ... دیگر لازم نیست منتظر شویم تا سردبیر یا مدیر مسئول تک تک جملات ما را موشکافی کند تا احیاناً مجبور به حذف یا درج جملاتی بشویم که به آن تمایل نداریم. لذا خانه ی مجازی ما نوعی دموکراسی را برایمان به ارمغان می آورد که در دنیای واقعی از لمس آن محروم ایم...

احساس عدم امنیت در ابراز عقاید تا این اندازه مشهود است که گاه به وبلاگ هایی بر می خوریم که نویسنده از درج نام و هویت واقعی خود امتناع میکند اما به نظر میرسد نیاز به یافتن مکانی برای بیرون ریختن تراوشات ذهنی و دغدغه های روزمره اینجا را امن ترین مکان برای خوذ یافته اند.  

 

از این روی وبلاگ اگرچه يک صفحه شخصی در شبکه اينترنت است که با وبسايت تفاوت های فراوانی دارد اما در ايران پس از بسته شدن تعداد زيادی روزنامه و نشريه در سال های اخير و مسدود شدن تعداد زيادی از وبسايت های معروف، وبلاگ به پديده ای پرطرفدار تبديل شد و شمار وبلاگ های ايرانيان از ده ها هزار فراتر رفت. اکنون با گذشت زمان، اين وبلاگ ها رفته رفته به شبکه هايی گسترده تبديل شده اند که بعضا اقدام هايی هماهنگ و گسترده از جمله ثبت اعتراض نامه هایی در خصوص حفاظت از نام خلیج فارس، جلوگیری تکه تکه شدن دریاچه خزر، اعتراض به آبگیری سد سیوند و ... را سازماندهی و اجرا کرده اند.

 

سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 |

جای خالی زبان فارسی در گوگل مترجم

 

Google

گوگل اقدام به راه اندازی قسمتی به نام Google Translate نموده است که با مراجعه به این صفحه میتوانید از امکاناتی چون فرهنگ لغات ترجمه ی متن یا جستجو دست یابید در این سرویس جدید گوگل زبان های چینی عربی انگلیسی فرانسوی آلمانی اسپانیایی روسی یونانی کره ای و پرتغالی گنجانده شده است ... صد دفسوس که جای زبان فارسی در این میان خالی است.به هر حال استفاده از این سرویس خالی از لطف نیست . به امید روزی که دیگر نام ایران و فرهنگ و زبان پارسی این گونه مورد بی اعتنایی قرار نگیرد .

"ایران" نهمین واژه پرمخاطب گوگل / پرونده هسته‌ای عامل جستجوی لغت ایران

 

یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 |

فریاد بزنیم مولانا ایرانی است

این روزها همزمان با هشتصدمین سال تولد مولانا که از طرف یونسکو سال مولانا نامیده شده، این شاعر و اندیشمند بزرگ ایران و جهان اسلام مورد توجه رسانه‌های همه کشورهای دنیا قرار گرفته است. این در حالی است که در اخبار و گزارش‌های بین‌المللی منتشر شده در مورد مولانا تقریبا هیچ اشاره‌ای به هویت ایرانی مولانا نمی‌شود.

در حالی که در ایران برای بزرگداشت مولانا به برگزاری همایش‌ها و سیمنارها بسنده می‌شود، ترکیه توانسته در اثر غفلت ایران با اقدامات تبلیغی خود مولانا را به عنوان شخصیتی ترک به جهانیان معرفی کند و این بزرگمرد فرهنگ ایران را به نفع فرهنگ خودش مصادره کند.

اما مصادره مولانا از مصادره نام او شروع شده است. مولانا در دنیا به اشتباه با عنوان «رومی» شناخته می‌شود. به این ترتیب جدا کردن مولانا از فرهنگ ایرانی و انتساب او به فرهنگی غیر ایرانی در نام‌گذاری او هم لحاظ شده است.

متاسفانه نه تنها در ایران در جهت شناسانده شدن مولانا با نام اصلی‌اش به جهانیان اقدامی انجام نشده است، بلکه در ایران هم اغلب رسانه‌ها برای مولانا از عنوان رومی استفاده می‌کنند.

 "در اصلی دانشگاه کشمیر به نام مولانا نامگذاری شد " این تیتر خبری است که در ایسنا منعکس شده است... و اما تصویرفوق گویای آن است که  مولانا ما را مولانا رومی مینامند... و این روزها وقتی نام مولانا در موتور جستجو وارد میکنید بیشترین نتیجه ای که به چشم میخورد " مولانا رومی" است و پس از آن نام های دیگر او لیست شده اند. لذا اگرچه حضرت مولانا پس از مدتی زندگی در  بلخ به قونیه مهاجرت میکند اما این حقیقت که این عارف بزرگ و نامی متعلق به ایران زمین و فرهنگ ماست انکار ناپذیر است و زبان مثنوی نیز بزرگترین شاهد بر این مدعاست.

شما هم برای پیوستن به بمب گوگلی در جهت حمایت از نام مولانا جلال الدین محمد بلخی به این لینک سری بزنید.

 لینک مرتبط :

حق ایرانی بودن و فارسی زبان بودن مولوی را نباید از نظر دور داشت

تکفیر مولانا در سال جهانی مولانا

می خواهم فریاد بزنم مولانا ایرانی است

هشتصدمین سالگرد تولد مولانا 

 

 

یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 |

شما هم این لینک ها را ببینید ... چه حسی دارید ؟

باور کنید شبی نیست که پس از وبگردی دلگیر نشوم....

شما هم این لینک ها را ببینید ... چه حسی دارید ؟

من فکر میکنم هر انسانی که ذره ای شرف و احساس داشته باشد به درد خواهد آمد ...

ضرب و شتم رشید اسماعیلی  ( رشید اسماعیلی روزی دانشجوی حقوق دانشگاه ما بود...)

صدای دانش آموزان سوخته روستای درودزن شیراز

دانش‌آموزان،بيشترين مصرف‌كنندگان دخانيات در بين جمعيت13تا15سال

خودسوزی جوان ناامید ايرانی در آلمان

طاقت نمی آورم از رشته و دانشگاه و دلیل تن فروشی اش می پرسم ؟ و همین کافی است تا دخترک با بغضی فروخفته از فقر برایم بگوید ! از پدر و مادر پیر و پایتخت نشینش ، از عشقش به درس برای آن که برای خودش کسی شود ، از شهریه ی دانشگاه ، از پولی که هر ماه برای پدر و مادرش می فرستد و آنها که می پندارند دلبندشان کارمند است...

دخترک گل فروش...

محکومیت 9 تن از معلمان همدان به 91 روز حبس

شکنجه دانشجویان دربند

جرم روزنامه نگاران زن چیست؟

می خواهم زنده بمانم (نامه ی یک نوجوان اعدامی)

 

شنبه بیست و چهارم آذر 1386 |

گفتم این روی فرشته است عجب یا بشر است ؟

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو                        پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو                       ور ازین بی خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت                آمدم ! نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم                 گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت          سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته است عجب یا بشر است ؟      گفت این غیر فرشته است وبشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر وزبر خواهم شد                گفت میباش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه ی پر نقش و خیال           خیز از این خانه برو نقش ببر هیچ مگو

 

حضرت مولانا

شنبه بیست و چهارم آذر 1386 |

ایران مقام صد و شصت و ششم در فهرست آزادی مطبوعات را دارد

ایران مقام صد و شصت و ششم در فهرست آزادی مطبوعات

 

«سازمان خبرنگاران بدون مرز» در فهرست آزادی مطبوعات سال 2007 خود، کشور ایران را در رده 166 (فقط 3 ردیف مانده به آخر) قرار داده است. این در حالی است که ایران در فهرست مشابه سال 2002 در رده 122 ام قرار داشت که اگر چه کارنامه درخشانی نیست اما نشان می‌دهد به وضوح شاخص‌های آزادی مطبوعات در ایران در سال‌های اخیر افت کرده است.

800px-Reporters_Without_Borders_2007_Press_Freedom_Rankings_Map

نمودار وضعیت آزادی مطبوعات در کشورهای جهان - رنگ‌های تیره به معنی محدودیت بیشتر می‌باشد.

منطقه‌های بحرانی:‌ آسیا و خاورمیانه

در این گزارش آمده است:

از بیست کشور انتهای فهرست هفت کشور از آسیا (پاکستان، سری‌لانکا، لائوس، ویتنام،ن، برمه و کره شمالی)، پنچ کشور از آفریقا (اتیوپی، گینه استوایی، گینه، لیبی، سومالی، اریتره)، چهار کشور از خاورمیانه‌ (سوریه، عراق، اسرائیل قسمت فلسطینی، ایران)، سه کشور از کشورهای شوروی سابق (روسیه سفید، ازبکستان، ترکمنستان) و یک کشور از آمریکا (کوبا) می‌باشد.

اینترنت در معرض خطر روزافزون سانسور و خفقان

در بخش دیگری از این گزارش اشاره می‌شود:

نقش اینترنت در شکستن محدودیت‌های مطبوعات روزبه‌روز بارزتر می‌شود… در مالزی (124‌ ام)، تایلند‌ (135 ام)، ویتنام (162 ام)، مصر (146 ام) [و ایران (166 ام)] وب‌لاگ‌نویسان دستگیر شده و وب‌سایت‌های خبری تعطیل یا سانسور می‌شوند…

هر روز تعداد بیشتری از دولت‌ها متوجه اهمیت اینترنت در مبارزه برای دموکراسی گشته‌ و دست به شیوه‌های موثرتر جهت سانسور آن می‌زنند.

در حال حاضر در سراسر جهان دست‌کم 64 نفر به خاطر مطالبی که در اینترنت قرار داده‌اند در زندان به سر می‌برند.

نگاهی به فهرست:

در صدر این فهرست کشورهای ایسلند، نروژ، استونی، اسلواکی و بلژیک قرار دارند و در قعر آن به ترتیب از آخر اریتره، کره شمالی، ترکمنستان، ایران و کوبا.
وضعیت هفت کشور صنعتی در این فهرست به این صورت است: کانادا 18، آلمان 20، انگلستان 24، فرانسه 31، ایتالیا 35، ژاپن 37، آمریکا 48.
روسیه در رده 144 و چین در رده 163 و هند در رده 120 قرار دارند.
وضعیت برخی از کشورهای اطراف ایران و خاورمیانه:
اسرائیل (مناطق یهودی‌نشین) 44
کویت 63
امارات متحده عربی 65
قطر 79
ترکیه 101
اسرائیل (مناطق فلسطینی) 112
بحرین 118
اردن 122
مصر 146
افغانستان 142
پاکستان 152
سوریه 154
لیبی 155
عراق 157
ایران 166
وضعیت ایران در میان کشور‌های منطقه که بعضا از لحاظ اجتماعی و یا اقتصادی بسیار کم‌توسعه‌یافته‌تر از ایران هستند واقعا اسف‌بار است.

رابطه آزادی مطبوعات و آزادی اجتماعی:

گزارش وضعیت آزادی در کشورها که توسط موسسه خانه آزادی تهیه شده است نشان می‌دهد هماهنگی چشم‌گیری بین «آزادی مطبوعات» و «آزادی به مفهوم عام آن» یا «آزادی‌های اجتماعی» وجود دارد. کافی است نمودار زیر را با «نمودار وضعیت آزادی مطبوعات» که در بالا آمده است مقایسه کنید:

Freedom_House_world_map_2007_blue

وضعیت آزادی در کشورهای مختلف جهان: رنگ آبی به معنی «غیر آزاد»، نارنجی به معنی« نیمه-آزاد» و سبز به معنی« آزاد» می‌باشد.

برداشت از وبلاگ بامدادی

جمعه بیست و سوم آذر 1386 |

اندر احوالات و دغدغه های یک جوون ایرانی ...

از وقتی به یاد دارم .... از اولین روزی که رفتم کلاس اول همیشه میگفتن : مدرسه خانه ی دوم ماست ...

این جمله در ذهن من به یک الگو تبدیل شد به این معنی که با قرار گرفتن در محیط های اجتماعی و جاهایی مثل مدرسه و دانشگاه که فرصت بروز توانمندی هامون رو پیدا خواهیم کرد  و با احترام به فوانین آن جامعه به اوج شکوفایی خواهیم رسید.

امروز که به گذشته نگاه میکنم می بینم با اینکه من کلاً فردی اجتماعی و فعال بودم و همیشه در هر فعالیت گروهی به نوعی شرکت داشته ام اما مکاه هایی که بشود توانایی ها و علایق ام را بروز دهم بسیار اندک و محدود بود...

NGOها مکان هایی برای به خود رسیدن هستن ... حداقل تجربه ی عضویت من در انجمن حمایت از حیوانات این طور به من ثابت کرد... راستش را بخواهید من از ابتدای عضویت ام در این انجمن هیچ انگیزه ی خاصی را در زمینه ی حمایت از حیوانات یا محیط زیست دنبال نمی کردم! و صرفاً به دلیل علاقه ی شدیدم به کارهای گروهی عضو این NGO شدم و خوشبختانه بعد از مدتی با دیدن صداقت بچه ها در انجام کارها و پشتکار و همتشان من هم به مجموعه ی اعضای فعال پیوستم...

حال هدفم از گفتن این حرف ها این بود که بگویم : برای من آن فضا باعث آن چنان رشد و ترقی ای شد که در عرض یک سال به خیلی از اهداف و آروز هایی که در دوران نوجوانی در ذهنم پرورانده بودم رسیدم از جمله خبرنگاری. که رسیدن به این عزت نفس اجتماعی را تا حد زیادی مدیون این فضا هستم.

 ای از این فضا محروم شده ایم NGO ها بی جا و مکان شدند امروز من و بسیاری دیگر از دوستان NGOاما بارها با خود میگویم : من و هم سن و سالانم که جایی برای تفریح و مکانی برای حرف زدن و تعامل با دیگران  نداشتیم و نداریم پس سهم ما از تجربه ی دوران جوانی چیست ؟ شاید سهم ما تنها فکر و نگرانی در مورد آینده ای مبهم باشد  ؟ یا افسردگی شدید روحی که این روزها گریبان گیر بسیار از ما شده است ؟ ترس از بیکاری و عدم امنیت شغلی؟ یا فکر چه کنم چه کنم های فردا ؟ به جرئت میتوانم ادعا کنم که بسیاری از ما در برآورده کردن نیاز های اولیه ی اجتماعی مان هم نا توان هستیم چون هیچ گاه آنطور که باید فرصت بروز خویشتن، فرصت حق طلبی و ... نیافته ایم. ما حتی تعریفی از جهان بینی خود هم نداریم ... حتی نمیدانیم دقیقاً از زندگی چه می خواهیم ؟ شاید چون  هیچ گاه آن چنان که باید ذهن خود را از باید ها و نباید های بی مفهومی که ما را اسیر خود کرده رها و آزاد نیافته ایم. در سنینی که میتوانست اوج خلاقیت و نو اندیشی ما باشد ترس از بیان افکار سایه ی سنگینی بر قوه ی خلاقیت ما انداخت                                                                                                                              

به عقیده ی من در خوشبینانه ترین حالت یک جوان از صبح تا شب یا پای اینترنت هستش یا مشغول ورق زدن روزنامه و احیاناً هر از چند گاهی کتابی خاص که اورا چند روزی سرگرم کند... و در غیر این صورت چه بسا که فشار های روحی از یک طرف و تلاش برای پر کردن وقت به هر نحوی او را مجبور به تن دادن به هر کاری به اسم تفریح میکنه.

وقتی تلوزیون را روشن میکنی تعدادی روانکاو و متخصص آسیب های اجتماعی دور هم نشستند و مدام تکرا میکنند : چند تا مرکز نگهداری دختران فراری درست کردیم ، 100 نفر معتاد رو از سطح شهر جمع کردیم ...

اما هیچ کدومشون هیچ وقت نگفتن چرا فلان جوون که سال سوم دانشگاه سراسری بود معتاد شده ؟ چرا اون دختره از خونه فرار کرده ؟ چرا کودکان کار داریم ؟ چرا گسترش ایدز در ایران داره بیداد میکنه ؟ چرا اصلاً یک نفر دزد شد ؟ چرا یک نفر قاتل شد ؟

هیچ وقت به این موضوع اشاره نمیکنن که همه ی این آدم های به تعبیر خودشون خلافکار و فاسد که دارن توی این شهر زندگی میکنن از کجا اومدن ؟ چی شد که اینجوری شدن ؟ آیا امکانات برای بهتر بودن از اینی که هستن واسشون مهیا بود و به این راه کشیده شدن ؟ مگه همه ی اون هایی که امروز به اینجا رسیدن از اول جانی و خلافکار بودن ؟ این بستر ها چگونه مهیا شد و شرایط چه طوری دست به دست هم داد تا امروز جامعه ی ما به این وضعیت اسفناک برسه ؟

نه ! به خدا نه ! اون ها هم از اول میتونستن به جای دزد دکتر بشن . اما چی شد که نشدن ؟ همه ی اونها در همین جامعه بزرگ شدن با این تفاوت که یه نفر نون شب نداره بخوره و 6 ماه بیکار بوده و اجاره خونش عقب افتاده و بچه اش هزار تا توقع ازش داره و ... و در نهایت مجبور به دزدی یا تن فروشی یا ... میشه.  

آقایون ! خانوم ها ! ما خودمون مقصریم. شما رو به خدا بیاین برای یک بار هم که شده انگشت اشارمون رو به طرف خودمون بگیریم ....

 لینک مرتبط : خودسوزی جوان ایرانی در آلمان

لینک امروز : 

۱- گزارش ایسنا از وضعیت سازمان های غیر دولتی در اصفهان

 ۲-صنایعی که نفس اصفهان را می برند.

 

 

پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 |

خاتمی در دانشگاه... دیروز ...امروز ... فردا؟

در این مورد هیچ اظهار نظری نمیتونم بکنم چون خودم هم هنوز به نتیجه نرسیدم... اما با دیدت این تصاویر نکته ای به یادم اومد . اینکه :

اولین سخنرانی خاتمی در دانشگاه رو به یاد دارید ؟ روزی که همه ی دانشجو ها دستانشون رو بالا بردن و براش دست زدن ...

آخرین سخنرانیش رو چه طور ؟ یادتون میاد ؟ روز دانشجو بود... ۱۶ آذر... یعنی ۲ سال پیش همین روزا... یادتونه که همه ی اون هایی که یه روزی براش دست زدن خاتمی رو هو کردن...

و امروز ...؟!

گزارش تصویری در ایسنا

 

 

 

سه شنبه بیستم آذر 1386 |

شهر در امن و امان نیست ... آسوده نخوابید ... دزدان همه هستند !

دو - سه روزی است که صحبت " قاتل فراری در اصفهان " بحث داغ محافل است... خبرگزاری ها اطلاعات کاملی در این باره درج کرده اند که نگرانی من را به عنوان یک شهروند ساکن اصفهان بیشتر و بیشتر میکند... عده ای میگن این قاتل در شب نامه هایی که پخش کرده گفته :مقتولین اش از سه قشر توریست و دانشجو و نیروی انتظامی خواهند بود... حالا شما تصور کنید که یه دانشجو با چه امنیت خاطری میتونه از خونه بیرون بیاد ؟ بیچاره پدر و مادر ها...

تا قبل از این فکر میکردم امنیت اجتماعی تنها با پوشیدن چکمه روی شلوار و روسری کوتاه مختل میشه اما از دیشب یاد گرفتم که مملکت ما دست به گریبان مشکلات دیگری هم هست... عجب !

اما چیزی که من رو بیشتر از همه نگران میکنه این فکره که : مسلما چنین آدم هایی همیشه در یه جایی از این شهر در حال زندگی یا قدم زدن یا خرابکاری هستن اما این بار چونکه این آدم جانی اومده یه توریست این خبر رو کشته توی همه ی خبرگزاری منعکس شد... به علاوه این طور که پیداست ارزش ۱۱ ایرانی معادل با یک فرانسوی است... عجب ! 

لینک اخبار کامل در این مورد در بالاترین

سه شنبه بیستم آذر 1386 |

صنایعی که دیگر سبز نیستند

اولین نمایشگاه محیط زیست و استان هفته ی پیش در اصفهان برگزار شد. به عقیده ی من حواشی این نمایشگاه مثل خیلی از نمایشگاه های دیگه که توی کشور ما برگزار میشه از خودش مهم تر بود.

این نمایشگاه فرصتی شد تا صحبت دوستان فعال درNGO های زیست محیطی و دردل های اونها رو از نزدیک بشنویم... دوستانی که بیش از مسئولین درک و دغدغه های زیست محیطی داشتن.

از ابتدا که وارد نمایشگاه میشدید چیزی جز عنوان " صنعت سبز " و حیوانات تاکسیدرمی شده دیده نمی شد... تصور کنید که با چه صراحتی از فولاد مبارکه و ذوب آهن و... به عنوان صنعت سبز یاد میشد در حالیکه این صنایع منشاء اصلی آلودگی آب و هوا در اصفهان هستند... یکی از اعتراض دوستدارن محیط زیست نیز به مسئولین در همین رابطه بود. اینکه وقتی بازدید کننده ای وارد نمایشگاه میشود با دیدن این صنایع به اصطلاح سبز تصور میکند که هیچ گونه آلودگی ای در استان اصفهان وجود ندارد در حالیکه این روزها نگرانی های گسترده ای در میان مردم در رابطه با تعداد زیاد مبتلایان به MS و سرطان و وجود صنایع آلاینده وجود دارد و با این حال مسئولین از شفاف سازی در این زمینه سر باز میزنند.

وقتی از یکی از مسئولین در مورد اینکه هدف از گرد آوری این تعداد حیوان تاکسیدرمی شده در این نمایشگاه سوال کردم گفت :مردم از این طریق با حیات وحش آشنا میشوند ! در ضمن ذهن مردم را نباید نگران وضعیت محیط زیست شهر کرد...

نمیدانم واقعا نگرش این مسول به معضلات زیست محیطی چگونه است ؟ آیا  آگاهی مردم که در نهایت میتواند منجر به مشارکت سازنده ی آنها باشد بیشتر نگران کننده است یا عدم آگاهی آنان که ممکن است باعث تخریب های گسترده تر شود؟  من که فکر میکنم اگر هدف تنها آشنایی با حیات وحش باشد روش های بسیار مفید تری از جمله کتاب و فیلم های مستند و... وجود دارد تا هیچ نیازی به بهره گیری از حیوانات تاکسیدرمی شده یا حبس کردن آنها در شکنجه گاه حیوانات نباشد...

البته تعبیر مثبتی که میتوان از صحبت ایشان کرد این است که : خود سازمان محیط زیست هم با همه ی انکار هایی که میکند قبول دلرد که وضعیت محیط زیست استان بحرانی و نگران کننده است...

لینک  ایسنا در همین مورد

 

 

سه شنبه بیستم آذر 1386 |
مریم خزائلی

من: مریم بانو
یه موقعی عدد 9 رو خیلی دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی عاشق زندگی بودم، هنوز هم .
یه موقعی عکاسی رو دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی خبرنگار بودم، هنوز هم.
یه موقعی کودک بودم ....، هنوز هم !
هنوز هم، این منم، مریم بانو ... با همان مختصات اما نه در دستگاه مختصات دکارتی.
دستگاهی که محور افقی اش تعریفی برای بینهایت منفی و بینهایت مثبت نداره
و محور عمودی اش، آنقدر بالا نمیره که تالاپی بیافته پایین.
این منم....

deb.baran@yahoo.com

موضوعات

در فکر

در دل

در شهر

در خبرها

کتاب

محیط زیست

دلنوشته ها

مناسبت ها

:::: حقِ "حیات"، "آزادی"، "مالکیت"، "امنیت"، "حقِ پی‌جویی رشد و سعادت" و "حقِ ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم، به نحوی سازمان یافته و مؤثر، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد.
 

دوستانم

مرد خاکی

سیب و شراب

ریحانه احسانپور

نفیسه حاجاتی

سعیده بقایی

مهرو ملالی

مژگان جمشیدی

شاهین سپنتا

مطالب اخير

زاینده رود، این روزها...

بحران آب در اصفهان

در آستانه ی پروانه شدن

همایش شادی در خانواده

تیشه به ریشه ام میزنند

خرمن رخوت ام رو آتش بزن

اگه رو خاک ما بارون لاله است... / آهنگ

با تو رفتم، بی تو باز آمدم...

پيوند ها

نجات پاسارگاد

هومان خاکپور

All Beyond Animal Needs

آسمانی دیگر

فتوبلاگ در انتظار باران

محمد درویش

دیگر بار

الپر

روز نوشت

مهستی شاهرخی

جمهوری سکوت

پیام آزادی

ایران نامه

یک پزشک

کوروش ضیابری

زنی به طعم خاک

کافه تیتر

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

خبرنگار

خبرنگاران صلح

ضد جنگ

دکتر یونس شکرخواه

روزبه میر ابراهیمی

فریاد زیر آب

دکتر یونس شکرخواه

دکتر ناصر کرمی

یک عکاس

فریاد خروشان

مسیح علی نژاد

فریاد خرداد

ایران ما

مهتاب در کویر

روزگار

راه من

آزادی ایران عزیز

استاد ساردین

عنکبوت

مهجاد

تقویم زنانه

روایت

الهه موسوی

طراحی با طبیعت

وقت کشی

عکس های دیجیتالی من

آوای فاخته

امیر اوسط

لحظه

نگار سلیمانی

بامدادی

دلنوشت های یک دوست قدیمی

خانقاه

موسسه تحقیقات جنگل ها مراجع کشور

آیدین فرنگی

محبوبه حسین زاده

سردبیر:خودم

مظنونان

یک دوست (تسنیم)

محسن تیزهوش

شیلا جوانمردی

منا قاسمیان

وقت کشی

نسرین خواجه افضلی

کوروش

فنگ شویی به شیوه ایرانی

کوچه بن بست

صندوقچه

تحصیل در ایتالیا

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme