تبليغاتX
باران

باران

در انتظار باران ...

شوی لباس اسلامی

در شرق امروز خوندم که در شو زنده لباس های اسلامی که در نمایشگاه " زنان سرزمین من " که با هدف معرفی الگوهای پوشش اسلامی به جامعه برگزار شده با اینکه لباسها با پوشش کامل اسلامی بوده ولی به آقایان اجازه حضور ندادند.

 

وقتی این مطلب رو خوندم به خیال اینکه احتمالاً مطلب را اشتباه خوندم یکبار دیگر اونو مرور کردم ولی دیدم که نه درسته . بعد از چند دقیقه گیج شدن ، خوشحال از اینکه یه موضوع باحال واسه نوشتن پیدا کردم رفتم قلم وکاغذ آوردم که راجع به این موضوع چند خطی بنویسم ولی بعد ازحدود 2 ساعت ، به جز 12-10 مدل امضای جدید و 8-7 تا شکل تخیلی چیز دیگه ای رو کاغذام دیده نمی شد.

 

یه سوال:

براستی برای دیوار کشیدن بین زنان و مردان حتماً باید از آجر و سیمان استفاده کرد؟!!

پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 |

در انتظار باران ...

فعلاً با 15 ساله ها کاری نیست

در خبرها آمده بود که سن رای دهندگان برای انتخابات شوراها به 18 سال افزایش یافت. این در حالیست که در انتخابات ریاست جمهوری که از اهمیت بیشتری برخوردار است سن رای دهندگان 15 سال بود.

 

از آنجائیکه دلیلی برای این تصمیم عنوان نشده ، میشه حدس هایی در این مورد زد:

 

الف) دوستان به این نتیجه رسیدن که نتیجه انتخابات قبلی عقلانی نبوده و برای رفع مشکل سن رای دهندگان را بالا آوردن.

ب) در حال حاضر هیچ خطری کشور رو تهدیدی نمی کنه و بنابراین نیازی به مشاركت گسترده نیست.

ج) مثل دو انتخابات قبلی نتیجه از قبل معلوم شده و برای صرفه جوئی در چاپ تعرفه و رعایت حال 15 ساله ها نیازی به حضور این عزیزان نیست.

د)الآن سن رای دهندگان رو بالا میبرن تا برای انتخابات مهم بعدی مجدداً این سن رو پائین بیارن و با اینکار برای خودشون تبلیغات کنن.

دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 |

در انتظار باران ...

زمان دسترسی به لات

زمان دسترسی به لات

دوستی تعریف می کرد که چند شب پیش برای شام به یکی از محله های خوب شهر رفته بوده که می بینه دو نفر جوون قداره به دست دنبال یکی می کنن و اون طرف فرار می کنه و به آشپزخانه یکی از مغازه ها پناه می بره. اون دو نفر اراذل شیشه های مغازه رو میشکونن و بعد از کلی گرد و خاک از اونجا میرن.......

دوستم تعریف میکرد که صاحبان مغازه برای کمک گرفتن همزمان به پلیس 110 و چند نفر لات آشنا زنگ میزنن . بعد از 3 دقیقه اون لاتها میرسن و بعد از 25 دقیقه پلیس 110... !

 

دیدن اینگونه صحنه ها و زورگیری توسط اراذل و اوباش موضوع جدیدی نیست ولی افزایش اینگونه وقایع همانطوری که از شواهد و خبرها پیداست موضوع نگران کننده ای است.

 

از یه نگاه دیگه ؛

یادم می آد که 8-7 ما پیش در خبرها از قول رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس می خوندم که در کشور ما متوسط زمان رسیدن به مواد مخدر 20 دقیقه و متوسط زمان رسیدن به نون بربری 35 دقیقه است.

شنبه بیست و چهارم تیر 1385 |

در انتظار باران ...

عجبا !!!

نگاهی به مهمترین عناوین روزنامه ها در روزهای گذشته:

-          آب جیره بندی می شود ...

-          برق بصورت نوبتی در مناطق شهری قطع می شود ...

-          بنزین سهمیه بندی می شود ...

 

توضیح :

-          امروز پنجشنبه 22/4/1385و در قرن 21 میلادی هستیم.

-          18 سال از جنگ ایران و عراق می گذرد.

-          قیمت نفت در یکسال گذشته در بالاترین سطح بوده و بالطبع  آن درآمدهای کشور.

 

یکسال پیش :

-          نفت سر سفره های مردم می آید.

امروز :

-          نفت سر سفرها نمی آید . آب ، برق و بنزین جیره بندی می شود. 

پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 |

در انتظار باران...

                                                  

امروز 18 تیر ، برای ما بهانه ایست تا یاد کنیم از همه کسانی که قلم و کاغذ و شرافت و جسارت ، تنها سلاحشان بود برای بیان خواسته ها و آنچه که حقشان بود و نداشتند . تنها سلاح در برابر نوجوان بسیجی مسلحی که نه از  انقلاب و آرمانهای پدر انش چیزی میدانست و نه از روزهای سخت جنگ و مبارزه و شهادت ... .

8 سال پیش  ، تعطیلی روزنامه سلام  درست در دورانی که چشم امید مان بر مردی از جنس زمان بود و گوشمان پر از وعده استقرار  حکومتی  مردم سالار و با  آزادی های مدنی و آزادی قلم و اندیشه ، بهانه ای شد تا   هزاران دانشجو و غیر دانشجو ،  در کوی دانشگاه تهران  ، گرد هم آیند و  فریاد آزادی بر آورند .

همان دانشجویانی که دوم خرداد 76 روشنفکر و تحصیلکرده و مردم همیشه در صحنه  نام گرفتند و در 18 تیر 78 ، عده ای اراذل و اوباش که به اتهام بر هم زدن آرامش و نظم جامعه ، روانه بازداشتگاه ها و زندانها شدند .هشت  سال از آن تاریخ میگذرد و امروز ، 18 تیر تنها به برگی از تاریخ ذهنمان مبدل گشته ، تقویمی که  سالهاست شاهد شهامت و جسارت عده ای و قصاوت  و بی عدالتی و استبداد عده ای دیگر بوده است. روزها میگذرند ، تقویم ورق میخورد و از آن پایمردی ها چیزی جز یادشان باقی نمیماند .

پس ستایش میکنیم از همه دانشجویان  و نویسندگان و روزنامه نگاران در بند ،  فعالان سیاسی و حقوق بشر ،  دلیر مردان و آزاد زنان  و در یک کلام همه آزادی خواهانی  که به یک هدف ، ساختن فردایی بهتر و ایرانی آزاد ، فریاد اعتراض سر دادند .

 

 

 

یکشنبه هجدهم تیر 1385 |

در انتظار باران...

                               

 

صدای قهقهه کودک شش ساله در شیون مادر محو شد... شهر،  خاموش وتاریک است .

بازهم بیرحمی ، بمباران ، کشتار در سرزمینی که فرستادگان الهی برای دعوت  مردم به عدالت ، صلح ، برابری ، آرامش  و دوری از تجاوز و درنده خویی ، در آن ظهور کردند .

 در میان این نا آرامی ها  زنان ، نوجوانان و کودکان بی پناه فلسطینی تنها قربانیان خودکامگی دولتمردان هستند .

کودکانی که سرگرمی روزانه آنها به جای بازی کردن با همسالان ، بی دغدغه  خندیدن و شاد بودن در پناه آوردن به خرابه ای تنها برای زنده ماندن و نه زندگی کردن ، خلاصه شده است تا در حسرت خوابی آرام و به دور از  رعشه بمبها و گلوله ها شب را به صبح برسانند .

مادرانی که تمام  روز را در انتظار و اضطراب به سر میبرند که آیا مردشان و یا  فرزندشان را دوباره سالم خواهند دید...؟

به امید روزی که مرزهای جغرافیایی دیگر بهانه ای برای قتل عام انسانها نباشد .                             

جمعه شانزدهم تیر 1385 |

در انتظار باران...

                                                  کنکور،از توهم تا واقعیت

                                                 کنکور، از توهم تا واقعیت

 

کنکور؛ آزمونی نا عادلانه که حاصل تدبیر اندیشی افرادی است که شاید خود از نزدیک با آن و مشکلات ناشی از آن روبرو نبوده اند . هر ساله عده ای در این آزمون شرکت میکنند و پس از یکسال تلاش همراه با نگرانی و اضطراب  بدون اینکه نتیجه مطلوبی بگیرند ، دچار سردرگمی میشوند. با اینکه ظرفیت پذیرش دانشگاهها به مراتب بیشتر از سالهای گذشته شده است اما این مشکل هنوزهم  حل نشده .

از میان آن عده ای هم که شانس ورود به دانشگاه را پیدا میکنند انتخاب رشته بدون آگاهی کافی از ماهیت رشته ها و توانایی های لازم برای آن  مانع از موفقییتشان میشود .

به راستی  آن مدت زمان کوتاه  چگونه میتواند ملاک مناسبی برای سنجش توانایی های علمی و عملی دانش آموز باشد ؟

طی سالهای گذشته به تجربه نشان داده شده است که کنکور ملاک مناسبی برای سنجش استعدادها و توانایی های افراد به منظور ادامه تحصیل ،نیست. چه بسا دانش آموزان با استعداد و با معلوماتی که به دلیل شرایط نا مساعد چه قبل و چه به هنگام برگزاری آزمون ، پشت درهای دانشگاه که پایگاه آرزوهای آنهاست، میمانند. دانش آموزانی که تنها، ورود به دانشگاه را سکوی پیشرفت و موقیت خود میبینند و برای عبور از این سد بزرگ  مدت یکسال و شاید بیشتر از بهترین دوران سنی خود را که میتواند زمان مناسبی برای پرورش خلاقیت های آنان باشد را  در اضطراب و نگرانی به سر میبرند .

همانطور که در خبرها آمده بود برخی از دانش آموزان  اصفهانی شرکت کننده در کنکور که حوزه امتحانی آنها دانشکده علوم پزشکی دانشگاه اصفهان بوده است در شرایطی غیر استاندارد و با دو ساعت تاخیر در زمان  شروع  آزمون سر جلسه حاضر شدند و مشکلی مشابه آن در حوزه های شهرستان کرج نیز پیشامده است.

از این میان به دلیل سیتم آموزشی نا مناسب  و عدم تناسب سطح علمی  سوالات کنکور با آنچه به واقع  در مدارس کشور از شهرهای بزرگ گرفته تا روستا ها  تدریس میشود،  کنکور را برای  عده ای به  منبع درآمدی تبدیل  کرده است.

اما دریغا که تصور آنها از دانشگاه و محیط های دانشجویی ، قبل از ورود به آن ، با  حقیقتی که پس از ورود به دانشگاه با آن مواجه میشوند بسیار متفاوت است.

از دانشگاه به عنوان " کارخانه آدم سازی " یاد میکنند  حال آنکه عملا عده ای  از دانشجو ها  در دانشگاه ها  از بسیاری معیارهای اخلاقی فاصله میگیرند.

در جامعه ای که برای بها دادن به اشخاص قبل از توجه به برخورد های اجتماعی  و سواد فرهنگی به فاکتور هایی چون قابلیت های  مالی  و مدرک تحصیلی اهمیت داده میشود شاید هم باید حق را به آن عده از دانش آموزانی داد که هدفشان از ورود به دانشگاه  صرفا برای گرفتن مدرک است .

اگر واقع بینانه به قضیه نگاه کنیم میبینیم که به جز تعداد محدودی از دانشگاههای سراسری کشور که در شهرهای بزرگ متمرکز شده اند،سایر دانشگاه ها ی کشور از حداقل امکانات آموزشی و آزمایشگاهی، محرومند . در این شرایط دانشجویانی را در نظر بگیرید که با زحمت فراوان،  مدت حداقل چهار سال از عمر خود را به  تحصیل در دانشگاه پرداخته  و پس از اتمام  دوران تحصیل جویای کار میشوند  حال آنکه  عملا بسترشغلی مناسبی برای پاسخگویی به نیازها ، توانایی ها و استعداد های آنها وجود ندارد و  نتیجه  آن به تحقق نپیوستن خواسته هایی است که در این مدت برای آنها تلاش کرده است  که اولین اثرآن سرخوردگی اجتماعی و دست کم گرفتن توانایی های فردی میشود .

چه بسا دانشجویانی که پس از  فارغ التحصیل شدن  به خاطر جو بسته آموزشی دانشگاه و سخت گیری های بی موردی که  گاه باعث میشود حواس دانشجو از مسا ئل اجتماعی و سیاسی روز بازبماند ، به افرادی تک بعدی تبدیل شده اند.

 در شرایطی که میبینیم افراد متخصص و تحصیل کرده به سختی میتوانند شغلی مرتبط با رشته تحصیلی و متناسب با شخصیت و روحیه خود پیدا کنند و در عوض روابط جایگزین ضوابط ، قابلیتها و صلاحیتها شده است ، شاید بد نباشد که ما، خانواده ها، جامعه ، رسانه ها و... دیدگاه خود را در رابطه با غولی به نام کنکور مورد بازبینی قرار دهیم  و عدم موفقیت در آن را منجر به بسته شدن تمام راهها در زندگی و پایان فرصتها ندانیم. 

جمعه شانزدهم تیر 1385 |

در انتظار باران ...

در انتظار باران ...

ای نام تو بهترین سر آغاز                        بی نام تو نامه کی کنم باز

در روزگاری هستیم که نوشتن درفضای مجازی اینترنت بهترین و آسانترین مسیر برای بيان مسائل و مشکلات اطراف و دلمشغولی هایمان است.

از امروز در اینجا از همه چیز و همه جا خواهم نوشت.

باید نوشت و بازهم نوشت تا رگبارهای ذهنمان به باران تبدیل شود و آنگاه باران خواهد شست همه ی ناپاکی ها و نازیبائی ها را.

درانتظار باران ...

دوشنبه دوازدهم تیر 1385 |
مریم خزائلی

من: مریم بانو
یه موقعی عدد 9 رو خیلی دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی عاشق زندگی بودم، هنوز هم .
یه موقعی عکاسی رو دوست داشتم، هنوز هم .
یه موقعی خبرنگار بودم، هنوز هم.
یه موقعی کودک بودم ....، هنوز هم !
هنوز هم، این منم، مریم بانو ... با همان مختصات اما نه در دستگاه مختصات دکارتی.
دستگاهی که محور افقی اش تعریفی برای بینهایت منفی و بینهایت مثبت نداره
و محور عمودی اش، آنقدر بالا نمیره که تالاپی بیافته پایین.
این منم....

deb.baran@yahoo.com

موضوعات

در فکر

در دل

در شهر

در خبرها

کتاب

محیط زیست

دلنوشته ها

مناسبت ها

:::: حقِ "حیات"، "آزادی"، "مالکیت"، "امنیت"، "حقِ پی‌جویی رشد و سعادت" و "حقِ ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم، به نحوی سازمان یافته و مؤثر، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد.
 

دوستانم

مرد خاکی

سیب و شراب

ریحانه احسانپور

نفیسه حاجاتی

سعیده بقایی

مهرو ملالی

مژگان جمشیدی

شاهین سپنتا

مطالب اخير

زاینده رود، این روزها...

بحران آب در اصفهان

در آستانه ی پروانه شدن

همایش شادی در خانواده

تیشه به ریشه ام میزنند

خرمن رخوت ام رو آتش بزن

اگه رو خاک ما بارون لاله است... / آهنگ

با تو رفتم، بی تو باز آمدم...

پيوند ها

نجات پاسارگاد

هومان خاکپور

All Beyond Animal Needs

آسمانی دیگر

فتوبلاگ در انتظار باران

محمد درویش

دیگر بار

الپر

روز نوشت

مهستی شاهرخی

جمهوری سکوت

پیام آزادی

ایران نامه

یک پزشک

کوروش ضیابری

زنی به طعم خاک

کافه تیتر

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

خبرنگار

خبرنگاران صلح

ضد جنگ

دکتر یونس شکرخواه

روزبه میر ابراهیمی

فریاد زیر آب

دکتر یونس شکرخواه

دکتر ناصر کرمی

یک عکاس

فریاد خروشان

مسیح علی نژاد

فریاد خرداد

ایران ما

مهتاب در کویر

روزگار

راه من

آزادی ایران عزیز

استاد ساردین

عنکبوت

مهجاد

تقویم زنانه

روایت

الهه موسوی

طراحی با طبیعت

وقت کشی

عکس های دیجیتالی من

آوای فاخته

امیر اوسط

لحظه

نگار سلیمانی

بامدادی

دلنوشت های یک دوست قدیمی

خانقاه

موسسه تحقیقات جنگل ها مراجع کشور

آیدین فرنگی

محبوبه حسین زاده

سردبیر:خودم

مظنونان

یک دوست (تسنیم)

محسن تیزهوش

شیلا جوانمردی

منا قاسمیان

وقت کشی

نسرین خواجه افضلی

کوروش

فنگ شویی به شیوه ایرانی

کوچه بن بست

صندوقچه

تحصیل در ایتالیا

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme