تبليغاتX
باران

باران

در انتظار باران ...

درود

حدودا یک ماه و نیم  از آخرین نوشته ام میگذره.

راستش رو بخواهید توی این مدت خیلی دلم میخواست اینجا بنویسم اما نمیدونم آیا واقعاحرفهام زیاد بودن یا نیاز به حرف زدن داشتم !!! به هر حال نتونستم بیان مناسبی برای آنچه که در فکر و ذهنم میگذشت پیدا کنم و ناچار  تن به سکوت دادم .

اما امروز و در این لحظه ... باز هم این قلم و کاغذ در بیان آنچه بتواند درونم را تسلی بخشد و سنگینی لغات فرو خورده در دلم را از دوشم بردارد نیز یاریم نمیکنند... شاید که حرف برای گفتن زیاد دارم و نمیدانم از کجا و چگونه آغاز کنم .

از ابتدای نوشتنم در این چهار دیواری مجازی غالبا از  مسائل اجتماعی تا آنجا که درک میکردم و میدیدم و لمس میکردم  و برایم به دغدغه تبدیل شده بود مینوشتم اما امروز و دقیقا در همین لحظات که تولد احساس غریبی را درونم احساس میکنم  سعی دارم از هر آنچه دوست میدارم بی پرده و بی دغدغه بنویسم. با هر بیان و هر لحنی... میخواهم فقط بنویسم .

امیدوارم هرکس که حتی چند لحظه ای مهمان چهار دیواری مجازی من میشود بدون آنکه دنبال مفهوم یا تعبیر خاصی از حرفهایم باشد یا بر من خرده بگیرد یا برای احساسم  معیار و میزانی قائل شود تنها رهگذری باشد بر این خانه ... چرا که ماههاست دلم را به روی هر رهگذری بسته ام .

اتفاقات زیادی اطراف من رخ دادند ویا در حال رخ دادن هستند.

از گرانی کوچکترین اقلام در مغازه سبزی فروشی گرفته ... تا اتخاذ تصمیمات جدید در سیاست های خارجی ایران .

هر روز همه اینها را میبینم و گاه آنچنان متاثر میشوم که دلم میخواهد بروم بالای برج جهان نما و فریاد بر آرم که:  آهااای ! دولتمردان ! دیگر از جان مان چه میخواهید ؟

           دیگر کافی نیست؟  هر خواستید کردید ... خوردید و بردید . تا آنجا که میتوانستید در هر دوره که قدرت به شما امکان میداد چپاول کردید . آنچنان بر ملت ایران تاختید و از ابتدایی ترین حقوق محرومشان ساختید که دیگر رمقی برای اعتراض نماند .

همان جوانانی که دیروز قد برافراشتند و انقلابی کردند که انفجار نور بود و امروز دیگر برای جبران همه آنچه از دست رفت دیر شده است. همه آنان که برای نسل من انقلاب کردند و امروز هیچ کدام نه پاسخی دارند برای دفاع از آرمان هایشان و نه رخصتی برای بیان آنچه در دلشان میگذرد.

دلم میخواهد دادر بزنم ... اما نمیتوانم ...

باز هم سکوت ... سکوت ... و سکوت .

نمیدانم فردا که کودکم با نگاه اعتراض آمیزش از من بپرسد که برای نسل او چه کرده ام ؟ برای ایران فردا ؟ برای نگاهبانی و پاسداری فرهنگ و تارخ وطنم چه کرده ام ...؟ نمیدانم چه جوابی خواهم داشت؟

آیا باز هم سکوت خواهم کرد ؟ اشک خواهم ریخت ؟ اظهار پشیمانی خواهم کرد ؟ شاید هم بهتر باشد نگاهم را از او بدزدم ....

به کودکم چه یاد خواهم داد ؟

نمیدانم

و این ... بزرگترین ظلم من و نسل من در حق کودکی است که به تصمیم من محکوم به زیستن در شرایطی میشود که از ابتدایی ترین مبانی آزادی و احترام و برابری و آزاده بودن و آزادانه بیان کردن و آزاد اندیشیدن  دور است.

و باز همان قصه تکرار میشود .... فرزندان من همچنان که نسل من مظلوم واقع شدند و قربانی تصمیمی شدیم که خود هیچ اراده ای در آن نداشتیم.

خیلی دلم میخواهد باز هم بنویسم اما ....

تا فردا شب ... ایزد نگاهبانتان .

شنبه هجدهم آذر 1385 |
مریم خزائلی

من: مریم بانو
یه موقعی عدد 9 رو خیلی دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی عاشق زندگی بودم، هنوز هم .
یه موقعی عکاسی رو دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی خبرنگار بودم، هنوز هم.
یه موقعی کودک بودم ....، هنوز هم !
هنوز هم، این منم، مریم بانو ... با همان مختصات اما نه در دستگاه مختصات دکارتی.
دستگاهی که محور افقی اش تعریفی برای بینهایت منفی و بینهایت مثبت نداره
و محور عمودی اش، آنقدر بالا نمیره که تالاپی بیافته پایین.
این منم....

deb.baran@yahoo.com

موضوعات

در فکر

در دل

در شهر

در خبرها

کتاب

محیط زیست

دلنوشته ها

مناسبت ها

:::: حقِ "حیات"، "آزادی"، "مالکیت"، "امنیت"، "حقِ پی‌جویی رشد و سعادت" و "حقِ ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم، به نحوی سازمان یافته و مؤثر، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد.
 

دوستانم

مرد خاکی

سیب و شراب

ریحانه احسانپور

نفیسه حاجاتی

سعیده بقایی

مهرو ملالی

مژگان جمشیدی

شاهین سپنتا

مطالب اخير

زاینده رود، این روزها...

بحران آب در اصفهان

در آستانه ی پروانه شدن

همایش شادی در خانواده

تیشه به ریشه ام میزنند

خرمن رخوت ام رو آتش بزن

اگه رو خاک ما بارون لاله است... / آهنگ

با تو رفتم، بی تو باز آمدم...

پيوند ها

نجات پاسارگاد

هومان خاکپور

All Beyond Animal Needs

آسمانی دیگر

فتوبلاگ در انتظار باران

محمد درویش

دیگر بار

الپر

روز نوشت

مهستی شاهرخی

جمهوری سکوت

پیام آزادی

ایران نامه

یک پزشک

کوروش ضیابری

زنی به طعم خاک

کافه تیتر

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

خبرنگار

خبرنگاران صلح

ضد جنگ

دکتر یونس شکرخواه

روزبه میر ابراهیمی

فریاد زیر آب

دکتر یونس شکرخواه

دکتر ناصر کرمی

یک عکاس

فریاد خروشان

مسیح علی نژاد

فریاد خرداد

ایران ما

مهتاب در کویر

روزگار

راه من

آزادی ایران عزیز

استاد ساردین

عنکبوت

مهجاد

تقویم زنانه

روایت

الهه موسوی

طراحی با طبیعت

وقت کشی

عکس های دیجیتالی من

آوای فاخته

امیر اوسط

لحظه

نگار سلیمانی

بامدادی

دلنوشت های یک دوست قدیمی

خانقاه

موسسه تحقیقات جنگل ها مراجع کشور

آیدین فرنگی

محبوبه حسین زاده

سردبیر:خودم

مظنونان

یک دوست (تسنیم)

محسن تیزهوش

شیلا جوانمردی

منا قاسمیان

وقت کشی

نسرین خواجه افضلی

کوروش

فنگ شویی به شیوه ایرانی

کوچه بن بست

صندوقچه

تحصیل در ایتالیا

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme