|
این روز ها با آنچنان شدتی شاهد جمع آوری آنتن های ماهواره ای هستیم که بار ها شک کردم نکند این قانون قبلا وجود نداشته یا خدای ناکرده مسوولین ما در جریان نبوده اند که بسیاری از خانواده ها تا به امروز از این امکان استفاده میکرده اند.از طرف دیگر ماموران نیروی انتظامی با آنچنان جدیتی اقدام به این عمل مینمایند که اگر کسی در ایران زندگی نکند با خود فکر میکند ما در مملکتی با رفاه و امنیت اجتماعی بالا و بدون مشکل زندگی میکنیم و تنها مشکل اخیر ، استفاده از کانال های ماهواره ای غیر اخلاقی بوده است که از سوی اجنبی و کشور های بیگانه برای مورد تهاجم قرار دادن مملکت ما و به فساد کشاندن افکار جوانان کشورمان هدایت میشوند !!!
نمیدانم این همه بشقاب و گیرنده ماهواره چگونه از مرزها گذشته و بر پشت بامها آمده اند بدون آنکه تا این حد ماموران انتظامی درگیرش شوند !!
نیاز به توضیح ندارد که رسانه های خبری داخلی کشور ، آنچنان که باید امانتداری را در بیان رویدادها و اخبار رعایت نمیکنند . از همین سو است که برنامه های خبری تحت حمایت کشور های بیگانه در میان ایرانیان مخاطبان خاص خود را پیدا کرده اند .
به غیر از اخبار ، دیگر برنامه های سرگرمی ، طنز ، سریال های خانوادگی و مستند های اجتماعی ساخته تلوزیون ایرن جوابگوی نیاز ها و همگام با آگاهی و خواسته های بینندگان نیست . همه این عوامل دست به دست هم میدهند تا یک خانواده ایرانی برای چند ساعتی که همه دور هم جمع میشوند کانال های غیر ایرانی را بر ایرانی ترجیح دهد
به خاطر دارم ابتدای ورود دستگاه ویدیو به خانه ها در آن روزها که با امروز تفاوت بسیاری داشت و گاهی حتی با پوشیدن پیراهن آستین کوتاه هم مورد اعتراض قرار میگرفتیم ، نیز حال و هوایی مشابه این روزها حاکم بود . با هزار ترس و دلهره همه اعضای خانواده برای دیدن یک فیلم قدیمی فارسی با سوژه ای تکراری دور هم جمع میشدند .از همان روزها نیز مثل امروز ، مثل همیشه ، عادت کرده ایم تفریح و اضطراب برای ما با هم به ارمغان ایند آنچنان که گویی بعد از آزاد شدن ویدیو آن همه هیاهو فروکش کرد .
به راستی هدف از مانع تراشی به منظور عدم دسترسی به بازتاب اخبار در رسانه های خارجی چیست ؟ این روند تا کجا ادامه خواهد داشت ؟ آیا اذهان عمومی به منزله مومی است در دست دیگران که با هر جهت فکری ای متاثر و دگرگون شود؟
جمع آوری آنتن های ماهواره ای تنها یک نمونه از دهها نمونه سانسوری است که صورت میگیرد .چرا که فیلترینگ بی قاعده بسیاری از سایتها ، عدم صدور مجوزانتشار برای بسیاری از کتابها و حتی شکل گیری روزنامه های انتقادی ، مانع شدن از سخنرانی دگر اندیشان و ... نمونه های بارزی از حساسیت دولت بر آگاهی همه جانبه افراد جامعه است .
در خبر ها آمده است ، احتمال آن میرود طرحی که در مجلس ششم مطرح ولی توسط اعضای فقهی شورای نگهبان رد و منجر به عدم به تصویب رسیدن آن شد دوباره در مجلس فعلی مطرح و مورد بازبینی قرار گیرد. در این طرح اصحاب رسانه و خبرنگاران به فراخور وضعیت شغلیشان ، با کسب اجازه از مقامات قضایی میتوانند از ماهواره استفاده کنند . مساله نگران کننده ای که در این میان پیش میاید این است که اگر احیانا کسی غیر از خبرنگار ، مثلا همسر وی ، نیز از این طریق در جریان اخبار بیگانه قرار بگیرند ، آنوقت تکلیف چه میشود ؟؟!!!!!!
به هر صورت باید به مانند همیشه صبر پیشه کرد و منتظر بازخورد های بعدی آن بود .
اما به راستی ... آیا تاثیرات بدی که ممکن است کانالهای ماهواره ای بر جوانان بگذارند ، بیشتر از جرم ، فساد ، خشونت و واقعیت هایی است که روزانه در جامعه میبیند ؟
آیا بستن چشم او به روی آنچه در دنیای بیرون میگذرد ، تنها راه برای حفظ سلامت فکری و جسمی اوست ؟
به عقیده شما برای سالم نگهداشتن ( سالم کردن ؟!! ) فضای جامعه ای متشکل از طیف عظیمی از افراد با عقاید و سلایق گوناگون ، کدام روش شایسته تر بوده و اثر بخشی بیشتری دارد؟
- محول کردن آنچه به صلاح کشور است به شورایی متشکل از 12 نفر به نمایندگی از 70 میلیون انسان ؟
- بها دادن به قوه درک و تشخیص افراد حامعه و اینکه انها هم به خوبی بقیه فرق خوب و بد ، اخلاقی و غیر اخلاقی را میدانند ؟ و قبول کردن این ابزار به عنوان جزیی از وسایل ارتباطی قرن حاضر ؟
میخواهم بدانم برای حفظ فرهنگ و اصالت تاریخی سرزمین مان چه کرده ایم که امروزه جمع آوری ماهواره را راه مبارزه با تهاجم فرهنگ بیگانه میدانیم ؟
|