
کنکور، از توهم تا واقعیت
کنکور؛ آزمونی نا عادلانه که حاصل تدبیر اندیشی افرادی است که شاید خود از نزدیک با آن و مشکلات ناشی از آن روبرو نبوده اند . هر ساله عده ای در این آزمون شرکت میکنند و پس از یکسال تلاش همراه با نگرانی و اضطراب بدون اینکه نتیجه مطلوبی بگیرند ، دچار سردرگمی میشوند. با اینکه ظرفیت پذیرش دانشگاهها به مراتب بیشتر از سالهای گذشته شده است اما این مشکل هنوزهم حل نشده .
از میان آن عده ای هم که شانس ورود به دانشگاه را پیدا میکنند انتخاب رشته بدون آگاهی کافی از ماهیت رشته ها و توانایی های لازم برای آن مانع از موفقییتشان میشود .
به راستی آن مدت زمان کوتاه چگونه میتواند ملاک مناسبی برای سنجش توانایی های علمی و عملی دانش آموز باشد ؟
طی سالهای گذشته به تجربه نشان داده شده است که کنکور ملاک مناسبی برای سنجش استعدادها و توانایی های افراد به منظور ادامه تحصیل ،نیست. چه بسا دانش آموزان با استعداد و با معلوماتی که به دلیل شرایط نا مساعد چه قبل و چه به هنگام برگزاری آزمون ، پشت درهای دانشگاه که پایگاه آرزوهای آنهاست، میمانند. دانش آموزانی که تنها، ورود به دانشگاه را سکوی پیشرفت و موقیت خود میبینند و برای عبور از این سد بزرگ مدت یکسال و شاید بیشتر از بهترین دوران سنی خود را که میتواند زمان مناسبی برای پرورش خلاقیت های آنان باشد را در اضطراب و نگرانی به سر میبرند .
همانطور که در خبرها آمده بود برخی از دانش آموزان اصفهانی شرکت کننده در کنکور که حوزه امتحانی آنها دانشکده علوم پزشکی دانشگاه اصفهان بوده است در شرایطی غیر استاندارد و با دو ساعت تاخیر در زمان شروع آزمون سر جلسه حاضر شدند و مشکلی مشابه آن در حوزه های شهرستان کرج نیز پیشامده است.
از این میان به دلیل سیتم آموزشی نا مناسب و عدم تناسب سطح علمی سوالات کنکور با آنچه به واقع در مدارس کشور از شهرهای بزرگ گرفته تا روستا ها تدریس میشود، کنکور را برای عده ای به منبع درآمدی تبدیل کرده است.
اما دریغا که تصور آنها از دانشگاه و محیط های دانشجویی ، قبل از ورود به آن ، با حقیقتی که پس از ورود به دانشگاه با آن مواجه میشوند بسیار متفاوت است.
از دانشگاه به عنوان " کارخانه آدم سازی " یاد میکنند حال آنکه عملا عده ای از دانشجو ها در دانشگاه ها از بسیاری معیارهای اخلاقی فاصله میگیرند.
در جامعه ای که برای بها دادن به اشخاص قبل از توجه به برخورد های اجتماعی و سواد فرهنگی به فاکتور هایی چون قابلیت های مالی و مدرک تحصیلی اهمیت داده میشود شاید هم باید حق را به آن عده از دانش آموزانی داد که هدفشان از ورود به دانشگاه صرفا برای گرفتن مدرک است .
اگر واقع بینانه به قضیه نگاه کنیم میبینیم که به جز تعداد محدودی از دانشگاههای سراسری کشور که در شهرهای بزرگ متمرکز شده اند،سایر دانشگاه ها ی کشور از حداقل امکانات آموزشی و آزمایشگاهی، محرومند . در این شرایط دانشجویانی را در نظر بگیرید که با زحمت فراوان، مدت حداقل چهار سال از عمر خود را به تحصیل در دانشگاه پرداخته و پس از اتمام دوران تحصیل جویای کار میشوند حال آنکه عملا بسترشغلی مناسبی برای پاسخگویی به نیازها ، توانایی ها و استعداد های آنها وجود ندارد و نتیجه آن به تحقق نپیوستن خواسته هایی است که در این مدت برای آنها تلاش کرده است که اولین اثرآن سرخوردگی اجتماعی و دست کم گرفتن توانایی های فردی میشود .
چه بسا دانشجویانی که پس از فارغ التحصیل شدن به خاطر جو بسته آموزشی دانشگاه و سخت گیری های بی موردی که گاه باعث میشود حواس دانشجو از مسا ئل اجتماعی و سیاسی روز بازبماند ، به افرادی تک بعدی تبدیل شده اند.
در شرایطی که میبینیم افراد متخصص و تحصیل کرده به سختی میتوانند شغلی مرتبط با رشته تحصیلی و متناسب با شخصیت و روحیه خود پیدا کنند و در عوض روابط جایگزین ضوابط ، قابلیتها و صلاحیتها شده است ، شاید بد نباشد که ما، خانواده ها، جامعه ، رسانه ها و... دیدگاه خود را در رابطه با غولی به نام کنکور مورد بازبینی قرار دهیم و عدم موفقیت در آن را منجر به بسته شدن تمام راهها در زندگی و پایان فرصتها ندانیم.